به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 114

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 مهر 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-12-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,263
    سطح
    35
    Points: 3,263, Level: 35
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    365

    تشکرشده 236 در 117 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط روناک محمدی نمایش پست ها
    سلام من واقعا متاسفم برای این شرایط ایجاب شده
    منم پدرم اعتیاد داره به تریاک و تا الانم ترک نکرده و تفننی میکشه ترک میکنه و برمیگرده از وقتی چشم باز کردم پدرم معتاد بود و شلهد عذابای مامانم بودم واسه همین مامانم میگه هر تصمیمی میگیری نزار بشی الانه من و خودت رو نجات بده فردا اینده بچه هاتم تباهه....وقتی مصرف پدرم رو میبینم و حالاتشو بیشتر عذاب میکشم میگم شوهرم معتاد اینم از پدرم اخه کجا پناه ببرم....خیلی عذاب میکشم دست خودم نیست نمیتونم بیخیال باشم....الانم عشق مامانم به نفرت تبدیل شده و دقیقا مو به مو حرفاتونو درک میکنم....من همش از مامانم قایم میکنم مبادا ناراحت بشه غصه بخوره چیزیش بشه ....پدرمم با اخلاقای بدش دیوونش کرده هنوز که هنوزه بش ظلم میکنه و حرفای سنگین بارش میکنه واقعا تحمل چنین اینده ای رو با همسرم ندارم ...از طرفی پدرم رو میبینم اینجور سست میشم و میترسم بابام حتی تا دادگاه بام نمیاد حمایتم نمیکنه فقط مادرم و خواهرام هستن ....چند روز پیش دادگاه داشتم ۴۰دقیقه شهود دیر کردن بش گفتم بابا خو تو که بیداری کاریم نداری پاشو برو گفت کاریه که خودت کردی من کجا برم اخه خودت ازدواج کردی گفتم من خریت کردم ولی تو پدرمی گفتم قاضی بره دادگاه عقب میفته گفت بدرک اصلا شاید قسمت نیست تو جدابشی تو زور میزنی که خداروشکر فقط خدا کمکم کرد و قاضی رو وکیلم نگه داشت....شرایط سختیه نمیگم پدرم ادم بدیه و دیو دوسره نه اما اونطور که باید حمایت نمیکنه و میگه باید میموندی زندگی میکردی طلاق رو عیب میدونه میگه اگه تیکه تیکه هم شدی نباید جدا بشی میگه مگه مادرتون کم با من کشید تو هم تحمل کن زندگی الکی نیست که و.....کلا اخلاقای خاص خودشو داره اصلا یکباااار تو رو شوهرم واینستاد یکبار که شوهرم جلوش سرم داد میزد بش نگفت چرا داد میزنی و ....همیشه فرار کرده و خودشو کشیده کنار حتی حاضر نشد با خانواده همسرم حرف بزنه محکم بجاش مامانم باشون حرف زد و روبروشون وایساد...نمیدونم واقعا دیگه خسته شدم این چیزارو میبینم کاش خدا معجزه کمه و نجاتم بده...
    عزیزم این شرایط برای هرکسی که توش هست واقعا عذاب آوره متاسفانه. متاسفم که خانواده شمام با مشکلات اعتیاد پدر مواجهه. باور کنین انقد تو شرایط بدی بودم که حتی حاضر نیستم دشمنم تو این موقعیت قرار بگیره. شمام که این حرفارو زدین و از مادرتونم گفتین مادر خودمو تصور کردم. چیا که نکشیدن. این همراهی نکردن و حمایت نکردن پدر و که میگین نمی تونم بگم با چه عمقی درک می کنم. جالبه پدر من با این همه مشکلات و ناهنجاری هایی که داره، همه چی رو بی نقص می خواد! میگین پدرتون گفتن ؛خودت ازدواج کردی دیگه؛ این جمله دقیقا از جملات معروف پدر منه! خودت اینطوری کردی دیگه، خودت خواستی دیگه، مشکل خودته دیگه، به من ربطی نداره، می خواستی نکنی و.... این دقیقا چیزیه که از ۹۹ درصد پدرای معتاد سر میزنه. باید همه چی بر وفق مراد باشه و روز و روزگارشون مبادا خدشه ای بهش وارد بشه. مبادا کاری براش بتراشیم مجبور بشه تا سر کوچه بره! یه بار خارج از شهر از دانشگاه که بیرون زدیم ساعت ۷ عصر کولاک برف شد، من و دوستم شب هاج و واج مونده بودیم چیکار کنیم. گفتم صب کن زنگ میزنم پدرم بیاد (چون هم ماشین پدرم نسبت به ماشین اونا خیلی بهتر بود هم اینکه پدرم کاری نداشت و پدر اون یه شهر دیگه کارگری می کرد). فک می کنین پدرم چی گفت؟ گفت من نمی تونم ماشین و بیارم اونجا خودت یه کاریش بکن!!! (تازه اینم درست بگه آدم نمی سوزه، با خشم و غضب یه جوری گفت که انگار من وبال گردنشم و بچه همسایه!) دوستم به پدرش زنگ زد (خدا همچین مردایی رو عمر بده بهشون) گفت نگران نباشین الان را میفتم میام دنبالتون! (کسی که از ۵ صب کارگری می کرده تا ۷ عصر!! (تفاوت جوابای دوتا مرد رو در نظر بگیرین. یکی سالم با حقوق ماهی ۱۰۰ هزار تومن و دیپلمه، یکی معتاد با حقوق چند میلیونی و ماشین عالی و تحصیلات عالی!!!!!). من و دوستم یک ساعت تا شهر راه رفتیم، پدرش مسیر یه ساعته رو نیم ساعته اومد تا مارو همراهی کنه طفلک. بلاخره مارو سوار کرد و رسوند خونه. حالا این یه مثال از عدم حمایت پدر تو زندگی ماهاست. شایدم در قبال خیلی از کارای دیگه مهم نباشه واقعا. من حاضر بودم پدرم تا آخر عمر با من حرف نزنه اما از طرفی دس رو مادرم بلند نکنه، حرفای رکیک نزنه و ....
    این حمایت پدر که ازش حرف میزنین رو من خیلی وقته چال کردم. دیگه اصلا رو پدرم حسابی باز نمی کنم. حتی می ترسم ازدواج کنم. میگم اگه یه همچین موقعیتی (تو برف گیر کردن مثلا) دوباره برام پیش بیاد و همسرم مثلا ماموریت باشه، نمیگه من نیستم پدرت بیاد دنبالت؟! یا اصلا یه اتقاق دیگه افتاد لازم شد پدرم ازم حمایت کنه....تکلیف من چیه اون موقع؟!

    شما به حرف پدرت گوش نده. الان زمونه ای نیس که کسی بسوزه و بسازه. باید از زندگی مادرت درس بگیری. انشالله که خدا گره از مشکلات همه ما باز کنه​
    ویرایش توسط غبار غم : پنجشنبه 30 شهریور 96 در ساعت 20:24


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اعتیاد برادر
    توسط negin_winter در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 اسفند 96, 02:48
  2. با اعتیاد همسرم به قلیان چگونه برخورد کنم؟
    توسط سینان در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 13:14
  3. اعتیاد شوهر خاله ام
    توسط الف-ح در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 10 آذر 91, 15:52
  4. مشکل با اعتیاد پدر دختر مورد علاقه ام(کمکم کنین)
    توسط pesare_baran در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 آذر 91, 12:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.