مشکل اینجاست که شوهر من اصلا خودش رو مقصر نمیدونی و به من برچسب بیمار زده که نمی تونم خشم خودم رو کنترل کنم حتی به دوست مشترکمون تعریف کرده که من فریب ظاهر مظلوم و آروم خانمم رو خوردم و باهاش ازدواج کردم همسرم خشم انفجاری داره و بیمار اسکیزوفرنی هست هر موقع عصبانی میشه نمیدونه داره چیکار میکنه و آبرو و حیا براش مهم نیست بلند بلند داد میکشه تا اطرافیان متوجه بشن و دست و پاش میلرزه و ... زندگی در کنار همچین زنی خطرناکه و فردا خونش گردنم میوفته و ... از دیروز بعد از شنیدن این حرفها می خواستم برگردم خونم و بهش ثابت کنم که من بیمار نیستم اصلا مگه من خود به خودی همین طوری بدون هیچ دلیلی عصبانی میشدم و داد می کشیدم واقعا دیگه نمیدونم باید چه عکس العملی بکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)