من تحملم برای برخورد با آدمای ناراحتی که به معنای واقعی کلمه نمیتونن بالاست ولی در مورد شما من بدون ذره ای دروغ میگم که میتونید. بنابراین نه تنها ناراحت میشم بلکه عصبانی هم
میشم!!! چون این چیزی که میگید نمیتونید رو ، عین آب خوردن میتونید انجام بدید. گویا مثلا اعتمادی به نفس خودتون ندارید از نظر من تا حدودی دارید وگرنه دختر جسوری نبودید.پست شماره
ی 4 تون خوب بود از نظر اعتماد به نفس. نمیدونم به کدوم یکی از رفتاراتون میگید بچه گانه من همچنان منتظرم یک برخورد به اصطلاح بچه گانه رو تو کلامتون ببینم . واقعیت رو بگم از
نظر من مشکل شما اینه که دیگران رو بچه فرض میکنید والسلام!!!. اگه دیگران رو آدم هایی بالغ ببینید شما هم بالغانه رفتار خواهید کرد. این حقیقت تلخ زیربنای تفکر شماست.
اما من نگاهم به شما رو توضیح خواهم داد و سعی میکنم توجیه کنم شما رو.
بیشتر چیزی که در شما میبینم یه جور بازی با کلام زیرکانه است. یه جورایی میخواید من یا سایر مخاطبان رو گول بزنید تا ما هم همنوا با شما نوای غم و بدبختی بسراییم!!! من رو نمیتونید
گول بزنید.متاسفانه باید بگم اشتباه فرض کردید من بچه یا یک آقا نیستم.
در مورد پست شماره 6 متوجه میشم که دارید با خودتون صحبت میکنید ولی هدفتون چیه؟ جمله ی اول تخریب خودتون مانند یک جانی، جمله ی های بعدی آرزوی دور که
به نظر میاد دارید فکر میکنید به واقعیت نخواهد پیوست و جمله ی آخر ممنون آقای باغبان که این عالی بود :) . اما برداشت شخصی من فکر میکنم موضوع مکالمه تون با آقای باغبان تقویت
اعتماد به نفس بود دیگه. الان با پست شماره ی 6 شما آقای باغبان باید به افق بپیونده عایا؟؟ !!! جدای از شوخی با آقای باغبان عزیز که فردی بسیار بسیار محترمن من نظر شخصی خودم رو
میگم این پست شما مصداق کامل بی ادبی و توهین به افرادی بود که میخوان به شما کمک کنن. دقیقا تفکر شما رو داره مثل روز نشون میده. شما دیگران رو بی ارزش حساب میکنید.دم
خروس زده بیرون !!!
شما چه طور این قدر آدم بی توجهی هستید که کمک میخواید اما در عمل فقط وقت یک آدم رو میگیرید؟ جز اینه که شما عادت دارید همیشه و همه جا دیگران رو بچه حساب کنید؟
چرا؟ چون میایید به من میگید من اعتماد به نفسم در عرض سه سال خوب نشده من هم کاملا متوجه بازی شما میشم بنابراین با مخالفت من که رو به رو میشید تو پست بعدیتون تاکید دوباره
دارید به اینکه مشکلتون اعتماد به نفسه . من میفهمم!!!! مشکلتون اعتماد به نفس هم هست اما اصل مشکلتون نادان حساب کردن منه.
آقای باغبان مشاوری بسیار حامی و مهربونه. در ضمن به نظر میاد ایشون یک آقا باشن. آیا رفتار شما با یک آقا در جامعه ی واقعی هم همین طوره؟ آیا مشکل شما اینه که اعتماد به نفس
ندارید یا نه شما فکر میکنید که میتونید با چنین شیوه ی کلامی ای (ضعف و بدبخت جلوه دادن) یک آقا رو تحت تاثیر قرار بدید؟ نقطه ضعفه یک آقا چیه؟ آهان یک آقا که خانم نیست. میتونم
راحت گولش بزنم!!! اون دلش به حال من میسوزه. اون که نمیفهمه در درون من چی میگذره!!!!
من از پست شما ناراحت نشدم و واقعا هم میگم قصدم فقط این بود بهتون نشون بدم قسمت ناخودآگاه مغز شما چه چیزی در درونش نهفته داره امیدوارم متوجه شده باشید که مشکل شما در
برخورد با دیگران تنها اعتماد به نفس نیست بلکه از تفکری ناشی از اینکه دیگران بچه هستن بر میخیزه. بنابراین از امروز دیگران رو افرادی بالغ ببینید. لطفا.
تاکید میکنم اینجا فضای مجازیه. ممکنه نظر من اشتباه باشه. من قصدم ناراحت کردن یا آزار شما نیست. من شما رو نمیبینم یا تو ذهن شما نیستم. بنابراین من اگه چیزی بهتون بگم و قبول
کنید به عنوان برچسب به خودتون نزنید یا اگه قبول ندارید من رو اهل خصومت یا دشمن شخصی و فردی بی سواد و عقب لفتاده از قافله نبینید. من به حرفای شما فکر میکنم و امیدوارم شما
هم به حرفای من فکر کنید.
بعد از اینکه فکر کردید که دلیل واقعی رفتاراتون چیه و تصمیم گرفتید من واقعا دوست دارم برخورد و تفکر شما رو در مورد دیدگاهم بدونم. شاید بتونم کمکی کنم بلکه قرصی از قرصاتون کم
شد!!! من به شما امیدوارم.
داروهاتون من فکر کردم نزدیک به یک ماه هست مصرف میکنید. به هر حال اگه یک ماه هست باید تاثیر داشته باشه روتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)