سعي كردم به راه كارها عمل كنم بعضي ها مثبت نبود و بعضي ها را نخواستم يعني نتيجه اي درش نديدم.
علاقه اي به هيچ كاري ندارم.دوست ندارم زنده باشم.نه اونقدر پول دارم كه سوار بنز s500 بشم و نه انقدر بي پول كه دست فروشي كنم.من ي ادم تنبلم.من از خودم راضي نيستم.اينده ي اميدوار كننده اي هم ندارم.
من نميدونم بقيه به چه اميدي صبح بيدار مي شن و شب ميخوابن خب خودكشي كنند تا تموم بشه چيه كه اونارو نگه داشته ؟!
اوايل اينجا گفتند برو سربازي . برم سربازي دنبال علافي و برده اي باشم براي عده اي كه چيزي ندارند مثلا رييس مركز شكمش از خودش بزرگتره يا غذا بهت نميدن
بعد ميگن برو مشاور رفتم هيچ سودي نداشت
گفتند صبح بيدار شو ورزش كن حال نداشتم.
با چنتا دختر ارتباط داشتم كه مدير همدردي گفت اين روابط خوب نيست منم قطعش كردم.
من از زندگيم راضي نيستم نيستم نيستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)