قبل از هر چيز ممنون از راهنمايي شما عزيزان
حدس ميزدم كه با چيزايي كه گفتم تصور يك پسر خودخواه و بيشعور تو ذهنتون تداعي بشه ! اگر اينجا اومدن براي كمك گرفتن اومدم نه محاكمه شدن ، به هر حال كمي بيشتر توضيح ميدم و ميخوام با توجه به اين توضيحات دوستان نظرشون رو بگن
در مورد سوالات كاربر نسترن :
اول : 28 سالمه و اون دختر خانم 27 سالشه
دوم : كلا سه تا پسر هستيم ، اونا هم سه تا خواهر ، من داداش بزرگم ازدواج كرده اون هم آبجي بزرگش
سوم : خودم كارشناسي دارم اون خانم هم كارشناسي
چهارم : تو يه شركت خصوصي صبح ها هستم و بعد از ظهر ها هم يه فروشگاه خودم دارم ، از نظر مالي نميگم خوب هست ولي خوب بد نيست ، اگه بخواين از رو مدل ماشين و اينا وضع مالي رو قياس كنين بد نيست اما خوب بيشترين پولم رو گذاشتم توي كار و جاهاي ديگه
توضيحات بيشتر :
خدمتتون عرض كردم و در مورد زيبايي گفتم ترديد دارم ، والا دخترخالم هم بود كه صد البته از ايشون خوشكل تر بود و اون ملاكاي زيبايي من رو داشت و اگه باهاش ازدواج مي كردم مي دونستم ديگه حتي نيازي به كار كردن هم ندارم اما چون از اخلاق و اعتقاداتش خبر داشتم زير بار نرفتم ، بنابرين فكر نكنين فقط من خوشكلي نو ذهنم هست و تمام ! چون بودن مواردي كه معيار خوشكلي مورذ نظرم رو داشتن اما چيزاي ديگه رو نداشتن
اين تا اينجا
ببينيد دوستان اين كه ميگيد اون خانم با همه مشكلاتت كنار اومده و چيز آسون و ... ميخواي و اينا نيس ، خوب اون خانم هم الكي كه يهو دلش به حال من نسوخته بگه گناه داره حالا افسردگي داشته كسي زنش نميشه و ... ! نه ! اونم گفته من برام تحصيلات مهمه و ميخوام ادامه بدم و خواستگاراي قبليم علني يا ضمني مخالف بودن اما من گفتم نه تنها مشكلي نداره بلكه خودم هم دوست دارم يه زن خونه نشين نباشه و ادامه بده و ... ، گفت بخاطر يه بيماري مفصل فلان دارويي مصرف مي كنه و يه خورده از اضافه وزنش هم بخاطر اون هست گفتم مشكلي نداره ، گفتم بالا خونه خودمون رو ساختم مي تونيم اونجا زندگي كنيم گفت نه من اينجوري دوست ندارم و ... گفتم خوب مشكلي نداره اون رو ميرفوشيم ميريم هر جايي شما خواستي و خيلي چيزهاي ديگه ...
باز هم ميگم هر دو طرف نشستيم همه چيز رو بالا و پايين كرديم ، قرارمون هم بر اين شد تا قبل از عقد هر كدوممون به هر دليل به اين نتيجه رسيد كه طرف مقابل براش مناسب نيست همه چي رو تموم كنيم ، خيلي هم روي احساسات اون تاكيد داشتم و گفتم من شايد زياد ضربه نخورم اگه نشد شما دختري حساس تري گفت حواسم هست ، حتي گفتيم تا عقد نكرديم هم قرار نيست به هم دوست دارم و عاشقتم بگيم و بوس و قلب بفرستيم و ...
همونطوري كه گفتم همه چيزمون بهم ميخوره مخصوصا اخلاق و رفتار و توقعاتمون و ...
باز هم تاكيد مي كنم اگر فقط و فقط ملاكم زيبايي بود و اولويت اول بود تا الان هزار باره ازدواج كرده بودم ...
همه چيز رو سنجيدم و گفتم تا حدي با اين مساله زيبايي ايشون مشكل دارم ، به مشاور ازدواج مراجعه كردم ، به اون روانپزشكي كه چند ساله باهاش آشنام و ... مراجعه كردم و در رابطه با ازدواج و حاشيه هاي اون صحبت كردم ، اما الان از حرفاي همه گيج شدم در حقيقت با دو تا مساله روبرو هستم :
اول اينكه از چند نفري كه زنشون خوشكل بوده (حداقل از نظر من) همين سوال و مشكل رو پرسيدم به شدت روي اخلاق و نجابت و رفتار تاكيد كردن و گفتن زيبايي بعد مدتي برات عادي ميشه و اون اخلاق و رفتارش هست كه تعيين كنندس ، تا جايي كه يكي بهم گفت برو زن خيلي زشت بگير كه هيچ كس نگاهش نمي كنه اما اخلاق داشته باشه و در كنارش يكي خوشكل صيغه كن ! (فعلا كاري به اشتباه بودن حرفش نداريم) اين يه مساله
از طرفي وقتي از اونايي كه زنشون تا حدودي زيبا نبوده و حتي زشت هم بوده (حداقل از نگاه من) ميگن نه زني كه ميگيري يه عمر چهرش جلو روته ! يه عمر ميخواي ببوسيش و ... بايد حداقل به دلت بشينه والا برات مشكل ساز ميشه و بعد يه مدت حسرت زناي ديگه رو ميخوري و ميخواي با يكي ديگه باشي !
اينجا چيزي هست كه باعث شده نفهمم كدومش درسته ، يه عده ميگن زيبايي بعد يه مدت عادي ميشه يه عده ميگن نه ! بالاخره كدوم درسته ؟
من خودم گفتم وسط اين دو رو بايد بگيرم يعني اين خانم هنوز نه آرايش كردس و نه هيچي اونجوري هم نيست دلم رو بزنه و اصلا نخوام نگاش كنم ، با خودم گفتم واقعا بعد يه مدت مهربوني و اخلاقش عامل دوست داشتن هم ديگه ميشه ، و كم كم زيبايي جاش رو به اخلاق و شخصيتش ميده و عادي ميشه و مي تونم زندگي خوبي داشته باشم ، از طرفي ياد حرف اونايي مي افتم كه همسرشون خوشكلي نبوده و ميگفتن نه ! حواست باشه همه جوره به دلت بشينه و ...
از طرفي ميگم شايد ديگه همچين دختري پيدا نشه و هميشه تو حسرت اخلاق و رفتار همچين زني بمونم ! يه جايي خوندم ميگفت هر موقع جايي خيلي دو دل بودي شير يا خط بنداز ! بعد ببين قبل از اينكه سكه بياد رو زمين دلت ميخواد شير بياد يا خط اون همون انتخاب واقعي هست ! مشكل اينجاس كه من الان سكه اخلاق و رفتار رو كه بندازم دلم ميخواد شير بياد اما وقتي سكه زيبايي رو ميندازم دلم ميخواد خط بياد !
در حقيقت چيزي كه از شما بزرگواران الان ميخوام اين هست كه اگر تجربه اي تو اين زمينه دارين بيان كنين ، مثلا كسي از شماها بوده كه اول دنبال زيبايي بوده و بعد مدتي پشيمون شده باشه ؟ يا فقط دنبال اخلاق و رفتار بوده و بعد مدتي از انتخابش پشيمون شده باشه ؟ يا مثلا برداري خواهري آشنايي داشته باشين كه با اين موضوع روبرو شده باشه ؟
البته اين رو هم بگم موارد زيادي هم بودن كه همسرشون خوشكلي نبوده مثل همكارم و ميگه منم اولش زن قد بلند فلان ميخواستم بعدش با اين ازدواج كردم و الانم راضي ام و ....
البته اين نكته رو هم در نظر دارم كه ايده آل وجود نداره و نمي دونم اينجا الان دچار كمالگرايي و وسواس شدم يا نه يه چيز طبيعي و عادي هست !
ممنون ميشم اگر باز هم راهنمايي بيشتر كنين
- - - Updated - - -
مشكل اينجاس كه هر دومون تو فرهنگي قرار نداريم كه بتونيم چند ماه رفت و اومد كنيم ! شايد من بتونم اما براي اون اگه غيرممكن نباشه حتما سخت و دردسر سازه ، چون رفتيم خواستگاري و ... بايد سريعتر به نتيجه برسه ، پيشنهادتون عاليه اما متاسفانه اينجور امكاني وجود نداره










علاقه مندی ها (Bookmarks)