به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 113

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ستاره جان، آدمى كه طعم پول و امكانات رو چشيد اگه كمتر از اون رو ببينه احساس شكست ميكنه، من الان يك ساله از هر لحاظ به صورت مالى از جانب همسرم حمايت شدم، دو ماه يكبار سفر خارج رفتيم و تقريبا هر موقع كه رابطه مون خوب بوده آخر هر هفته مسافرت هاى داخل كشور رفتيم و تو اين يكسال بهترين لباس ها، كيف و كفش هاى ماركدار استفاده كردم و هر موقع خواستم گرونترين رستورانها رفتم، حسابم هميشه موجودى داشته. من از يك خانواده معمولى و كارمندى هستم، ولى الان طعم اين رفاه رو، هر چند كوتاه مدت، چشيدم. با همه اينها بعد از رفتار ديشبش فقط و فقط دارم به طلاق فكر ميكنم، من تحمل خيانت همسرم رو ندارم. ولى وقتى ميشينم فكر ميكنم كه آيا اگر كسى با درآمد كارمندى و معمولى بخواد باهام زندگى كنه ولى شديدا عاشقم باشه و آرامش بده بهم، آيا قبول ميكنم؟! اين سئوال منو دچار ترديد ميكنه. آدمى زود به رفاه و امكانات دل ميبنده و سخت ميتونه دل بكنه. الان من نه ميتونم از همسرم طلاق بگيرم نه ميتونم تحملش كنم. آدم پول پرستى نيستم ولى سخت ميتونم به كمتر از اين زندگى عادت كنم. از دست دادن رفاه سخته ولى تحمل خيانت همسر هم خيلى سخته. من تو دوراهى بدى گير كردم.
    سلام جناب آقاى فريد؛
    ديروز بعد از جرو بحثى كه داشتيم با زور و اصرار من پيش يك مشاور ديگه رفتيم، مشاور گفت شما سنتون ديگه ميره بالا و فرصتى واستون نمونده تا بچه دار بشين. گفت به نظر من بهتره كه جدا بشين. همسرم گفت من به خود حنا و خانواده اش با رفتارهام نشون دادم كه من حنا رو نميخوام ولى اونا خودشون رو زدن به اون راه، گفت من ميگم از حنا ميخوام جدا بشم ولى اون مياد به من ميچسبه. مشاور گفت اينجورى نميشه، بايد برى با خانواده اش صحبت كنى و دليلتو بگى و واسه جدايى اقدام كنى. اونم گفت من فردا ميرم و با مامانش صحبت ميكنم. صبح هم كه ميخواست بره سركار بهم گفت من دارم ميرم وكيل بگيرم.
    از وقتى جناب باغبان گفتن برو پيش مشاور من دو تا مشاور رفتم و دو تا جواب متفاوت گرفتم. واقعا اين مشكل من قابل حل نيست، نه؟!!!!!
    صبح هم كه به مامانم زنگ زدم گفت همه چى تقصير تو، ضعيفى نميتونى يه شوهردارى رو ياد بگيرى.
    جناب فريد شما كه ميگين طلاق نگيرم، چه راه حلى مد نظرتونه؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید Hanli تشکرکرده است .

    باغبان (سه شنبه 09 شهریور 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.