به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 96 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1395-3-11
    نوشته ها
    156
    امتیاز
    2,831
    سطح
    32
    Points: 2,831, Level: 32
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 63.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 73 در 44 پست

    Rep Power
    29
    Array
    مرسی مریم جون از راهنماییت . واقعا اینو میدونم که بهترین راهکار طلاقه . ولی نمیدونم چرا اینقدر از طلاق می ترسم نمیدونم چی شده که این واژه اینقدر برام وحشتناک شده . حتی وقتی شوهرم این کلمه رو زبونش میاره دست و پام میلرزه و با رفتارم ترسم رو بهش نشون میدم . شاید علائم افسردگیه . شاید تهدید های همسرمه آخه چند بار شوهرم بهم گفته بود بعد طلاق یه روز میاد دخترم رو می دزده و با خودش میبره خارج از کشور تا نتونم پیداشون کنم تا اینجوری دق کنی و بمیری . آخه شوهرم میدونه من چقدر دخترم رو دوست دارم یا مثلا میگه بعد طلاق بیچاره میشی هیچ کس بهت ارزش نمیده تمام ارزش یک زن با شوهرش هست و از این حرفها ...

  2. 2 کاربر از پست مفید نشاط زندگی تشکرکرده اند .

    maryam.mim (یکشنبه 12 دی 95), ZENDEGIBEHTAR (شنبه 11 دی 95)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 98 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    273
    امتیاز
    7,978
    سطح
    60
    Points: 7,978, Level: 60
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsOverdriveVeteran
    تشکرها
    318

    تشکرشده 381 در 176 پست

    Rep Power
    58
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط زندگی نمایش پست ها
    مرسی مریم جون از راهنماییت . واقعا اینو میدونم که بهترین راهکار طلاقه . ولی نمیدونم چرا اینقدر از طلاق می ترسم نمیدونم چی شده که این واژه اینقدر برام وحشتناک شده . حتی وقتی شوهرم این کلمه رو زبونش میاره دست و پام میلرزه و با رفتارم ترسم رو بهش نشون میدم . شاید علائم افسردگیه . شاید تهدید های همسرمه آخه چند بار شوهرم بهم گفته بود بعد طلاق یه روز میاد دخترم رو می دزده و با خودش میبره خارج از کشور تا نتونم پیداشون کنم تا اینجوری دق کنی و بمیری . آخه شوهرم میدونه من چقدر دخترم رو دوست دارم یا مثلا میگه بعد طلاق بیچاره میشی هیچ کس بهت ارزش نمیده تمام ارزش یک زن با شوهرش هست و از این حرفها ...

    دوست عزیزم کاملا حق داری و هیچ زنی رو ندیدم که از طلاق خوشش بیاد یا نترسه به خصوص با یه طفل معصوم که آدم انگار جونش کف دستشه و می ترسه هر اتفاقی برای بچش بیافته و اگه خار تو دست بچش بره حاضره بمیره اما بچش ناراحت نباشه . تمام این مسائل طبیعیه این ترسا حتی اگه افسرده شی طبیعیه به خاطر شرایط بدی که داری من به شخصه وقتی خودم رو جای تو می ذارم بهت حق می دم اما واقعا نمی دونم راهش چیه که طعم خوشبختی رو در کنار همچین آدمی حس کنی . راستش خودم زیاد خیری از مشاور ندیدم که بگم برو پیش مشاور همه چیز رو حل می کنه اما چند تا توصیه دارم باز هم خودت ببین با توجه به شرایطی که داری و شناختی که از شوهرت داری می تونی بهشون عمل کنی یا نه .

    اول اینکه برداشتم از نوشته هات اینه که یه ذره منفعل رفتار می کنی شاید من برداشتم اشتباه باشه اما وقتی همسرت داد و بیداد می کنه تو سکوت کن ولی شام هم درست نکن . یا شام درست می کنی (شاید به خاطر بچت مجبوری) میاد طرفت ناز کن سر سنگین باش بذار ببینه با رفتارش ناراحتت کرده حتی اگه می تونی تا 2 3 روز سر سنگین باش باهات حرف می زنه مثل همیشه نباش سرد باش. هرچند شاید همسرت از اونور یه چیز دیگه بهت بچسبونه من مردای این شکلی رو دیدم خیلی زندگی باهاشون سخته

    دوم اینکه پافشاری کن اصرار کن که بری سر کار تو تا پول تو جیبت نباشه نمی تونی زندگی رو بر وفق مرادت بچرخونی فردا بچت بزرگتر می شه اسباب بازی خوب می خواد تبلت می خواد گوشی می خواد کنسول بازی میخواد تو خودت لباس شیک می خوای آرایشگاه می خوای اصلا همین که بری خرید کنی کلی از غصه هات برای یکی دو ساعت یادت می ره پس یا اصرار کن بری سر کار یا ازش پول تو جیبی ماهیانه بگیر بگو می خوام خودمو برای تو بسازم . یه جوری که فکر کنه اگه بهت پولو بده به نفع خودشه . عزیزم چشم باز می کنی می بینی جوونی و خوشکلیت رفته و هیچی به هیچی فقط نشستی نگاه دست شوهرت کردی.

    از چیزای کوچیک شروع کن به خودت بگو تا آخر ماه فلان رقص رو یاد می گیرم . برو لاک بخر برای خودت اگه توانشو داری و شوهرت قبول می کنه پول آرایشگاه بگیر برو موهاتو رنگ کن قبلش رنگشو با شوهرت انتخاب کن بذار ببینه بهش اهمیت می دی. می دونم شاید اینا کار ساز نباشه من شوهرتو نمی شناسم اما تجربه نشون داده مردا در برابر آرایش و این چیزا نرم می شن

    به خودت برس و در برابر حرفاش که می گه واسه مردای دیگست مثل دیوار باش. اصلا نه بگو نه نیست نه بگو هست تو وجدانت راحته که واسه دل خودته . به دلت راه برو غذاهایی که دوست داری بپز دسر درست کن اینارو که یاد می گیری سرت گرم می شه اگه خوشش اومد بگو مثلا فلان کیک رو خودم پختم ماهی انقدر تومن بده هر هفته برات کیکای جور واجور می پزم بعد تو زنی مدیریت داری از همون پول هم می تونی واسه خودت پس انداز کنی . اگه نداد بازم غصه نخور

    کلاس آرایشگری یا خیاطی برو که بعدش بتونی کار کنی و تو محیط کاملا زنونه باشی اگرم تخصصی داری برو برای معلمی یا شاگرد خصوصی بگیر گفتی زبانت خوبه برو کار ترجمه انجام بده هم تو خونه ای هم پول در میاری. به خدا سر کار بری قدرتی بدست میاری که فکر می کنی می تونی کوهو جابجا کنی .

    واسه خودت هدف تعریف کن و برای رسیدن بهش تلاش کن مثلا برای ادامه تحصیل بری خارج یا بری بهترین دانشگاه تهران (حالا خیلی هم سخت نباشه اما در یه حدی که نیاز به تلاش داشته باشی) این دفعه هم گفت بچه رو می دزدم می برم خارج به شوخی بگو اگه من زودتر از تو اونجا نبودم باشه بدزد با این وضع زبان تا بیاد IELTS بگیره تو رفتی اثری هم ازت نیست .

    مراقبه ذهنی کن یوگا برو رو حرفای شوهرت حساس نشو هرچی گفت پیش خودت یه شونه بالا بنداز (می دونم خیلی سخته ها) اما اگه هدف داشته باشی می شه در آخر بگو نهایتش 5 سال دیگه این وضعیت ادامه داره بعدش زندگیم ازین رو به اون رو میشه امیدواری بده به خودت می دونم منطقی نیست اما رویاپردازی کمک می کنه تحمل کنی و به هدفت فکر کنی.

    بشین با بچت خونه ای که بزرگ می شه برات می خره رو بکشید با هم بازی کنید ببرش پارک اگه همسرت نمی ذاره بچه های فامیل رو دعوت کن خونه بازیای دسته جمعی کنید تو روحیت تاثیر خیلی خوبی داره . از مشکلاتت به کسی چیزی نگو بیا اینجا بنویس یا روی کاغذ بنویس یا بشین داستان بنویس اما با آشنا حرفی نزد هرکی پرسید بگو خدارو شکر از این رو به او رو شده چون می دونم مردم کنکاش می کنن توام در موردش حرف بزنی بیشتر افسرده می شی

    در نهایت به شوهرت بگو خودت تنها می خوای بری مشاوره شی و تنها هم شده برو مشاور می گه چیکار کنی شوهرت بیاد اگرم نگفت تشخیص بدن خودت افسرده ای یا نه قرص بخوری یا نه خیلی وضعت بهتر می شه منم این مسیر رو رفتم دوستان می دونم الان آرامش عجیبی دارم .

    ببخشید طولانی شد هر راهی به ذهنم می رسید گفتم فقط یه مدت همسرت رو ignore کن بذار روحیت خوب شه بعد خود به خود حساسیت هات خوب می شه اگه تونستی کار کن که خیلی زودتر به همه اینا میرسی. امیدوارم به زودی آرامش پیدا کنی عزیزم
    ویرایش توسط maryam.mim : یکشنبه 12 دی 95 در ساعت 16:09


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از پولی که دوری اورده نفرت دارم
    توسط msa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 مرداد 94, 21:12
  2. شوهرم بیکارشده هیچ پولی نداریم
    توسط مرمر تنها در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 اسفند 92, 07:48
  3. شوهرم بیکارشده هیچ پولی نداریم
    توسط مرمر تنها در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اسفند 92, 12:55
  4. پول و ازدواج
    توسط matin_female_1988 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 خرداد 90, 14:12
  5. مرد=کیف پول؟!منبع احساس پایان ناپذیر!؟
    توسط santatian در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 دی 87, 14:30

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.