سلام خانوم احساسی.

نقل قول نوشته اصلی توسط احساسی نمایش پست ها


ممنون از صحبتهاتون ولی باید بگم مطالبی که فرمودید از قبیل مفید نبودن تمام اطلاعات و اهمیت اعتبار و کاربردی بودن اطلاعات و آگاهی ها و پشتوانه داشتن و تخصصی بودن آنها و اینکه لزوما هر آگاهی که خوشایند ما و مطابق با تفکرات از پیش ساخته ی ما باشه درست و کامل نیست, جزء مطالب ساده و مقدماتی هست که هر انسان عاقل و بالغ و اهل مطالعه و تفکری اون رو می فهمه و رعایت می کنه....حالا اینکه چه چیزی باعث شده شما فکر کنید من این طور مطالب و موضوعات رو نمی فهمم و تشخیص نمی دم و نیاز دارم که بهم گفته بشه, نمی دونم...

خانوم احساسی من قصد جسارت به شما رو نداشتم و اگر من بابت قصوری از بنده سر زده از شما عذر خواهی می کنم. هرگز نگفتم شما نمی فهمید. بلکه در صحبت هاتون سوالی پرسیدید و من پاسخ دادم. در زیر آنچه باعث شده من سهوا فکر کنم این سوال شماست بولد شده آمده:


نقل قول نوشته اصلی توسط احساسی نمایش پست ها
چیزی که من تو زندگی م زیاد دارم همین اطلاعات مشابه اطلاعات این سایت هست... تا دلتون بخواد تو ورد کامپیوترم و ذهنم پره از مطالب مربوط به معیارهای انتخاب همسر و مساله ی به دل نشستن و کمال گرایی چیست و این حرفا...نمی گم اینا به دردم نخورده...اتفاقا بعضی وقتا کمک کرده بلاخره بتونم تصمیم بگیرم اما با اینا مشکلم هیچ وقت ریشه ای حل نشده... من هنوز نمی دونم چطور می تونم بین این خواستگارها یکی رو بپذیرم و نمی دونم چطور بفهمم واقعا ایراد از منه یا از پدر و مادرم و اینکه چطور با این اختلاف نظرها و حرفها و بحث هایی که سوهان روحم هستن و تو طول زمان منو عاصی کردن کنار بیام... تا جایی که تصمیم گرفتم مشاوره برم یا از دیگران مشورت عملی و مصداقی بگیرم که تو اینم متاسفانه خیلی موفق نبودم...چن تایی که رفتم جز حرفای تکراری کلیشه ای چیزی نگفتن.. ... و دوما از دیگران هم که مشورت می گیرم خیلی ها می گن تو باید راحت تر بگیری و ...
به این دلیل که از نظر من (کاملا شخصی) وقتی اطلاعاتی وارد ذهن شده اما هنوز این واژه ی " نمیدونم " رو باقی گذاشته، احتمالا یکی از ایراداتی که عنوان کردم رو داشته. یا کاربردی نبوده، یا بوده و به کار برده نشده، یا کافی نبوده و شاید هم سفسطه بوده و صحیح نبوده که نتیجه صحیحی بر جای بگذاره. (بازم میگم کاملا شخصی) وگرنه کمی نا مفهومه که انسان ذهنش پر از مطالب مربوط به انتخاب همسر باشه ولی "ندونه" بین خواستگارها چطور یکی رو بپذیره، هم اطلاعات در مورد انتخاب همسر داشته باشه، هم به کمالگرایی واقف باشه و هم به دل نشستن و به عبارتی معیار صحیح انتخاب ملکه ذهنش باشه، ولی ندونه عقیده پدر مادرش به این شاخص ها نزدیکتره یا عقاید خودش ، اصول صحیح رو بدونه اما میان اختلاف نظر ها سرگردان باشه. من هرگز نگفتم شما نمیدانی، فقط گفتم (شاااید) دانسته هاتون غربال شده نیست که این سوال ها براتون باقی مانده.
البته که من مشاور نیستم و ادعایی هم ندارم. اگر حرف مشاورین براتون کلیشه ای و تکراری هست و پاسخگوی شما نیست، و اگر خیلی ها مشترکا به یک نکته اشاره میکنند، مسلما من چیز بیشتری برای ارائه به شما ندارم و معذور دارید. اگر نظری دادم چون در این زمینه تو خود همدردی نتیجه گرفتم و فکر کردم شاید تجربه ام براتون مفید باشه و قصد رنجاندنتون رو نداشتم.


پرگویی من رو ببخشید. موفق باشید.