هانیه جان. من درکت می کنم. طبیعیه که تو به خاطر این رفتار همسرت ناراحت بشی.
ولی من از یه دید دیگه به این قضیه نگاه می کنم.میدونی که الان مشکل بیکاری خیلی موضوع بغرنجی برای جوونها شده.من فکر میکنم همسر تو از قبل برای برادرش نگران
بوده و به محض اینکه تو بهش پیشنهاد دادی یاد برادرش افتاده و بهش گفته .شاید برادرش هم خیلی از این پیشنهاد خوشحال و امیدوار شده.
بعد که تو مخالفت کردی دیگه برای همسرت خیلی سخت بوده که امید داداشش رو ناامید کنه.
راستش من خودم خیلی دلم برای جوونهایی که بیکار هستند میسوزه.برای یه مرد جوون اول زندگی خیلی سخته که بدونه هیچ آینده ای نداره.
به خاطر همین اگر کاری در این مورد برای کسی مخصوصا نزدیکانم ازم بربیاد انجام میدم.
تو و همسرت به هر حال شاغلید و حقوق دارید. ببینید انتظار شما کاملا به جا و منطقیه که اولویت اول همسرتون باشید.ولی خیلی از منطق ها در شرایط سختی مثل
الان جامعه ما تغییر میکنند.
من پیشنهادی برای شما ندارم که حرف همسرتون رو قبول کنید یا نه.چون این وسط احساسات شما هم مهمه که لطمه نخوره.ولی سعی کنید این موضوع رو هم
در مورد برادر همسرتون در احساساستون دخیل کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)