کاربر گرامی khadijeh
شما خانوم فهمیده و باکمالاتی هستید و بسیار هم متعهد و مقید به اصول خانواده .. همسرتان را هم دوست دارید ...و برای زندگی تان از هیچ کاری دریغ نخواهید کرد ...و خدا را شکر که از آن دسته از کاربرانی هستید که احساساتتان را می توانید کنترل کنید .. یعنی به حقیقت می توانم بگویم ده قدم از آن کاربری که با مرثیه سرایی احساساتی می خواهد مشکلش را بر طرف کند جلوتر هستید .. پس می توانی بقیه قدم های درست را نیز برداری و از پس این مشکل بر بیایی
منتها همین اول یه جمله خیلی خیلی مهم بهت بگویم به همان اندازه که الان جلو هستی و توانایی زیادی داری و این نکته مثبتی برای شما می باشد ، به همان اندازه هم کار برای شما سخت تر هست چون همسرت از شما ده قدم نه بلکه صد قدم عقب تر هست یعنی اگر شما و ایشون به یک اندازه تلاش کنید برای بهتر شدن زندگی تان ، هنگام راندمان گیری ، نتیجه تلاش هایتان مشحص می شود که هردو شما دو قدم مثبت به جلو رفته اید و شما الان مثلا در پله 112 قرار دارید و همسرتان در پله 2
این تحلیل به این معنی نیست که دلسرد شوید بلکه به این خاطر هست که شما از الان بدانید در آینده چگونه پیش خواهید رفت و نکته بسیار مهم دیگر اینکه از همه تلاش های کوچک همسرت قدردانی کنی .. هرچقدر قدردانی شما از همسرتان بیشتر باشد ، همسرتان انگیزه اش برای پیشرفت و بهبود زندگی تان بیشتر خواهد شد ... این نکته رو خیلی خوب درکش کن ، چون کلید موفقیتت در همین قضیه هست ...
همسرت احساس می کنه از شما کمتر هست به علت تفاوت میزان تحصیلات
همسرت احساس می کنه از نظر اجتماعی از شما پایین تر هست به علت موقعیت کار دانشگاهی شما
همسرت احساس می کنه از نظر فرهنگی از شما پایین تر هست ، به علت نحوه برخورد و منش خانواده شما و خانواده خودش
با این وجود همسرتان در تلاش هست که خودش را بالا بکشد و صحبت ها ، وعده های ایشون در مراسم خواستگاری گواه این مطلب هست.... لیکن زمان می برد که آنچه را که می گوییم یا مطالعه می کنیم را درونی بکنیم تا رفتارمان با حرفمان مطابقت داشته باشد و برای همسر شما زمان زیادی لازم هست تا یاد بگیرد و رفتارش را اصلاح کند همون طور که خودن گفتی توی اون خانواده سنتی رشد کرده و بزرگ شده ، خمیر مایه اش شکل گرفته ... با این وجود ما که درخت نیستیم ! می توانیم خودمون رو تغییر دهیم ، همسرتون هم با کمک و حمایت های شما می تواند تغییر کند
به هر حال اگر شما طلاق بگیری ، یه دوران سختی را در پیش رو خواهی داشت ..احساسات بدی رو تجربه خواهی کرد ، که مهم ترینش چراهای بی جواب زیادی خواهد بود و چون ذهن تحلیل گری داری ، مدام تمام دوران زندگی مشترکتان را از ریز تا درشت مرور می کنی تا همش ریشه یابی و علت یابی کنی و ، شاید با خودت بگویی اگر چنین می کردم ، فلان می شد و بهتر می شد و غیره .. یعنی یک دوره احساساتی مثل یاس ، افسردگی ، طرد شدن ، بی انگیزگی را حتما طی خواهی کرد ، اگر قوی باشی می توانی از پس این مشکلات بربیایی و دوباره خودت را پیدا کنی و بسازی
منتها همان طور که ادامه این زندگی یک سری مشکلات داره ، طلاق هم یکسری مشکلات خودش داره ==== شما می خواهی چی کار کنی؟
متاسفانه الان مشکل اولیه تون رسیده به دادخواست طلاق ... یه مقدار کار سخته ... به هرحال برای اینکه زندگی تان درست بشه باید برش گردانی به مرحله قبل و بیشتر تلاش کنی تا رابطه ها و حرمت های از بین رفته اصلاح بشود
================
خودمونی بهت بگم ، شوهرت خیلی تایید می خواد ، خیلی نوازش می خواد ، دوست داره خودش رو روشنفکر و هم تراز شما نشان بده ، اما از طرف دیگر با خانواده سنتی و مردسالارش مواجه هست که مردانگی را در آنچه که بر سر شما داره میاره می داند ، واسه همین دچار تعارض شده است ...اگر هم ایشون پشیمان بشه توانایی ابراز پشیمانی اش رو نداره ... یعنی خودش و آینده اش رو قربانی میکنه تا جلوی خانواده اش کم نیاره
خودت برگشتی گفتی زنان خانواده همسرت اجازه درس خواندن ندارند .. همسرت چقدر با تو و تحصیلات و شغل شما به خانواده اش عمه ها و عمو ها پز داده .. یه جورهایی حسادت آنها را تحریک کرده ..تو باید این قضیه رو می فهمیدی و توی مسافرت کربلا بهشون فرصت نمی دادی ..
اون اقا می خواسته با امر و نهی کردن به شما به بقیه حالی کنه که درسته این خانوم دکترا داره و استاد دانشگاه هست ولی هرچی باشه زن هست و زیر دست ما مردها هست .. متاسفانه شما اونجا سیاست نداشتی و نتونستی دستشون رو بخونی ... مثلا اینکه رفتی اونجا با اون روحانی کاروان تون صحبت کردی ، مشکلی نداشته ، ولی از نظر اونها یعنی اینکه رفتی بهشون دهن کجی کنی که من شما رو تحویل نمی گیرم ولی برای این روحانی احترام قائلم ...
الان هم اگر می خواهی زندگی ت رو ادامه دهی نباید از در منطق بلکه از در عاطفه و احساسات و تایید کردن همسرت وارد بشی تا اول بری توی سنگرت بعد با بقیه مشکلات بجنگی
پیونشت: سنگر یعنی خونه خودت و شوهرت










علاقه مندی ها (Bookmarks)