اگر دقت کرده باشید خانمهای این تاپیک خواهر و مادر شما را خواهر شوهر و مادر شوهر بالقوه خودشون دیدن و اکثرا با تجربه شخصی خودشون، خیلی هم از دست خواهر و مادر شما ناراحت بودن 
شاید خانواده شما اشتباهاتی داشتند ولی من با برادری که شوهرم را کتک بزنه هم کنار نمی آم ... یا بهتر بگم شوهری که از برادر من کتک بخوره و به روی خودش نیاره، داره به من می گه تا کجاها می تونم روی کوتاه اومدنهاش حساب کنم و سو استفاده کنم
(البته ما خانوادگی عادت به برخورد فیزیکی نداریم، شاید برای همین به نظر من اینقدر عجیب بوده !! )
زندگی که با کوتاه اومدنهای شما بخواد آروم بمونه چه ارزشی داره
بالاخره یه روزی شما خسته می شین
اون روز هم خانمتون راهش را می کشه و می ره.
بعد می گید من که این همه فداکاری کردم چرا نفهمید؟
تا وقتی شما آروم باشید و بله قربان گو ... ایشونم هست
یه بار در مورد حق و حقوقت صحبت کن ببین چی می گه
بهش بگو همونطور که شما حق نداری با خانواده ات رفت و آمد کنی ایشون هم حق نداره ... چون برادرش شما را زده
اینطوری با واقعیتهای ذهن همسرت آشنا می شی
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)