Zemestooni عزیز واقعا وقتی زندگیه تو رو می خونم احساس میکنم شوهر شما همزاد شوهر منه یعنی رفتار ها و اتفاقات و مشکلات می تونه تا این حد به هم نزدیک باشه دقیقا موضوع ظرف شستن . دخالت در کارهای خونه و بیمه و ... شوهر من دقیقا همون کارهایی رو که شوهر شما انجام میده میکنه بخاطر همین دیگه خودم تاپیک نمیزنم و با تاپیک های شما مشکلات خودم رو پیگیر میشم
ستاره زیبای عزیز واقعا ممنون از راهنمایی های خیلی مفیدتون منم توی زندگیم تمام مشکلات و دعواهامون رو نه تنها خانوادم بلکه کل فامیل میدونن با این تفاوت که نود درصد مشکلات مارو شوهرم با تلفن به همه گزارش میداد شوهر منم مثل شوهر zemestooni عزیز همش ایراد میگیره و آدم رو تحقیر میکنه بخاطر همین آدم واقعا ترس برش میداره که کدوم کار رو بکن درسته کدوم کار بده و بهش بر می خوره مثلا همین کیک zemestooni عزیز منم یکبار این حرکت رو کردم ولی متاسفانه شوهرم گفت این لوس بازی ها مال دوران مجردیه نمیدونم تو کی میخوای بزرگ بشی و ... در جواب منم گفتم دوست دارم همچین روزی رو کنار همسرم خوش باشم گفت نه تومی خوای من مجبور کنی یه کادو بخرم ( تحقیر پشت تحقیر ) به این ترتیب دیگه سال بد من ترسیدم که یک کیک بپزم حالا ترس خانم zemestooni هم از این چیزها نشات گرفته . یا مثلا همین خرید گوشی در مورد ضرورز ترین خرید های من امتناع میکنه ولی یه روز دیدم با یک گوشی سه و نیم میلیونی برای خودش اومد خونه اینجوری آدم داغون میشه که چرا باید همه چیز یک طرفه باشه و ملاحظه ها فقط باید از جانب من باشه ته . البته ستاره زیبای عزیز من فقط خواستم از راهنمایی های مفیدتون بیشتر استفاده کنیم
- - - Updated - - -
البته zemestooni عزیز ببخشید که جسارت کردم و مشکل خودم رو توی تاپیک شما مطرح کردم چون دیدم واقعا مشکلاتمون خیلی مشابهن به خاطر همون








علاقه مندی ها (Bookmarks)