ممنون از پاسختون عزيزم
من چند بار نشستم و خيلى دوستانه باهاش خواستم در اين مورد صحبت كنيم، ولى اون هميشه ميگه مشكل خودته و به من مربوط نميشه، گفت اگه يكبار ديگه با من در مورد اين موضوع صحبت كنى ميرم و بهت خيانت ميكنم بعدش هم طلاقت ميدم. گفت اينكه تو بى اعتماد هستى مشكل خودته و به من مربوط نميشه. بهش ميگم من بعضى چيزها از سمت تو ديدم و در من نسبت به تو شك ايجاد شده بهتره كارى كنيم اعتماد قبل من يه جورايى برگرده، اونم عصبانى ميشه داد ميزنه و ميگه تو لياقت زندگى پاك ندارى( در حاليكه من صددرصد مطمئنم همسرم بهم خيانت كرده) ميگه من كارى نكردم و همش ساخته ذهنته و ميگه تو دارى با اين حرفات منو تشويق به خيانت ميكنى. گفتم اگه همچين مشكلى براى تو پيش ميومد من با جان و دل هر كارى از دستم ساخته بود براى اينكه اعتمادت برگرده انجام ميدادم، تو هم يك كارى واسم بكن كه من ازت مطمئن شم، ولى همسرم اصلا منطقى نيست و همش داد ميزنه، دفعه آخر هم كه دو ماه پيش بود كلا باهام قهر كرده بود كه چرا به من اعتماد ندارى. گفت اگه يك بار ديگه از اين بحثا بشه يا متوجه بشم بهم اعتماد ندارى ميرم و بهت خيانت ميكنم. منم مجبورم همش فيلم بازى كنم.
دليل تجسس و تعقيب من فقط واسه اينه كه يه چيزى دستم بياد و با كسى كه خيانت ميكنه و قابل اعتماد نيست زير يك سقف نرم. من فرصت زيادى براى ادامه نامزدى ديگه ندارم، قبل از اينكه قرار عروسى گذاشته بشه بايد و بايد يه چيزايى دستم بياد. چون اگه واسه عروسى بخوان وقت تعيين كنن اگه بگم منتظر بمونيم كه قبول نميكنن چون دليلى واسه منتظر موندن نداريم، اگه بگم طلاق ميخوام كه باز هم دليلى واسه طلاق ندارم. الان چند وقته همسرم ميگه واسه شهريور يه جشن بگيريم و بريم مسافرت و بيايم زندگيمون رو شروع كنيم من هنوز هيچ جوابى براش ندارم. البته همسرم هم فقط در حد حرفه صحبت هاش، حس ميكنم اونم علاقه زيادى واسه شروع زندگى با من نداره، چون منم اگه مثل اون سرم جاى ديگه گرم بود تمايلى واسه عروسى نداشتم.
اگه الان زير يك سقف بوديم و بچه داشتم شايد مجبور بودم ادامه بدم و تجسس و تعقيب جز ضرر، هيچى برام نداشت ولى الان اگه بشينم و به كارها و خيانت همسرم چشم بپوشم اشتباه كردم. من شديدا به يه مدرك نياز دارم ولى اون خيلى زرنگتر از اين حرفاست، چون موقعيت هاى خيلى زيادى داره كه من كارى از دستم ساخته نيست واسه مچگيرى. مثلا تو كارخونه يه جايى هست كه در جداگانه داره و ميتونه راحت اونجا هر كارى انجام بده و چون اون محدوده محيطش جوريه كه نميشه رفت و وايستاد نميتونم خيلى تعقيبش كنم يا هزارتا موقعيت ديگه كه توضيحش زياده. فقط من الان مشكلم اينه كه ميخوام يه چيزى از همسرم دستم بياد و ازش جدا بشم ولى متاسفانه هيچ كارى از دستم ساخته نيست.
شما ميگين من چيكار كنم؟؟؟؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)