
نوشته اصلی توسط
1956
سلام دوست عزیز مرسی که مطلبمو خوندی و نظرتو گفتی .
ببینین منم بهش حق میدم که توی ذوقش بخوره و ناراحت شه ولی واقعا اینکه توی یه سال فقط یه بار شامی که دوست نداره رو بخوره میارزه به اینکه من چند ساعت گریه کنم و اونقدر تحقیر شم ؟؟؟؟
من واقعا زن تنبلی نیستم ، خیلیم بهش میرسم . شنبه ها و چهارشنبه ها باشگاه میرم که اونم به خاطر همسرمه و اینکه همیشه جذبم بشه ، اونروز بعد باشگاه با یکی از دخترایی که همونجا اشنا شده بودیم قرار گذاشته بودم برم خرید ولی به شوهرم نگفتم ، چون اگه میگفتم نمیذاشت و خودمم خیلی دلم میخواست حال و هوام عوض شه ولی به خاطر گیردادنا و زورگوییاش من توی این یه سال شاید فقط دوبار با دوستام بیرون رفته باشم ! من به شوهرم گفتم بعد باشگاه میرم خونه ی مادرم ، اخه اکثر مواقع زنگ میزنه خونه ببینه در چه حالم . اونم گفت باشه برو . تا شیش با دوستم بودم بعدش هم واسه اینکه مامانم لو نده رفتم پیششون و حدودا هشت و نیم رسیدم ، خب من توی یه ساعت و نیم غیر مرغ چی میتونم درست کنم ؟؟ میمرد یه بار به خاطر من مرغ میخورد ؟
شوهر من خیلی روی خورد و خوراک حساسه و من ناهار رو هم باید به سلیقه ای اون درست کنم ، اخه عالیجناب خوششون نمیاد غذایی که شب خوردنو ظهر سرکار بخورن ، غذای محل کارشونم بد مزست =////// البته امروز براش ناهار نذاشتم ، نگاه کردمم به خودش زحمت نداده بود ظرفشو پر کنه .
مطمئنا کتک زدن و حتی خشونت و آزار کلامی رفتار درستی نیست ...
ولی به هر حال ایشون (خانم 1956) خودش اونقدر تحت فشار بوده که شرایط را به این سمت هل داده.
وقتی به همسرت دروغ بگی، بعد در ادامه اش مجبور باشی به مادرت هم دروغ بگی و سعی کنی این همه دروغ را در برنامه فشرده بعد از ظهرت پنهان کنی،
نتیجه اش می شه تحت فشار بودن و خراب کردن !
واکنشهای این خانم احتمالا تحت تاثیر اضطراب و شرایط خودشون هم بوده ... مبادا شوهرم بفهمه دروغ گفتم
کاش زودتر بخوره و بخوابه تا امروز تموم شه
در واقع خود ایشون هم نتونسته شرایط اضطرابش را کنترل کنه و موضوع را به دعوا نکشونه.
اگه حالش خوب بود و در شرایط خوبی بود روی موضوع به این سادگی کنترل بهتری داشت.
اینجا دو تا مساله هست
1- اون آقا عصبانی و ناراحت شده
2- عصبانیتش را با کتک زدن و ... بیان کرده
من در مورد قسمت اول صحبت کردم ... این که چرا اون آقا عصبانی شده و می شد که اینطور نباشه
چون این خانم می گن من چهار سال با همسرم دوست بودم و می دونستم زود عصبانی می شه و ... با آگاهی به این مسائل باهاش ازدواج کردم و الان هم بعید می دونم به خاطر عصبانیت قصد جدایی داشته باشن.
اگر این آقا برای کنترل خشم اقدام به درمان کنند که عالیه !!
و البته رفتارهای بعدش نشون می ده که به شدت پشیمونه ...
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)