عزیزم میدونم چقدر الان ناراحت و دپرس هستی . . به عنوان یه خانوم خیلی خوب درک میکنم چون من خودمم وقتی در حد خیلی کم حتی با شوهرم حرفم بشه اون روز واقعا برام بد تموم میشه و همش ناراحت و ذهنم درگیره.. خاصیت اکثر خانوما همینه... چه برسه که یه همچنین ماجرایی پیش بیاد ... فقط ازت میخام شتاب زده عمل نکنی ... یعنی با عجله چیزی رو نپذیر و چیزی رو رد نکن.. انشا.. که هیچ وقت به ط.ل.ا.ق نمیکشه... فقط صبور باش و خودت رو نباز.. همونقدر که تو به اون نیاز داری اونم به تو نیاز داره .. همینقدر که تو احساس مسئولیت داری اونم باید داشته باشه... اونم باید تلاش کنه .. اونم باید فکر کنه...اونم باید یه چیزایی یاد بگیره .. اونم باید از لحاظ فکری مستقل باشه...اونم باید زن داری رو یاد بگیره... یاد بگیره مسائل رو قاطی پاتی نکنه.. یاد بگیره واقعا مرد باشه.. پس میبینی هر دو نفر باید یه چیزایی رو یاد بگیرن و پایبند باشن وگرنه نمیشه زندگی کرد.. پس بی مهابا و شتابزده موقعیت های زندگیت (کار و تحصیل) رو از دست نده..
دقیقا طبق فرمایش دوست عزیزمون sanjab که گفتند " اگرم تمایل به ادامه داری باید تحت کمک و راهنمایی یک مشاور ادامه بدیم من نمیتونمشروط بی منطق
شما را بپذیرم. "
از کجا معلوم این شروط بی منظق هم رو بپذیری یه زندگی خوب و بی دغدغه در انتظارت باشه ؟ پس تصمیم شتاب زده کاملا ممنوع.
علاقه مندی ها (Bookmarks)