سلام
اولین اشتباهت اینه که تصمیمات رو با حرف های این و اون و برای بستن دهنشون انجام میدی اونا فقط به خیال خودشون میخواستن بهت خوبی کنن و تسکینت بدن ولی شما فکر کردی میخوان عیب و ایراد(به هیچ وجه قبول ندارم عیب محسوب میشه فقط طبق حرف هاتون فکر میکنم شما این اتفاق رو عیب میبینی)شما رو به روتون میارن که اصلی ترین دلیلش دوست نداشتن خود و خودکم بینی هست
شما اول خودتو دوست داشته باش بعد برو تا کس دیگری رو پیدا کنی اونم بتونی دوست داشته باشی
این عذاب وجدانت هم فقط واسه همینه چون خودتو دوست نداری کارت رو بد میبینی و خودتو مستحق بخشیده شدن نمی بینی فقط نمیدونم اینجا نقش خدا چیه؟من فکرمیکنم چون خودتون نمیتونید خودتونو ببخشید فکر میکنید خداهم نمیتونه درست مثل اون موقع که خودتون بهم خوردن نامزدی رو یک اتفاق خجالت آور میبینید و فکر میکنید بقیه هم همین طور هستن و دارن این اتفاق رو یادت میارن تا خجالتت بدن و شما رو ناراحت کنن که قطعا اینطور نیست
فقط دیدگاهتو اول از همه راجب خودت تغییر بده تا دیدت به همه چیز عوض بشه اول از دوست داشتن و بخشیدن خودت شروع کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)