راستیتش من یک حدسی میزدم که ریشه این خیانت رو از رفتارتون با این آقا در پست اول میدیدم ولی با این پست دومتون مطمئنم از همونه
دیدید بعضی چیز هارو الکی الکی از آدم دریغ میکنن بعد آدم واسه خودش اون چیز کوچیک رو بزرگ و به هدف تبدیل میکنه و تو راه رسیدن به این هدف واهی عزت نفس و اعتماد به نفسشو و همه چیشو از دست میده و داغون میکنه ولی بعد بهش میرسه حس پیروزی و فاتح بودن داره که درجا سرد و یخ میشه ولی بعد دقیق میفهمه عجب چیز بیخودی بود و من فقط اینو به شکل چالش دیدم واسه اینکه بگم من تونستم انجامش بدم انجامش دادم آخه این چه کاری بود که کردم میخواستم چه چیزیو به کی بفهمونم و ثابت کنم؟
گرفتی چی شد؟شما چالش بودی و این آقا شمارو هدفش کرده بود فقط خواسته پیروز بشه و بدستت بیاره بعدش فهمیده چه چالش بدی بود
حالا ایشون یک چالش دیگه داره به این شرح
من اینو دوستش داشتم و ظاهرا به دستشم آوردم ولی آیا اونم منو دوست داره؟
آیا اصلا من دوست داشتنی هستم؟
آیا فقط دلش به رحم اومد زنم شد؟
چون تجربه دیگری نداشته(همون مثلا پاکی=بی تجربگی) حالا به دوست داشتنی بودنش توسط خانوم ها شک داره که دقیقا واسه شیوه زندگی قبلیش و رفتار شما بوده
حالا چطوری به خودم ثابت کنم که من میتونم مورد پسند خانوم ها قرار بگیرم و به خودم ثابت کنم نه من اشتباه فکر میکنم و این حرکت احمقانه رو انجام داده و با دختری رو به رو شده که متاسفم که میگم ولی تو گفتن حس هاش صادقه وقتی منو میخواد باهام زود راه میاد و برام در دسترس هست(بر عکس همسرم که الکی میخواست مثلا خودشو با ارزش نشون بده و دور از دسترسم قرار بگیره)و سال ها منو زجر داد و تحقیرم کرد باید بگم اگه حدس دومم درست باشه باید بگم که وضعیت خیلی خیلی بدتر ازین حرف های اینجاست و این پیامی که اینجا دادن و اعصابمو بهم ریختن طرف اومده گفته بازم باهاش سردی کن و بذار واست تلاش کنه که دوباره شما بشی مثل یک وسیله و یک چالش شما این کار بکن من همین جا واست گارانتی میکنم بازم خیانت کنه
یک راه حل احتمالی یک بار بشین حدس منو بررسی کن و سعی کن این حس های بالا رو چک کنی اگه درسته ازش عذرخواهی کن و بگو که تحت تاثیر فرهنگ غلط بودی و از اونم بخواه واسه خیانتش ازت عذرخواهی کنه و برید پیش یک روان شناس و دوست داشتن هم رو یاد بگیرید تا شانس فرصت زندگی در شرایط متفاوت که بیشتر باب میل شما و همسرتون داشته باشه وگرنه با اون اخلاق و رفتار نتیجه همینه که دیدید
میدونم حرف هام براتون مثل نمک روی زخم و تف توی صورته ولی حقیقته حقیقته








علاقه مندی ها (Bookmarks)