مراجع گرامی ورودتون رو به تالار همدردی خیر مقدم عرض میکنم.( خیلی رسمی بود ولی برای شروع خوب)
اینکه شما اومدی به تالار و مشکلت رو مطرح کردی، جای امیدواری داره و نشون میده که میدونید یک جای کارتون میلنگه، ولی اینکه چه چیزی رو به عنوان مشکل مطرح کردید باعث تاسف و ناراحتی میشه( حداقل برای من جای تاسف داره). این تاسف رو از حیث شرایطی مثل میزان تحصیلات و سن و تجربهی شما عرض میکنم.
یک مثالی هست که میگه: یک ویروس باعث ایجاد سرماخوردگی میشه و علائم سرماخوردگی از جمله تب و سرفه و... نشانهی حضور یک مهاجم در بدن است. قاعدتا وقتی بیمار به پزشک مراجعه میکنه، منظورش این نیست که بخواد آبریزش بینیش قطع بشه. میخواد اون ویروس رو از بین ببره. وقتی که ویروس از بین میره به دنبالش علائم قابل رؤیت هم از بین میره!!!
خب مثال فوقالعاده ساده و بدیهی بود، ولی فکر کنم لازم بود بدونید. به این دلیل که دوستان پاسخهای خوبی دادن و شما در جواب هر پاسخ توجیهی آوردید، لازم دیدم بدیهیترین راهنمایی رو بهتون یادآور بشم.
خب شما سنتون کم نیست، تحصیلات هم دارید، تجربه هم دارید و با این حال باز هم در حل مشکلتون ناتوان موندید. چرا؟ چون باور دارید که نمیتونید این مشکل رو حل کنید.
اگر باور داشتید که توانایی حل مشکلتون رو دارید، عنوان تاپیکتون چیزی غیر از این بود. شما به جای اینکه بگید چطور مشکل ارتباطی رو با همسرم حل کنم، پرسیدید **به نظرتون برگردم به نامزد اولم**، شما نیومدید لباس پرو کنید که مدام بتوتید نظرتون رو تغیر بدید، خودتون شمردید چندبار رابطهها رو رفت و برگشتی طی کردید؟شما به جای مبارزه با ریشهی مشکلتون، فقط میخواید علائم ظاهری مشکل رو برطرف کنید. اگر بار اولی که رابطهی پنهانی با فرد اول داشتید، معایب رفتاری خودتون رو شناخته بودید و روی خودتون تمرکز میکردید، شاید چند مدتی ناملایماتی رو تجربه میکردید ولی بهتر بود تا اینکه به این روند ادامه بدید و این رندگی عجیب رو برای خودتون و مابقی افراد درست کنید.
شما چه با همسرتون بمونید، چه به فرد سابق برگردید، زندگیتون همینجوری به صورت موج سینوسی به نوسانش ادامه میده و فکر میکنم هربار شدیدتر از بار قبل نوسان آزاردهندهای رو تجربه کنید.
مشکل اصلی رفتار درونی خودتون هست که هیچ توجهی بهش ندارید. تا زمانی که خودتون رو بیاراده بر این روند بدونید، کاری از پیش نخواهید برد. همهی افراد کمابیش با مشکل تنهایی و تردید در انتخاب و...درگیر هستن، و این دلیل موجهی بر این رفتار نیست.
شما نمیتونید به مشاوری مراجعه کنید چون شهرتون کوچیکه، پس چطور به یک غریبه اعتماد میکنید و زندگی مشترکتون رو باهاش سهیم میشی( معنای درد و دل کردن یک زن متاهل برای یک مرد غریبه همین میتونه باشه). مشاور نمیتونی بری و از همین تاپیک هم نمیخوای درست استفاده کنی، خب در این صورت مشکل شما حل نخواهد شد تا.....
کسی شما رو به خاطر کارتون سرزنش نمیکنه، ولی کسی شما رو در ** برگشتن به نامزد اولتون کمک نمیکنه**. احتمال قریب به یقین مثل چند کاربر دیگه، شما هم تاپیکتون رو وسط راه رها میکنید و ناپدید میشید، یا ناگهان به طرز غیرقابل پیشبینی متحول میشید و بعد ناپدید میشید، یا اینکه مدتی بعد با نام کاربری جدیدی تاپیک جدیدی ایجاد میکنید و....
یاعضویت انجمن آزاد بگیرید، یا به هر طریقی شده به مشاور قابل اطمینانی مراجعه کنید، یا سعی کنید از مشورت دوستان بهره ببرید.
انشاالله که سرماخوردگیتون کاملا خوب بشه.
من و تو، آبروی مونده-ی باغیم و بارآور
من و تو، باغ آفت دیده-ایم اما بهارآور
چنان از ناامیدی-های هم امید میسازیم
که از یک شمع باورمرده صد خورشید میسازیم
ویرایش توسط Blue friend : سه شنبه 16 شهریور 95 در ساعت 01:28
علاقه مندی ها (Bookmarks)