چقدر جالب.من دقیقا تو همچین موقعیتی بودم و جای اون دختر خانوم بودم.
به نظرم اگه اون دختر عاقل باشه باید شما رو در تصمیم گیری آزاد بذاره.چون اگه واقعا عشق و علاقه تون واقعی باشه بالاخره شما یه راهی پیدا میکنین و بعد از مهاجرت میتونین با ایشون ازدواج کنبن و ایشون رو هم با خودتون ببرین.
الان که به گذشته فکر میکنم از عملکرد خودم راضی هستم.منم خیلی دوستش داشتم ولی خب با خودم گفتم اگه جلوی رفتنش رو بگیرم بعدها همیشه تو زندگیمون سرم منت میذاره که من میخواستم پیشرفت کنم و شما جلومو گرفتی.
راستش الان یکم بغض کردم ولی خب واقعیتش اینه که اکثر آدمها لاف عاشقی میزنند و در عمل به دنبال منافع خودشون هستن البته منظورم به شما نیست من در مورد کیس خودم گفتم.
شما هم بهتره عذاب وجدان نگیری و منطقی باشی و تصمیمی بگیر که بعدها منتی سر اون خانوم نذاری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)