سلام دوست گرامی
گاهی که میام تاپیک ها رو میخونم و تقاضای کمک گرفتن یک شخص رو میبینم و در پاسخ جبهه گرفتن سایر دوستان و جواب طعنه آمیز و بعضا نسنجیده رو میبینم ناراحت میشم... دوستان گرامی من.... کسی که میاد اینجا و مشکلش رو مطرح میکنه و دست کمک به سمت شما دراز میکنه تا باهاش همفکری کنید خودش فهمیده که یه جای کارش لنگ میزنه که اومده اینجا.... وگرنه الان تو کافی شاپ در یک نور ملایم رمانتیک گرفته بود نشیته بود جلوی طرف مقابلش....
انقدر از روی تبختر و عرورررررر با دیگران حرف نزنیم انگار که هرگز و هرگز و هرگز برای خودمون اتفاق نخواهد افتاد که شیطان وسوسه گر نقاط ضعف و گام های لرزانمون باشه....
مجکوم کردن، توهین کردن، جبهه گرفتن فقط باعث یک چیز میشه.... یه ادمی دلشکسته و ناراحت تر از قبل از این تالار بره بیرون و به ادامه خطاش بپردازه
خواهش میکنم دوستانمون رو راهنمایی کنیم و نه محکوم و سرزنش و شماتت و ..و ...
و اما دوست عزیزم سحر جان.... حرف های بالا رو گفتم اما معناش این نیست که مسیر درستی رو داری میری....
خیانت یه رفتار خودتخریبه... عین اعتیاد...
یعنی الان اون اقا و شما عین یه معتاد که صبح و ظهر و شب هروئین به بدنش تزریق میکنه دارین دارین خودتون رو وابسته به محبتی میکنین که نباید... دارین به خودتون اسیب و صدمه میزنین....
تا قیام قیامت این رابطه قراره ادامه پیدا کنه؟ نه... یه جایی تمام میشه... چون به این نتیجه میرسین که باید تموم بشه... چون زن اون اقا یه بوهایی برده... چون ابرومون در معرض خطره... بعد اون موقع میشی عین اون معتادی که مدتهای مدیدددددددد هروئین به خودش ترزیق کرده عادت کرده حالا میخواد ترک کنه.... ای واااااای که اون ترک چقدر سخته... جون میکنه تا ترک کنه.... هزار بار جون میده...
وارد رابطه مریض و بیمار شدن خاصیتش همینه دوست من....
اگه خودت رو دوست داری بیشتر از این ار این مخدری که خیلی هم لذت بخشه ( بعنی محبت و رابطه عاطفی با یه مرد در شرایط خلا عاطفی اما از نوع مسمومش ) به روح و روان خودت تزریق نکن...
به روزی فکر کن که ابروی هردوتون به خطر بیقته... به روزی فکر کن که همسرش بفهمه...
عزیز دلم من هم مثل شما از یه طوفان خیلی سهمگین بیرون اومدم ولی سعی میکنم قدر گوهر وجودم رو بدونم...
قدر خودت رو بدون و بیشتر از این به خودت اسیب نزن








علاقه مندی ها (Bookmarks)