عشق آفرین عزیز خیلی ممنون و متشکرم که با نهایت دلسوزی و وضوح من رو راهنمایی کردی و خیلی خیلی ممنون بابت این جمع بندی مفید و خوب و این لینک های خیلی خوب و کامل که بهم معرفی کردی. تمامشون رو با دقت مطالع کردم و نکات مناسب برای خودم رو یادداشت کردم یا در ذهنم نگه داشتم. اگر چه که تعدادی از موضوعات و لینک ها برای من تکراری بودن و قبل ترها در همین سایت ازشون استفاده کرده بودم.راستش این چن روز یک مقدار درگیری فکری و ... و بحث جریان خواستگاری داشتم که باعث شد نتونم اینجا مشارکت کنم و چیزی بنویسم... عشق آفرین عزیز می خوام بگم اصلا اینطور نیس که من اینجا اومده باشم برای اینکه چیزایی رو که دوس دارم بشنوم و فقط درد و دل کنم و بگذرم. من واقعا دنبال راه حل مشکلم هستم و به همین دلیل هم شدیدا علاقه مندم هم ایرادات و هم محصنات خودم و نوع برخورد با مساله ی ازدواجم رو بدونم و بتونم مساله ی ازدواجم رو به خوبی حل کنم...چیزی که من تو زندگی م زیاد دارم همین اطلاعات مشابه اطلاعات این سایت هست... تا دلتون بخواد تو ورد کامپیوترم و ذهنم پره از مطالب مربوط به معیارهای انتخاب همسر و مساله ی به دل نشستن و کمال گرایی چیست و این حرفا...نمی گم اینا به دردم نخورده...اتفاقا بعضی وقتا کمک کرده بلاخره بتونم تصمیم بگیرم اما با اینا مشکلم هیچ وقت ریشه ای حل نشده... من هنوز نمی دونم چطور می تونم بین این خواستگارها یکی رو بپذیرم و نمی دونم چطور بفهمم واقعا ایراد از منه یا از پدر و مادرم و اینکه چطور با این اختلاف نظرها و حرفها و بحث هایی که سوهان روحم هستن و تو طول زمان منو عاصی کردن کنار بیام... تا جایی که تصمیم گرفتم مشاوره برم یا از دیگران مشورت عملی و مصداقی بگیرم که تو اینم متاسفانه خیلی موفق نبودم...به این دلیل که اولا تو شهری که الان زندگی می کنیم مشاور ازدواج و روانشناس خوب و حرفه ای پیدا نکردم که معیارهام رو باهاش چک کنم و مسایلم رو بهش بگم و چن تایی که رفتم جز حرفای تکراری کلیشه ای چیزی نگفتن...یکی شون هم که نسبتا بهتر بود یک کتاب بهم معرفی کرد که بر اساسش به خواستگارم جواب منفی دادم کلی باعث دردسر شد تو خانواده و خانواده بیش تر از قبل نسبت به مشاور و... گارد منفی گرفتن ...الان هم واقعا نمی دونم مشاور ازدواج کاربلد تو شهرمون رو چطور باید پیدا کنم... شما تو این زمینه می تونید بهم کمک کنید تا مشاور خوب تو شهرمون پیدا کنم؟؟؟ و حالا به فرض هم اگر پیدا کنم خانواده به هیچ وجه حاضر نیستن بیان و تازه خودم هم باید بدون اطلاعشون برم تا مورد تمسخر و تحقیرشون قرار نگیرم که بازم یگن تو عرضه ی یه شوهر انتخاب کردنم نداری و تو تو فضای مجازی شست و شوی مغزی شدی و ... و دوما از دیگران هم که مشورت می گیرم خیلی ها می گن تو باید راحت تر بگیری و ... بدون اینکه راهکار ارایه بدن که چطور می تونم این کار رو بکنم؟؟ خب من وقتی خواستگاری دارم که چهره ی بد و غیر زیبایی داره اصلا دیگه دلم نمی خواد باهاش صحبت کنم حتی چون دست خودم نیست.واقعا چهره برام مهمه و هیچ وقت عمرم نتونستم با کسی که زشته حتی دوست یشم چه برسه به اینکه همسرم بشه...بعد همه می گن تو باید از معیار ظاهر بگذری تا آدمای خوب و از دست ندی.... خب من نمی تونم با این قضیه کنار بیام...آخه مگه دست خودمه؟؟؟ مثلا می تونم از قد و هیکل و تحصیلات و میزان درآمد و موقعیت اجتماعی چشم پوشی کنم و بگذرم به نفع معیارهای دیگه اما از چهره نمی تونم... واقعا نمی تونم...حالا ینی مشکل از منه؟؟؟؟ مثلا همین امشب خواستگاری که از خیلی لحاظ ها عالی بود رو به خاطر ظاهرش نپسندیدم و دوباره سرکوفت زدن های پدر و مادرم شروع شد که تو ظاهربین شدی و مومن نیستی و اون چیزی که تو می خوای پیدا نمی شه و اینها که منم واقعا تو تصمیم منفی م شک کردم و حالا فردا که تماس بگیرن نمی دونم باید چی جواب بدم....یا مثلا یک کلام گفتم من شغل ایشون که یه مقداری جنبه ی سیاسی مذهبی داره نمی پسندم که پدرم شروع کرد با ناراحتی و عصبانیت توضیح دادن که من نمی دونم تو سایتا چی خوندی که اعتقادات رو از دست دادی!!!( من نمی دونم چه ربطی به اعتقاداتم داره.این فقط سلیقه ست) و این حرفا... با وجود اینکه چن روز قبل خیلی منطقی و آروم با خانواده صحبت کرده بودم و به نتیجه رسیده بودیم اما دوباره.... تو رو خدااا مثلا تو این مثالهایی که الان گفتم به من بگید آیا ایراد از منه؟؟؟ من باید چی کار کنم؟؟ خب من مثل خیلی از دخترای دیگه اونقدر کشش به جنس مخالف ندارم که به هر جنس مذکری هر چه قدر هم بد تیپ و زشت جذب بشم و بتونم همسرش بشم... من برخلاف مساله ی احساسی م از این لحاظ خیلی آدم سردی هستم و خب این جزء ذات منه انگار.... چی کار کنم؟؟؟ اگه میشه هر کسی که نوشته ی منو می خونه حداقل در این چن تا موردی که الان برام مساله ست منو راهنمایی کنه....من دیگه راهی جز اینجا به ذهنم نمی رسه...ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.
![]()







یا مثلا یک کلام گفتم من شغل ایشون که یه مقداری جنبه ی سیاسی مذهبی داره نمی پسندم که پدرم شروع کرد با ناراحتی و عصبانیت توضیح دادن که من نمی دونم تو سایتا چی خوندی که اعتقادات رو از دست دادی!!!( من نمی دونم چه ربطی به اعتقاداتم داره.این فقط سلیقه ست) و این حرفا... با وجود اینکه چن روز قبل خیلی منطقی و آروم با خانواده صحبت کرده بودم و به نتیجه رسیده بودیم اما دوباره.... تو رو خدااا مثلا تو این مثالهایی که الان گفتم به من بگید آیا ایراد از منه؟؟؟ من باید چی کار کنم؟؟ خب من مثل خیلی از دخترای دیگه اونقدر کشش به جنس مخالف ندارم که به هر جنس مذکری هر چه قدر هم بد تیپ و زشت جذب بشم و بتونم همسرش بشم... من برخلاف مساله ی احساسی م از این لحاظ خیلی آدم سردی هستم و خب این جزء ذات منه انگار.... چی کار کنم؟؟؟ اگه میشه هر کسی که نوشته ی منو می خونه حداقل در این چن تا موردی که الان برام مساله ست منو راهنمایی کنه....من دیگه راهی جز اینجا به ذهنم نمی رسه...ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.

علاقه مندی ها (Bookmarks)