سلام عزیزم
درباره سؤالی که داشتی ابتدا ازت چند سؤال میپرسم که جوابشون رو بده و در ادامه هم توضیحاتی مینویسم که بخونی.
۱. برامون بفرمایین چند سالتونه و مجرد هستین یا متأهل؟
۲. توی مدتی که نماز نخوندین ذهنتون مشغول چه چیزهایی بوده، یعنی چه مشکلات یا گرفتاربهایی داشتین که اذیتتون میکرده و آرامش رو از شما گرفته؟
نماز نخوندن علل زیادی که مختصر خدمتتون عرض میکنم. اولین علتش این هست که ما گاهی آرزوها با حاجاتی داریم که وقتی برآورده نمیشن ما هم در دعا و راز و نیاز سُست میشیم و غم و حسرت بهمون چیره میشه
دومین علت قرار گرفتن در جمع دوستانی هست که اعتقادات ضعیفی دارن و ذهنیت ما رو نسبت به این اعمال تغییر میدن و اونو سبک و کوچک میشمارن.
سومین علت مسایل و مشکلات گوناگون هست که در تمامی ابعاد زندگی شخصی تأثیر میگذاره از روابط اجتماعی و خانوادگی تا مسایل شخصی و ...
چهارمین علت الگوهای جدیدی هستن که ما در زندگیمون انتخاب میکنیم و کم کم تحت تأثیر اونها قرار میگیریم، یعنی من الگوم یک رو بفرض یک خواننده، بازیگر یا یکی از دوستان و فامیلم یا ...، قرار میدم و چون دوست دارم شبیهش باشم پس خودمو تغییر میدم یعنی از ظاهرم تا افکار و اعتقادات و ارزشهام...
پنجمین دلیل این هست که برای نو شدن و جدید شدن سعی میکنم همه چیزو تغییر بدم و این به باورها و اعتقاداتم آسیب میزنه، در حالی که بروز بودن با اعتقادات دینی هیچ منافاتی نداره.
ششمین علت ناآگاهی درباره عبادت و راز و نیاز هست.
در پایان آلودگی به گناهان و پرداختن به اونهاست . فکر میکنین شما در کدام دسته قرار میگیرین؟ توضیح بدین.(ممکنه تا چند ساعت یا یک روز نتونم بهتون پاسخ بدم، بدلیل محدودیت ارسال ... اما بهتون سر میزنم)








علاقه مندی ها (Bookmarks)