با تشکر از شما و دوستان
هنوز خودم را قربانی نمی دونم . یک مساله ای که هست شیوه و وظایف جایگاه یک زن خصوصا در دوره جدید را بلد نیست.زن بودن را بلد نیست نه اینکه نیت بدی داشته باشه. بی خیال هست ولی بد ذات نیست.چون منم حوصله جر و بحث را نداشتم چیزی نمی گفتم.هرچند اونایی هم که گفتم فایده نداشته.
اوایل تعداد دعواها خیلی بیشتر بود و به قولی کیفیت نداشت بعد از یکی دو روز عادی می شد. ولی الان تعدادش خیلی کمتر شده اگه دعوا بشه 2 یا 3 هفته طول می کشه کهشرایط عادی بشه. کوتاه میام و بی خیال میشم حوصله دعوا ندارم اصلا و بیشتر اذیت میشم.
شش هفت سالی صدام نمی کرد.کی باور می کنه ؟چقدر سخت بود . با کسی زندگی کنی که صدات هم نمی کنه.
و ....
خیلی چیزها دیدم و اذیت شدم
من دیگه گریه هام را کردم
نتیجه این روند سفت تر شدن و بی احساس شدن هست.
بدبختی این هست که آدم احساسی هستم و تحمل را خیلی سخت می کنه .
اگر فامیل نبودیم بهتر می شد برخورد کرد . این هم از مضرات ازدواج فامیلی .








علاقه مندی ها (Bookmarks)