به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 63

Threaded View

  1. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    همراهی

    سلام به شما



    تشکر میکنم برای تایپیک های من وقت گذاشتید .با حرف شما صد در صد موافقم تربیت فرزند از خود فرزند مهمتره برای این یکی از بزرگترین دغدغه هایم مسائل فرزندم هستش.


    نقاط مثبت پدری من سعی میکنم با نرمی و خوش اخلاقی با بچه رفتارکنم و تا جایی که میتونم برای نیازهایش سستی نمیکنم.



    نقاط منفی : به دلیل مشغله های کاری وقت چندانی نمیتونم برای فرزندم بگذارم ولی وقتی هستم همه وقتم به بچه اختصاص داره. اینم میدونم پدر نمیتونه جای مادر رو بگیره ولی یه پدر موجه حتما" از یه مادر غیرموجه خیلی بهنر میتونه باشه.



    نفاط مثبت مادری در وجود مادرش: مادره و این کلی نقطه مثبت درونش داره.بچه رو دوست داره و حتما" اونم درجای خودش برای بچه تلاشش رو داره.



    نقاط منفی: عصبی و به شدت کنترلگره و میدونم بچه رو گاها" کتک میزنه. برای این رفتاری که با پسرمون داره به کررات دعوا کردیم.


    چیزی که منو نگران میکنه حس کنترلگری و پرخاش همسر سابقم هست من با این سنم به سختی تونستم خودم رو از دست همچین آدمی و همچین خانواده ای رها کنم یه بچه اختیاری از خودش نداره. میترسم از اینکه همه زندگی و روح و روانش تحت تاثیر قراربگیره و هیچوقت نتونه زندگی عادی داشته باشه و مسببش من هستم.



    پسرم وقتی با من هستش خوبه دوست داره باید حتما" توی بغلم بخوابه و دستهاش رو دور گردنم بندازه وابستگی هم فکر کنم پیدا کرده.


    نمیتونم جداش کنم چون مادرش نیست و فعلا" کوچیکه حس کمبود پیدا میکنه.بهش گفتم هروقت دلتنگ شد بگه و میگه من به هررویی که هست میبرم و مادرش رو می بینه.



    وقتی با مادرش هست شادتره این رو نمیتونم کتمان کنم از چند و چون ارتباطش با مادرش خبر ندارم.ولی میدونم مغزشو از اراجیف پر میکنند چون همه حرفی پیش بچه میزنند و متاسفانه خانوادگی هیچوقت از این عادتشون دست برنداشتند.


    نمیخوام بگم من خوبم اون بده ولی جدی نمیخوام بچه م زیر دست اون قوم یاجوج و ماجوج بزرگ بشه.


    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه
    ویرایش توسط پژمان : سه شنبه 20 مهر 95 در ساعت 16:10

  2. کاربر روبرو از پست مفید پژمان تشکرکرده است .

    همراهی (چهارشنبه 21 مهر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.