(
امروزم تو سکوت و اشک گذشت. سرخورده ام. غمگین و ناراحتم. 4 روزه غیر از اب چیزی نخوردم. نه گرسنه ام نه میلی به چیزی دارم. اتفاق ساده ای بود و خیلی حقیرانه.
مشکل داره خودشو نشون میده. فقط مثل من اعتصاب غذا کرده.
نمیاد طرفم. نمیخواد باهام حرف بزنه. حتی نگاهم نمیکنه. حتی....
اشتباهه و دروغ.
)
سلام من یه سالی میشه مطالب این سایت رو میخونم ولی برای اولین باره ترغیب شدم پیام بدم دلیلمم اینه انگار زندگی من کپی شده تو زندگی شما.منم دقیقا همین مساله حمایت نشدن اونم فردای عروسیم اتفاق افتاد.کاملا درکتون میکنم.همسر من انقدر منطقیه که اصلا دعوا با دیگران تو ذاتش نیست.
عزیزم چون من تجربه کردم حستو درک میکنم ولی هیچکاری نمیتونی بکنی.
فقط همسرتو با همین رفتارش بپذیر و درکش کن.با اینکه یکسال از ماجرای من میگذره وقتی تاپیکتو خوندم تا صبح خوابم نبرد باز اون حس تحقیر بهم دست داد.
ولی باهاش کنار اومدم و خودمم دقیقا مثل همسرم شدم چون متقاعدم کرد از کنار یسری از افراد بی ارزش فقط باید گذشت.
شاید باورت نشه ولی بعد یکسال شمام مثل همسرت خونسرد وآروم میشی مطمئن باش.
الان فقط باید باهم با ملایمت صحبت کنید و کنار بیاید غصه خوردن هیچ فایده ای برای هیچکدوم نداره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)