به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    شما از یکی توی محیط کار خوشت می اومده و بهش هم گفتی (پست شماره سه) و ایشون هم توجهی نکرده.
    حالا هم نهار دعوتش کردی و اون اصلا به روی خودش نمی آره و نمی خواد بیاد ... تشکر برای همفکری چیه؟ دست بردار دختر !
    چطوری باید بگه نمی خواد؟


    توصیفی که شما از شرایط کردید به نظر من بسیار دافعه آوره برای اون آقا.
    شاید قبلا هیچ نظری روی شما نداشته، اما با رفتارهای عجیبتون احتمالا الان براش دافعه هم دارید. یه قدم هلش دادید عقب!


    کاملا مشخصه به شما علاقه ای نداره و گزینه مورد بررسی براش نیستید.
    بقیه این وسط چی کاره ان؟


    کاش می تونستی اصولی تر روی خودت کار کنی
    سوای این موضوع و این آقا
    به نظر می آد یه ایرادهای اساسی توی روابطت داری

    از یه خانم 32 ساله انتظار رفتارهایی با پختگی و جذابیت بیشتری می ره.
    همکارها پچ پچ می کنن و یکی منو برای ازدواج باهاش تشویق کرد !! چطوری؟ اینا چیه می گین؟

    اون اصلا به شما فکر نمی کنه ... شما می گی منو مسبب بدبختیاش بدونه؟ واسه چی؟
    چه ربطی داره؟

    اگه می تونی از اون شعبه برو.
    قراری هم که گذاشتی و دعوتش کردی را اصلا به روی خودت دیگه نیار و بذار کنسل بشه.
    نقش عاشقهای بدبخت و مظلوم را هم دیگه بازی نکن و کاری به کارش نداشته باش.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 22 مهر 95 در ساعت 20:21

  2. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Mr DaNi (جمعه 23 مهر 95), نیلوفر. (شنبه 24 مهر 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 آبان 95 [ 08:47]
    تاریخ عضویت
    1395-7-09
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    89
    سطح
    1
    Points: 89, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 36.0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    شما از یکی توی محیط کار خوشت می اومده و بهش هم گفتی (پست شماره سه) و ایشون هم توجهی نکرده.
    حالا هم نهار دعوتش کردی و اون اصلا به روی خودش نمی آره و نمی خواد بیاد ... تشکر برای همفکری چیه؟ دست بردار دختر !
    چطوری باید بگه نمی خواد؟


    توصیفی که شما از شرایط کردید به نظر من بسیار دافعه آوره برای اون آقا.
    شاید قبلا هیچ نظری روی شما نداشته، اما با رفتارهای عجیبتون احتمالا الان براش دافعه هم دارید. یه قدم هلش دادید عقب!


    کاملا مشخصه به شما علاقه ای نداره و گزینه مورد بررسی براش نیستید.
    بقیه این وسط چی کاره ان؟


    کاش می تونستی اصولی تر روی خودت کار کنی
    سوای این موضوع و این آقا
    به نظر می آد یه ایرادهای اساسی توی روابطت داری

    از یه خانم 32 ساله انتظار رفتارهایی با پختگی و جذابیت بیشتری می ره.
    همکارها پچ پچ می کنن و یکی منو برای ازدواج باهاش تشویق کرد !! چطوری؟ اینا چیه می گین؟

    اون اصلا به شما فکر نمی کنه ... شما می گی منو مسبب بدبختیاش بدونه؟ واسه چی؟
    چه ربطی داره؟

    اگه می تونی از اون شعبه برو.
    قراری هم که گذاشتی و دعوتش کردی را اصلا به روی خودت دیگه نیار و بذار کنسل بشه.
    نقش عاشقهای بدبخت و مظلوم را هم دیگه بازی نکن و کاری به کارش نداشته باش.

    سلام. من فکر کنم کلا چه تو دنیای واقعی یا مجازی کسی حرف منو نمبفهمه. وقتی اولین بار همکار خانوم منو تشویق به شناخت کرد .بخاطر اصرار اون اقا بوده.مگر نه من تو حال و هوای خودم بودم. بعد هم اینقدر من رو تحلیل و بررسی کردن که یک بار نشد مستقیم با من حرف بزنه. اینقدر من رو یه چالش بزرگ نشون دادن که نهایت من وابسته شدم و اون هم ساکت. هنوز هم پرس و جوی منو میکرد و من فکر میکردم هنوز میشه امیدوار بود.
    دیر شده. علاقه و یا هر چی به اون خانوم همکار پیدا کرده اما رفتار هایی از خودش نشون میده که من رو گیج و امیدوار میکنه.
    بچه نیستم که. در ضمن دعوت ناهار قضیش چیز دیگست/ میدونم من دارم بعد مشکلم رو تعریف میکنم.
    شاید باید از دنیای مجازی بیام بیرون و مشکلاتم رو با شیوه ی خودم حل کنم. تنهام که اومدم اینجا. به کسی اعتماد ندارم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حتی اینجا هم هیچکس نیست که به حرفام گوش بده
    توسط yasaman12 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 اردیبهشت 97, 16:43
  2. این دیگه آخرشه و دیگه راه برگشتی برام نیست...
    توسط سیما59 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 بهمن 92, 00:45
  3. وقتی شرایط ازدواج مهیا نیست داشتن دوست دختر چه مشکلی داره؟
    توسط drake در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 آذر 91, 03:00
  4. خوشبختی چیست ؟ شما می دانید؟
    توسط پندار در انجمن انجمن افراد خوشبخت
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 88, 09:13
  5. خوشبختی وام بانکی نیست!!
    توسط دلداده در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 آذر 88, 06:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.