ممنون از نظر و راهنمایی شما باغبان گرامی
از صحبت های شما به این نتیجه رسیدم که مثل اینکه نظرشما و هم چنین نظر غالب اینه که من دید کمال گرایانه به ازدواج دارم و در انتخاب همسر با وسواس عمل می کنم. خب من در چند پست قبل معیارهای مهم و نظر اصلی خودم رو درباره ی انتخاب همسر گفتم و از دوستان خواستم من رو راهنمایی کنند که اگر معیارهام سخت گیرانه و دور از اعتدال هست به صورت مصداقی کمکم کنن تا دقیقا بدونم ایراد از کجای معیارهای منه؟؟ چه اعتدالی باید ایجاد می کردم که نکردم ؟؟؟و الا یک سری نظر کلی که آدم رو نمی تونه متوجه ایراد دقیقش بکنه که نمی تونه باعث تغییر عملی بشه!!!
در مورد بحث معدل معیارها هم که کاملا قبول دارم و دقیقا به این دلیل دارم مشورت می گیرم که نکنه یه روزی بیاد که فکر کنم ای کاش ساده تر گرفته بودم...
مشکل اصلی من شاید تفاوت فکری و شخصیتی خودم با خانواده ست و خواستگارهایی که بر اساس خانواده میان....گاهی با خانواده درد و دل می کنم و معیارهام رو براشون می گم ... شرایط برای مدتی بهتر از قبل میشه ولی دوباره همون دوراهی و همون شرایط و من و روحیاتم و.... و خانواده ای که مشاوره ی ازدواج و مشاوره برای یک همچین مساله ای از نظرشون کار خیلی مسخره ای هست...
کاش دوستان و مشاوران عزیز همدردی از تجربیات خودشون در انتخاب همسر و معیارهای درست و معتدل برای انتخاب دریت بیشتر برای من توضیح می دادن تا بتونم در عمل بهترین تصمیم رو بگیرم... من همین الان در جریان یک خواستگاری هستم که باید بتونم درست پیش برم... ممنون از همه ی کسانی که در این تایپک نظر دادن و راهنمایی کردن.هم چنان منتظر راهنمایی های خوب و مصداقی تر شما هستم
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)