به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Threaded View

  1. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 مرداد 99 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-7-18
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    9,079
    سطح
    64
    Points: 9,079, Level: 64
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    130

    تشکرشده 285 در 148 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام سال نو مبارک
    مشکل شما رو تا حدی درک کردم ، چون من و خواهرام هم چنین مشکلی داریم البته از سمت پدرم ! خب من 29 سالمه و خواهرهام از من بزرگتر هستن ، و پدرمون کلا با ازدواج کردن ما مخالفن و ازدواج رو برای ما دردسر و بدبخت شدن میدونن ! و ازونجایی که دلشون به ازدواج ما راضی نیست واقعا موقعیت هم برای ما جور نمیشه ، و تقریبا اگر هم خواستگاری بخواد بیاد یا نیومده منصرفش میکنن یا توی جلسه خواستگاری با حرفاشون یا برخوردشون منصرفشون میکنن . من با چندین مشاور صحبت کردم و همه این عقیده رو داشتن که پدر ما بخاطر علاقه و وابستگی زیاد و شاید افراطی نمیتونن بپذیرن که یروزی ما ازشون جدا بشیم و درواقع به اون مردی که قراره دامادشون بشه حسادت وحشتناکی دارن، همین موضوع درمورد مادر شما صدق می کنه بنظرم ، و خب دلایل زیادی هم میتونه داشته باشه ، مخصوصا اینکه ایشون با ازدواج برادر کوچیک شما مشکلی نداشتن ، چون وابستگی و حتی علاقه ای که به شما داشتن به برادر کوچیکتون نداشتن ! این علاقه مادرتون و پدر من برای ما دردسر ساز شده ، اما شاید واقعا دست خودشون نیست ، و تقصیر از سمت ماها هم بوده ! واقعیت من محبت شدید و افراطی به پدر و مادرم دارم ، این محبت بد نیست ، اما حالت افراطی اون باعث وابستگی شدید در پدرم شده ، شاید شماهم بدون اینکه متدجه باشین این وابستگی و در مادرتون ایجاد کرده باشین ! البته این یه حدس عست از سمت من . و نکته دیگه اینکه ، من با پدرم منطقی صحبت کردم و هرزگاهی تکرار میکنم که شما با مخالفتتون سد راه زندگی ما شدین و اگر من در آینده تنها موندم مقصر اول و آخر شما هستین ! حرف هایی ازین قبیل و تا یجاهایی پدرمو راه آوردم ، البته اثر جدیش و هنوز ندیدم .
    پیشنهاد دوستان اینکه بهشون بگین قصد مهاجرت دارین هم ممکنه اثربخش باشه ، امتحان کنید .
    من هم صحبت و راهنمایی دوستان رو گوش میکنم شاید کمک کننده باشه . فقط توصیه ای که دارم ، بهیچ عنوان بخاطر این تنهایی و نیاز به ازدواج کار عجولانه ای نکنید و حاضر به هر ازدواجی نشین ، احترام مادر رو نگه دارین و با صبر و مشورت مشکل رو حل کنید .
    موفق باشید

  2. 5 کاربر از پست مفید نجمه چ تشکرکرده اند .

    nardil (چهارشنبه 02 فروردین 96), sahandrz (چهارشنبه 02 فروردین 96), میس بیوتی (چهارشنبه 02 فروردین 96), ستاره زیبا (یکشنبه 06 فروردین 96), غبار غم (چهارشنبه 02 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.