سلام. مرسی از پاسخ تون
ولی دوست عزیز لطفا اشتباه قضاوت نکنید. من عضو قدیمی این انجمن هستم، تاریخ عضویتم رو ببینید با تاریخ خودتون برابره. پس کسی نیستم که کم تجربه و خام باشم و اشتباهات بچه گانه بکنم.
من 2 ماه میشه که نتیجه مهاجرتم رو بهم اعلام کردند و بلافاصله هم به ایشون گفتم.
من هنوزم میگم واقعا دلم می خواد باهم باشیم و به ازدواج هم ختم بشه. واقعا برای من دختر ایده آل و کاملیه. با قاطعیت میگم این 3 ماه، خوش ترین 3 ماه زندگیم بود. فقط این آشنایی تو زمان خیلی بد برامون افتاد.
من اگر پسر بی مسئولیتی بودم الان بیخیال همه چیز میشدم و فقط جشن می گرفتم و خودمو آماده می کردم که برم کانادا برای عشق حال. ولی این روزا فقط ناراحتی و غصه و نگرانی برای ایشون دارم.
سلام اگر دانایی و باتجربه بودن به عضو قدیمی بودن هست که من الان علامه دهر بودم و شما هم که دیگه نیازی به مشورت نداشتید . هرچند بازهم فکر من باشما فرق داره من اینجا هستم چون همچنان یاد میگیرم و نیاز دارم و نمیتونم بگم با تجربه ام .
و اما در مورد قضاوتی که گفتید و من این پاسخ رو نوشتم بخاطر این هست که تو تاپیک قبل گفته بودین" همدیگر رو دوست داریم با اطمینان" !!!
که در این صورت اگر دوست داشتن کسی برای خود من اتفاق میفتاد حتما باوجود اون برای ادامه زندگی ام برنامه می ریختم که ظاهرا معنی دوست داشتنی که اینجا نوشتید فقط یه حس مثبته .
که البته همین اتفاق جور شدن مهاجرت و لحن نوشته تون تو پست اول نشون میده که شما تا اون حدی که باید این خانم رو دوست ندارید .
خب پس نتیجه گرفتیم که وجود این دختر خانم برای شما حیاتی نیست .
حال با این وضع میتونید یا اینکه به رابطه تون ادامه بدین با علم به این که دختر خانم ببینند تحمل این وضع نامعلوم رو دارند که شما بذارینش برین تا بعدا ازدواج کنید .
و یا این که کلا به رابطه تون خاتمه بدین و برین دنبال زندگیتون .چون هر کس به اندازه خودش مسووله که وارد روابط صمیمی قبل از ازدواج میشه و باید این جدایی ها رو هم در نظر بگیره و مسولیت افسردگی و... را خودش به عهده بگیره .
یعنی شما حق تصمیم گیری برای ادامه زندگیتون رو دارید چون تعهدی بهشون ندادید( اونطور که گفتید).








علاقه مندی ها (Bookmarks)