به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 02 [ 22:11]
    تاریخ عضویت
    1396-9-27
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    5,602
    سطح
    48
    Points: 5,602, Level: 48
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 53 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میس بیوتی عزیز ممنونم که توی این روزهای بحرانی کنار هستید
    امروز جلسه دوم مشاوره رو میرم نمیدونم این چه شخصیت ضعیف و لعنتی هست که من دارم خیلی از این حالت بدم میاد وقتی میبینم داداشم و زن داداشم خونشون چقدر با هم خوبن و شوخی میکنن بگو بخند میکنن و خوشبختن افسوس می خورم میگم چرا من نباید کسی رو داشته باشم که اینطوری با هم خوشبخت بشیم منم باید هر جوری شده با همسرم خوشبخت باشیم حتما کوتاهی از منه و ... وقتی می بینم برادر زادم وقتی داداشم میاد میره بغلش و خودش رو لوس میکنه و داداشم براش خوراکی خریده و نازش رو میکشه و دختر من با حسرت بهشون نگاه میکنه دارم آتیش میگیرم و خیلی اتفاقات دیگه . میس بیوتی خیلی حالم بده دوست دارم یه لحظه مامانم بره بیرون و خونه تنها باشم بلند به حال و روزم گریه کنم

  2. 2 کاربر از پست مفید بی کران تشکرکرده اند .

    mercedes62 (یکشنبه 05 فروردین 97), میشل (چهارشنبه 20 دی 96)

  3. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی کران نمایش پست ها
    خونه پدرمم شوهرم بجز روز اول که تماس گرفت دیگه نه سراغی از من گرفته نه از دخترش انگار نه انگار این دختر اونم هست اصلا دلش براش تنگ نمیشه
    دلش تنگ شده برای دخترش

    اما بازم مثله دفعات قبلی منتظر شما پاپیش بذارین و میدونه که بالاخره کوتاه خواهید اومد و به یه نحوی باهاش تماس خواهید گرفت..

    شما باید فعلا بی تفاوت باشین و تماسی نگیرین تا ایشون بیان جلو..

  4. 4 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    mercedes62 (یکشنبه 05 فروردین 97), tavalode arezoo (چهارشنبه 20 دی 96), نیکیا (چهارشنبه 20 دی 96), میشل (چهارشنبه 20 دی 96)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 04 [ 14:16]
    تاریخ عضویت
    1395-9-07
    نوشته ها
    211
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,536

    تشکرشده 309 در 154 پست

    Rep Power
    46
    Array
    بیکران جان همه این احساسات و غم و غصه ها و حسرتا طبیعیه...سرکوبشون نکن، بپذیرششون و هروقتم نیاز داشتی بلند بلند گریه کن چه جلوی مادر و مشاور و چه تنها.خیلیییی ارومتر میشی! فقط خوااااااااهش میکنم فعلا کاری به کار همسرت نداشته باش و بهش نه پیامی بده و نه تماس بگیر!
    ویرایش توسط میس بیوتی : چهارشنبه 20 دی 96 در ساعت 17:11

  6. 3 کاربر از پست مفید میس بیوتی تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (چهارشنبه 20 دی 96), نیکیا (چهارشنبه 20 دی 96), شیدا. (چهارشنبه 20 دی 96)

  7. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 02 [ 22:11]
    تاریخ عضویت
    1396-9-27
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    5,602
    سطح
    48
    Points: 5,602, Level: 48
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 53 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل اینجاست که شوهر من اصلا خودش رو مقصر نمیدونی و به من برچسب بیمار زده که نمی تونم خشم خودم رو کنترل کنم حتی به دوست مشترکمون تعریف کرده که من فریب ظاهر مظلوم و آروم خانمم رو خوردم و باهاش ازدواج کردم همسرم خشم انفجاری داره و بیمار اسکیزوفرنی هست هر موقع عصبانی میشه نمیدونه داره چیکار میکنه و آبرو و حیا براش مهم نیست بلند بلند داد میکشه تا اطرافیان متوجه بشن و دست و پاش میلرزه و ... زندگی در کنار همچین زنی خطرناکه و فردا خونش گردنم میوفته و ... از دیروز بعد از شنیدن این حرفها می خواستم برگردم خونم و بهش ثابت کنم که من بیمار نیستم اصلا مگه من خود به خودی همین طوری بدون هیچ دلیلی عصبانی میشدم و داد می کشیدم واقعا دیگه نمیدونم باید چه عکس العملی بکنم

  8. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی کران نمایش پست ها
    از دیروز بعد از شنیدن این حرفها می خواستم برگردم خونم و بهش ثابت کنم که من بیمار نیستم اصلا مگه من خود به خودی همین طوری بدون هیچ دلیلی عصبانی میشدم و داد می کشیدم واقعا دیگه نمیدونم باید چه عکس العملی بکنم

    خانم عزیز ما میگیم به هیچ عنوان باهاش تماس نداشته باش

    بعد شما میگین میخواستی بری خونه.

    واقعا که برای شما نظر نوشتن تاثیری نداره..

  9. 5 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    Happy.girl.69 (پنجشنبه 21 دی 96), maryam123 (پنجشنبه 21 دی 96), نیکیا (جمعه 22 دی 96), میس بیوتی (جمعه 06 بهمن 96), زن ایرانی (جمعه 22 دی 96)

  10. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 02 [ 22:11]
    تاریخ عضویت
    1396-9-27
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    5,602
    سطح
    48
    Points: 5,602, Level: 48
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 53 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما راست میگید جناب جوادیان حق با شماست اگه برگردم از وضع از اینکه هست هم بدتر میشه . دلهرم فقط به خاطر این بود که بهش بفهمونم من همین طوری عصبانی نشدم ولی کسی که خودش رو به خواب زده رو نمیشه که بیدار کرد

  11. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 شهریور 00 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    7,864
    سطح
    59
    Points: 7,864, Level: 59
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 325 در 136 پست

    Rep Power
    45
    Array
    همسرتون خوب میدونه که تقصیر از خودشه ولی با این حرفها میخواد گناه را گردن شما بیاندازد.

    حالا شما با برگشتنتون به خونه چطور میخواید ثابت کنید که مشکل ندارید؟
    مطمعن باشید به محض برگشتن همسرتون به خاطر اینکه ازشما زهر چشم بگیره که دیگه قهر نکنید همین مسئله بیمار روانی را مرتب براتون تکرار میکند وشاید بدتر عذابتون بده.
    ببینید اگر شما قصدتون جداییه که دیگه این حرفها براتون مهم نباشه به دنبال اثبات کردن و یا نکردن تهمت هایی که بهتون زده میشه هم نباشید اتفاقا منتظر حرفهای بدتر باشید.
    ولی اگر قصدتون تنبیه همسرتونه فعلا صبر داشته باشید.
    اگر هم یه زمانی دیدید خیلی بهتون فشار اومده و میخوایید که برگردید خونتون .خودتون تنهایی بر نگردید. همراه برادری یا عمویی یا بزرگتری برگردید که اینجور نشون داده بشه که انها شمارا برگردوندند. که احترامتون هم سر جاش بمونه.

  12. #48
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 04 [ 14:16]
    تاریخ عضویت
    1395-9-07
    نوشته ها
    211
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,536

    تشکرشده 309 در 154 پست

    Rep Power
    46
    Array
    بی کران جان چه خبر؟؟برامون بنویس که چیکارا میکنی

  13. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 02 [ 22:11]
    تاریخ عضویت
    1396-9-27
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    5,602
    سطح
    48
    Points: 5,602, Level: 48
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 53 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام خدمت همه کاربران عزیز میدونم از دستم واقعا خسته شدید ولی توی شرایط بحرانی اینجا تنهاترین جایی هست که می تونم پناه بیارم . اون دفعه که اومده بودم خونه مامانم حال پدر شوهرم خراب شدو توی بیمارستان بود و ما مجبور شدیم بریم عیادتش و اینجوری شد که با استقبال گرم شوهرم روبهرو شدم و برگشتم خونم تا امروز اوضاع خوب بود و تقریبا اصلا دعوا نداشتیم . ولی امروز یه فاجعه دیگه اتفاق افتاد . اینبار برای اولین دفعه همسرم گفت که بریم لباس عید بخریم با هم رفتیم مانتو سه سایز بزرگتر گرفت توی تنم خیلی مسخره بود گفتم از سایز خودم یک سایز بزرگتر بگیریم داد و بیداد کرد و گفت همینه که هست بعدش من کفش پاشنه سه سانت برداشتم گفت نه فقط ته صاف و خیلی گیر های دیگه تا اینکه دیروز واقعا یه اتفاق فوق العاده بد دیگه ای افتاد بهش اصرار کردم بریم عید دیدنی خونه مادربزرگم من هم لباس هایی که خودش انتخاب کرده بود پوشیدم توی راه فقط از حجاب حرف میزد و هنوز از پوششم راضی نبود تا اینکه رسیدیم اونجا همسر پسر داییم یه مانتو کوتاه پوشیده بود با شلوار نسبتا گشاد و شال قرمز موهاشم کلا بیرون بود وقتی اومدیم بیرون بهم گفت خوش بحال پسردایت همچین زن متین و با وقاری داره واقعا شوکه شدم آخه اون کجاش متین بود؟ گفتم من از خدامه اونجوری تیپ بزنم آرایششم دیدی ؟ گفت نه خیلی عالی بود و با هم کلی بحث کردیم و کارمون کشید به جاهای خیلی بد . شوهرم توی ماشین داد میکشید که تو فلان هستی و ... منم گفتم همینه که هست من اینم و یه دفعه شوهرم یه سیلی محکم زد توی گوشم منم از خود بی خود شدم و محکم با دستم زدم توی سرش و به این ترتیب رانندگی می کرد اون منو میزد من اونو وسط خیابون روسریم هم کشید افتاد کف ماشین دخترم پشت از ترس داشت میمرد بعدش شوهرم محکم داد میکشید و منو آورد خونه مامانم من گفتم من نمیرم من میرم خونه خودم گفت دختره ... اگه یه بار دیگه پات رو خونه من بزاری همونجا سرت رو میبرم فکر کردی مثل دفعه های قبله که چند روز بد پاشی بیای خونه این دفعه فرق داره من میرم صد میلیون میدم وکیل بچه رو هم میگیرم تا به حال بابام هم دست به روی من بلند نکرده یه زن لات و ... دست به روی شوهرش بلند بکنه . من از ماشین پیاده نمیشدم که در رو باز کرد و با لگد من و دخترم رو پیاده کرد و درهای ماشین که باز بود با سرعت رفت . خیلی حالم بده بنظرتون چیکار کنم

  14. #50
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانوم بی کران سلام
    من به این نتیجه رسیدم بهترین روشی که میشه یک فرد به خودش اورد و با بالغ هم صحبت کرد سوال پرسیدن از شخص مقابل
    مثلا تا این حرف به شما در مورد اون خانوم می زدن میگفتید اون خانوم ممکن از طبق سلیقه همسرش رفتار نکرده و این جور تیپ زده ایا بازم زن کاملی هست؟؟
    سعی کنید فقط سوال بپرسید تا خودش به نتیجه برسه

    یعنی این روش خیلی خوبه هم برا کنترل خشم شما هم برای کنترل خشم طرف روبرو البته به شرطی که ارام پرسیده بشود

  15. کاربر روبرو از پست مفید خادم رضا تشکرکرده است .

    tavalode arezoo (پنجشنبه 02 فروردین 97)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. این مشکلاتم اختلاف سلیقه اس یاچیزی مهم تراز اون
    توسط عطریاس در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 25 فروردین 96, 16:36
  2. عاشق چه چیزی در شغل‌تان هستید؟ از چه چیزی در ‌‌شغل‌تان متنفرید؟
    توسط ehsan_hamdardi در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 مهر 92, 09:39
  3. مادر من دچار بیماری جمعیت گریزی است. ما برای بهبود او چه راه حلی را پیش بکیریم
    توسط tasnim1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 تیر 92, 18:58
  4. آهنربای وجودت چه چیزی رو به خودش جذب می کنه؟
    توسط بالهای صداقت در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 اسفند 89, 10:37
  5. چـیزی که نپرسند تو از پیش مـــگوی
    توسط baby در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 شهریور 89, 14:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.