سلام
ملکای عزیز
شرایط زندگی شما نرمال نیست
ولی باید این شرایط غیر نرمال رو مدیریت کنی
مخصوصا وقتی روابطتون شکراب هست زیاد به بعضی موارد مثل برگشتن به خونه در شب گیر نده
شما تازگی با هم دعوا داشتید و هنوز اثرات اون دعوا تو زندگیتون هست شما یه حرفایی در مورد خانواده ایشون گفتید که ایشون رو به لج انداخت حتی از لج شما چند دفعه تنها رفت خونه مادرش ، هر چند حرفات درست بود ولی ظرفیت شنیدنش وجود نداشت الان وقتی هنوز مدت زمان زیاد از اون موضوع نگذشته شما میخوای همه چیز روند ایده آل خودشو پیدا بکنه
ایشون سعی میکرده شما رو جلو خانوادش تحقیر کنه چون به نظر اون شما سعی کرده بودی قبلش از خانوادش ایراد بگیری و حرکاتشونو به عنوان مشکل برای شوهرت توضیح بدی حالا شاید بخواد به این شکل خودشو تخلیه کنه
البته کارش خیلی اشتباهه ولی باید یه جوری خودتو به کوچه علی چپ می زدی که دعوا راه نیفته
بعد از برگشتن و در عدم حضور خانوادش اگر صلاح می دونستی یه بخشهایی از ایرادها رو براش بیان می کردی و از احساست می گفتی
مثلا می گه مامان این غذای شما رو دوست نداشت برا همین نخورد
شما می گفتی نه اتفاقا خیلی هم خوشمزه است من یه خرده مریضم وگرنه از بقیش نمی گذشتم
گفتم برای پر شدن اوقات عذاب آورت توی خونه مادرشوهر یه رمانی چیزی همراه خودت ببر یه رمان جذاب
شوهرت رفت خوابید شما هم بشین کتاب بخون بعدشم بخواب
وقت گفتن ناراحتی ها و بحث کردنها جلوی مادرشوهر نیست که
شما اونجا باید خودتو متحد با شوهرت نشون بدی تا اون اجازه دخالت به خودش نده
هرچقدر دلت پره جلوی مادرشوهرت بخند و سکوت کن
کسی که زندگی دختر خودش به طلاق کشیده شده خیلی هم نمیشه ازش توقع داشت سعی کنه به عروسش خوش بگذره
اگز هم بعد از برگشت، شوهرتو پس نمیزدی و بیان احساست رو میذاشتی برای بعد از اون شاید به حرفهات توجه بیشتری نشون می داد و بیشتر روش اثر میذاشت
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : شنبه 04 دی 95 در ساعت 11:59
علاقه مندی ها (Bookmarks)