به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    سلام دوست من.
    امیدوارم که تلاش هاتون نتیجه بده.شما سعی کنید و رویه ی مثبتی پیش بگیرید قطعا همه چیز درست میشه.

    شوهر من هم تا مدتی قبل از این قبیل رفتارها داشت.توی بحث هایی که با هم داشتیم پای خونواده مو وسط میکشید و این موضوع به شدت منو عذاب میداد.منم لجم میگرفت و دعوامون بالا میگرفت.بعد از مدتی متوجه شدم این براش شده یه اهرمی که منو اذیت کنه.به هر حال توی دعوا که حلوا خیرات نمیکنن. من وقتی حساستم رو کم کردم متوجه شد که سلاحش دیگه کاربرد نداره و یواش یواش این رفتار کمرنگ شد.هر چند که خیلی از حرف هاش هنوز توی خاطرم مونده اما شکر خدا با کم کردن حساسیت بهتر شد رابطه مون.

    شما حساسیتت نسبت به خواهر شوهر رو تا حد ممکن پایین بیار. به نظر من هم شما و هم همسرتون در مورد این خانوم حساسیت نشون میدین و این مشکلات رو مضاعف میکنه.به سهم خودتون این حساسیت رو کم کنید.دیر یا زود ایشون ازدواج میکنن و شما میمونید و همسرتون. اگه تمرین کنترل احساسات و هیجانات منفی رو داشته باشین به مشکلات عمده تر هم به آسونی غلبه میکنین.

    توی خلوت با شوهرتون حرف بزنین. بارها و بارها. همیشه راهی هست،حتی توی دل سنگ ترین آدم های دنیا.
    من بعد از مدتی رفتار شوهرم دستم اومد.متوجه شدم توی عصبانیت همسرم نباید باهاش حرف بزنم یا دلیل بیارم،چون احساس میکنه میخوام بجنگم.

    همه ی حرفامو جمع میکردم و توی ذهنم مرور میکردم که قشنگ ترین واژه ها رو پیدا کنم.بعد از دعوا معمولا هم زمان خواب و توی تاریکی دستمو به صورتش میکشیدم.با وجود اینکه شوهرم سرد سرد باهام رفتار میکرد.نرم نرم باهاش حرف میزدم.بهش میگفتم تو تکیه گاه من و اولویت اصلیم تو زندگی هستی. بهش میگفتم همسر یعنی کسی که از همه به آدم نزدیک تره.محرم اسرار و گوش شنوا برای درددل هاشه.من دوستت دارم.خیلی بیشتر از اونی که توی ذهنته.و همین دوست داشتن عاشقانه که نسبت بهت دارم باعث میشه وقتی باهام تلخ میشی انگار دنیام به آخر رسیده.اصلا من یه عاشق خودخواه هستم و دلم همیشه محبت و آغوش گرمت رو میخواد.کاش میدونستی بعضی از حرف ها چقدر روحم رو اذیت میکنه.آخه احساس پاکم بهت توقع تلخی نداره(اما کاملا حواستون باشه کلامی در مورد خواهرش یا خانواده ش توی این صحبت ها نگین )
    امیدوارم همه ی لحظاتتون به شادی و شیرینی طی بشه
    ویرایش توسط hanie_66 : چهارشنبه 13 اردیبهشت 96 در ساعت 11:54

  2. 2 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    tanha67 (چهارشنبه 13 اردیبهشت 96), ستاره زیبا (چهارشنبه 13 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با این اخلاق بابام و شرایط خواهرم چکار کنم؟ ( بابام میگه اتیشتون میزنم)
    توسط ابی اسمان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 آبان 94, 16:40
  2. دختری که لاک میزنه میشه نتیجه گرفت که کلا اهل نماز و اینا نیست؟
    توسط yekidota در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 اردیبهشت 93, 01:42
  3. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 08:09
  4. مردایی که می گن دختر باید ریزه میزه و کوچولو باشه ،دروغ می گن؟؟؟؟
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 16:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.