بالهای صداقت عزیز یه مطلب مهمی رو در یکی از تاپیکهاتون دیدم و اون این بود که : اینکه مرد هنوز اقدام به طلاق نکرده خیلی امیدوار کننده هست ...اما متاسفانه همسر من اقدام کرده
از طرفی منشا همه این مشکلات را در رفتار خانوادش میدانم و میدانم که اونها ایشون را در این مسیر قرار دادن چون همسرم آه در بساط نداره که بخواد مهریه منو بده و باز مثل قبل حتما پدرش که مخارج زندگی ما رو میداد الان پول مهریه رو میده .....
چند روز پیش همسر یکی از دوستانم که با همسرم نیز اشنایی محدودی دارد قرار بود واسطه بشن و با همسرم صحبت کرده و ایشون رو ببرن پیش یک سید محترمی از اساتید حوزه علمیه .....همسر دوستم قبلش (چون خودشون هم طلبه هستن) میرن پیش یکی از اساتید حوزشون تا ببینن چطور میتونن با همسر من صحبت کرده و قانعشون کنن که اون اقا به همسر دوستم میگن :چون اینا هردوشون عرب زبانند باید بزرگ خانواده دختر بره پیش بزرگ خانواده پسر و بهشون بگه این چه رفتاریه؟و واسطه گری شما کار رو خراب میکنه، من دوستم گفتم:
1- پدر من همان هفته سوم که من رفتم خونه کتابها مو بیارم و قفل در خونه عوض شده بود پدرم با پدر همسرم تماس گرفتن تا دلیل این برخوردها رو بپرسن ،پدر همسرم اول رد تماس دادن بعد جواب ندادن و در بار سوم تلفن رو قطع کردن.....پدرم با منزل تماس گرفتن وباز پاسخ ندادن....
2- با وجود بیاحترامی پدرهمسرم باز واسطه قرار دادیم که باز پدر همسرم راضی به صحبت نشدن...و گفتن باید خانواده و بزرگای دختر بیان خونمون از ما معذرت بخوان....
3- ببخشید این حرف رو میزنم منم عربم هم از طرف پدری هم مادری...اما ایا اسلام هنوز نتونسته عربها رو ادم کنه .....فقط ظاهر اسلام و کربلا رفتن و روضه گذاشتن و ریش گذاشتن رو یاد گرفتن....پس اسلام کجاست ...چرا باید مانند عرب جاهلیت برخورد کنند ....من گنهکارم باشه چشم من معذرت خواهی میکنم اما خانوادم چه گناهی دارن که باید تحقیر بشن...
4 -الان بعد گذشت 5 ماه و خورده ای رفتن پدر من آنهم بعد از رسیدن درخواست طلاق از طرف همسرم یعنی ترس من و خانوادم از طلاق...
بله درسته من دوست ندارم زندگیم خراب بشه چون :
ازدواج یه امر مقدسه
تمام تلاشتون رو بکنید تا زندگی از هم نپاشه و طرف مقابل متوجه بشه داره چه چیزهایی رو از دست میده
زندگی بچه بازی و دوست دختر و دوست پسر بازی نیست که یه نفر بخواد الکی ول کنه بره ....اخه ما با خودمون و خدا عهد بستیم این ظلمه که یه نفر رو بخاطر غرورمون لگد مال کنیم و کنار بکشیم ....
بله ایها العالم من اشتباه کردم در نحوه برخوردم با خانواده همسرم عذر خواستم بازم یخوام بهشون گفتم به همسرم گفتم اما اونا فقط گویا یه چیز میخوان عذر خوانوادم
من خدا شاهده اگر یک قدم مثبت فقط یک قدم مثبت از طرف همسرم میدیدم برای بقای این زندگی شرط درس رو هم میپذیرفتم هر چند میدانم این شروط بهانه است و پشت پرده ماجرا بدگویی و وسواس خناس و تبلیغات خانواده همسرم هست که اطراف همسرم رو احاطه کرده و نمیزاره صدام به گوشش برسه
خانواده همسری که همیشه بینمون احترام بوده و این اولین برخورد بین ما بوده اونم بواسطه دخالت فامیل دورشون و من پذیرفتم اشتباهم رو اما انها گویا شمشیر رو از رو بستن ....
پناه برخدا...
التماس دعای بسیار برای ارامش برای صبر برای خودسازی برای ادم تر شدن برای انسانیت برای باور کردن وجود رحمان رحیم در تمام این لحظات سخت و جانکاه
میدانم او هست که در اوج ناراحتی و نا امیدی ها باز منو بلند میکنه
هربار که امید میبندم میخندم به یک روز نمیکشه حتی برخی اوقات به ساعتی نمیکشه که این امید ناامید میشه و لبخند جاشو به غصه میده
همش به خودم میگم برمیگرده چون میخوام برگرده تا زندگیمو درست کنم پایه هاشو استوارتر کنم تا......
التماس دعا











علاقه مندی ها (Bookmarks)