به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 102

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بانوی آفتاب نمایش پست ها
    نه من 2 سال تحمل نکردم! گفتم این ماجرا 2 پیش بود و من چند ماه افسرده و پژمرده بودم. نمی دونم چقدر زمان برد که کم کم همه چیز رو فراموش کردم. ولی می دونم همین گذر زمان کم کم همه چیز رو کمرنگ کرد. مخصوصاً اینکه فهمیدم خودش منو نخواست وگرنه هیچکس نمی تونست مانع جدایی ما شه. به خاطر همین وقتی به گذشته فکر می کنم با خودم می گم چقدر ساده و احمق بودم که خودمو ناراحت می کردم و مدام غصه می خوردم! به درک که منو نخواست. لیاقت نداشت. چه بسا بعضی موقع ها خدا رو خیلی شکر می کنم. چون بعضی وقتا اتفاقاتی رو می بینم که خدا رو شکر می کنم با اون آقا ازدواج نکردم.


    می دونم سخته. (می دونم). ولی لطفاً سعی کنید کم کم تمام خاطرات رو پاک کنید. محو کنید. نابود کنید.

    می دونم الآن هر حرفی زده بشه شما اصلاً گوش نمی کنید. یه نوع لجبازی نسبت به خودتون درونتون هست و نمی خوایید به خودتون کمک کنید.

    راستی فکر نکنید مردن خیلی خوب و راحته! تازه اول حساب کتاب و مجازاته. اول سختیه. اول ترس و وحشته. مگه اینکه خیلی آدم خوبی توی زندگی بودید و خیالتون از پرونده زندگیتون راحته.
    ادم بدی نبودم تو زندگیم ... لااقل خوبی هام بیشتر از بدیهام بوده .. ادم مهربونی هستم طاقت دیدن ناراحتی کسی و ندارم ... خیالم تقریبا از پرونده زندگیم راحته ... درسته نماز نمیخوندم ولی کسی و هم مسخره نمیکردم ...
    من خیلی هارو میشناسم صبح تا شب با مسخره کردن این و اون شاد هستن و میخندن .. خیلی بهتر از من و خیلی های دیگه زندگی میکنند و شادن
    نمیدونم این چه دنیایی ه طرف هزار جور نامردی و دزدی و خیانت و کثافت کاری میکنه راحت تر از خیلی های دیگه زندگی میکنه هیچ جا به مشکل بر نمیخوره ولی من ...
    خیلی سخته بخوای خاطرات رو محو کنی نابود کنی الان امیدم به خاطرت ه ....
    نمیدونم دیگه چی بگم از گفتن کلمات تکراری و توضیحات خسته شدم ...
    قرار بود دو روز پیش برم ولی نرفتم شاید دلیلش این سایت و بودن شما بود
    شاید تونستم این دوروز رو بگذرونم چون با شما حرف زدم ...

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohammaderz تشکرکرده است .

    بانوی آفتاب (سه شنبه 09 خرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تغییر جنسیت ، رابطه عاطفی ، ازدواج و موانع پیش رو
    توسط SAMAN67 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 مرداد 93, 15:45
  2. آیا به تغییر می شه دل بست ؟(یک سئوال)
    توسط tamas در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: جمعه 12 فروردین 90, 12:06
  3. تغییرات، علل، پیشنهادات
    توسط THEN در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 تیر 88, 16:32
  4. پیشنهاد تغییر عنوان "پاسخ سریع"
    توسط آرمانخواه در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 29 مرداد 87, 11:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.