دوست من این آخرین پست من برای شماست.ببینید عزیز دل اومدیم و فردا روزی خانومتون سر یه چیزی دلشون شکست و از شما جدا شد.فرض یک درصدی.اونموقع خانواده چه جایگاهی برای شما پیدا میکنه؟
همسری که با دو سه تا مشکل کوچیک توان حل مساله رو از دست میده و میاد صورت مساله رو پاک میکنه شاید یه روزی هم صورت مساله شما باشید.
من حرف جنگیدن نزدم با شما.حرفم این بود که روشی پیدا کنید که حرفها و رفتارهای بعضن منطقی شما فرتی دل خانومتون رو نشکنه.
امید همینقد که الان هوادار خانوم هستید وقتی سنشون به چهل یا چهل و پنج رسید با این رفتارها و تحمل شما و دیدتون به مشکلات به همین شکل پشت سرشون باشید.
ببین دوست عزیز زندگی رو با واقعیات پیش ببر نه با این موضوع که فعلن همه چی گل و بلبله .خوب الان نیومد نیاد مهم نیست.
ضمنا بحث جهیزیه این بود که بزارید ایشون مشکلاتشون رو حل کنن و از ابتدا استراتژی حل مسایل رو یاد بگیرن.شما باید قسمتهایی که بر عهده یشونه رو بهشون واگذار کنید تا با خیلی چیزا آشنا بشن.
مطمعنم که تو خیلی مسایل نزاشتید آب تو دلشون تکون بخوره به نظرم این سمه.
دوست من تمام خانومها خصوصیتشون اینه که رفتارای مثل خانوم شما در حین مریضی شما نشون بدن ولی آیا در مسایل مهم دیگه بهمین شکل منطقی جلو میرن؟مثلن یه روز یه مناسبت رو فراموش کنید.البته مثال زدم نه اینکه دوباره گیر بدید رو این مورد.شما کادو خریدید حتی با ایشون و به هر دلیلی بهشون ندادید و ایشون....
موفق و موید باشید و بهترینها رو برای شما دوست محترم خواهانم








علاقه مندی ها (Bookmarks)