سلام فرشته اردیبهشت
ممنون که وقت گذاشتی و جوابمو دادی
باور کن خودم هم ساعتها به این موضوع فکر میکنم که چرا تو وجودم یه ذره انگیزه ای برای ادامه دادن این زندگی ندارم
بارها شده میام اینجا و داستان زندگی کسایی رو که با هزار تا مشکل هنوز سعی بر حفظ زندگیشون دارن
برای من همیشه جای سواله که چرا باید زندگی رو که با یه نفر شروع کردم و حتما باید حفظش کنم وقتی هیچ حسی بین ما نیست.
مگه ما چند سال زنده ایم که بخواییم همدیگه رو تحمل کنیم که فقط بگذره
خیلی دوست دارم بدونم اون خانمهایی که با چنگ و دندون زندگیاشون رو نگه میدارن چطور فکر میکنن
فرشته اردیبهشت بحث پول نیست...چون من هر چی سرم اومد از وقتی بود که پول وارد زندگی ما شد. که همسرم فکر کرد چون پول داره باید خیلی بهش خوش بگذره. همیشه حرف حرف اون باید باشه. اون جایی که اون دوست داره بریم. اون خونه ای که اون دوست داره بخریم ....اون ماشینی که اون دوست داره سوار بشیم...منم این وسط نظر بدم میگه تو نمیفهمی...با تیکه هاش زجرم میده.
من باید سختی قسط و بی پولی آقا رو تحمل کنم که ایشون ماشین آخرین سیستم سوار بشه و همه تو خیابون نگاش کنن و جلوش خم و راست شن.
من یه زندگی کوچیک و پر از عشق و صفا دوست دارم. اون زندگی پر زرق و برق
یا سر هر مسیله ای باید بجنگیم یا من باید سکوت کنم. الان یه سالی میشه سکوت کردم و اون داره برا خودش میتازونه.
یعنی دیگه قدرت و انرژی جنگیدن ندارم
آخه به قیمت نابود کردن احساسات و علایق خودم این زندگی رو حفظ کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)