نمیدونم شایسته خانم. درست میگید شاید هیچ چیزی عوض نشه با تهران اومدنمون. شاید همینطور بشه که شما میگید حتی بدتر هم بشه. من نمیتونم آینده رو پیش بینی کنم. اما با توجه به شناختی که از همسرم دارم گفتم بنظرم بهتر میشه و با چندجلسه مشاوره ای ام که رفتم ایشونم نظرشون این بود که تنها چیزی که شابد بتونه تغییراتی در همسرم ایجاد کنه تغییر دادن محیط و دور شدن از اون محیطه. که شاید جواب بده و شاید هم نده.


حالا با تمام این شرایط چه راه حلی به ذهن شما میرسه؟چه پیشنهادی بهم میکنید؟

به هرحال باید یه کاری بکنم . بمونم اونجا و مثل همیشه از مشکلات و محیط و محل زندگی ناراحت؟ من همین چندماه پیش تصمیم گرفته بودم که ازش جدا بشم، و داشتم این کار رو هم میکردم. به قول مادر که تو این تاپیک درمورد زندگی خودش میگفت که تو یه برهه از زمان با خودش میگفت اگر یه تغییر تو این زندگی ایجاد نشه، این زندگی محکوم به جداییه.

خب اگر هیچ چیزی قرار نیست به بهتر شدن این زندگی کمک کنه، پس غیر از جدایی راهی نمی مونه.


اصلا چه معلوم، شاید حتی اگر اومد تهران هم آخرشم از هم جدا شدیم. اما چیزی رو که میدونم اینه که تو اون شهر حتما این اتفاق (جدایی) میفته و اگر هم نیفته من همیشه ناراحت و ناراضی خواهم بود. پس با این کارم میخواستم یه فرصت دیگه به زندگی مون بدم شاید بهتر شد، و شاید هم نشد....

من کم تا حالا از خودگذشتگی نکردم واسه زندگی مون. با اینکه زیر قولهاش زد (مثل تهران زندگی کردن، مشروب نخوردن و ...) اما من بازم واسه از دست ندادن زندگیم از خیلی از خواسته هام گذشته م. از کارم، از خانواده م، از شهری که دوست داشتم و ... از همه اینها گذشتم تا باهاش زندگی کنم.

و شاید از اول نباید هیچ کدوم از این ها رو انجام میدادم و روی خواسته هام پافشاری میکردم. چقدر همش من کوتاه بیام و همراهی کنم؟

مبدونم که کلا انتخابم از اول اشتباه بوده. اما حالا این مهمه که الان باید چیکار کنم؟ الان چه کاری انجام بدم برای بهتر شدن زندگیم؟ برای کم کردن مشکلاتم؟