سلام دوستای خوبم...ممنونم از همتون که زحمت کشیدین و برام وقت گذاشتین..من جواب تک تک شما عزیزانو دادم ولی نمیدونم چرا چیزی مشخص نیست.احتمالا نت من ایراد داره.
شیدای عزیز منم میدونم که خواستمو بد مطرح کردم ولی واقعا تجربه حرف زدن با خواستگارو ندارم.شما جای من بودین چیکار میکردین؟چه جوری مطرح میکردین؟؟؟؟ میگی با زرنگی 8 ماه و کمش کن ولی آخه چه جوری؟؟؟
بینهایت و مریم عزیزم بخدا باید جای من باشید تا بدونید ترس از دست دادن چیه.این آقا تنها امیدو و شایدم آخرین امید من باشه.وقتی تو اوج جوانی و طراوت خواستگار نداشتم به نظرتون بعد از این خواهم داشت؟؟؟برای همین نمیخوام راحت ایشونو از دست بدم.
فکور عزیزم تا این حد هم ساده نیستم و یواشکی یه سری تحقیقات ریزکردم و میدونم جدا شدن و به خودشم گفتم که غیر مستقیم از یکی در مورد طلاقت پرسیدم.
یعنی واقعا تو این سایت یا حتی محیط پیرامون شما کسی نیست که رابظه داشته باشه و به نتیجه ی مثبت ختم شده باشه؟؟؟
مشکل من 8 ماه نیست بخدا...30 سال تنها بودم 8 ماهم روش... مشکل من نیت ایشون هستش.اگه بدونم نیتش واقعیه صبر میکنم براش ولی میترسم نیتش این نباشه و من درگیر یه رابطه ی غلط شده باشم.
لطفا خودتونو جای من بزارید و کمکم کنید.
آقای یه دوست عزیز میترسم اگه از الان گیر بدم که بیا با یه تصمیم عجولانه از دستش بدم.میگم شاید اگه یه کم زمان بگذره بیشتر بهم علاقمند بشه و اونوقت بگم بیا اقدام کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)