به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم متاسفم حرفهای زندگی بهتر خوبه اما بشرطی که همسرت رو راضی کنی پیش مشاوره بره که اکثر مردا بعلت غرورشون و عالم دونستن خودشون زیر بار نمیرن اما در این شرایط چه باید کرد؟؟؟؟
    همونطور که خودت دیدی با تغییرات خودت همسرت رو تغییر دادی اما چی شد که اونطور شد دلیلش ناقص انجام دادن تغییرات بود!!!!!!!!
    دختر خوب مردا بخصوص اونها که کار سنگین انجام میدن شکمشون بسیار مهمه چون دلشون میخاد بعد اونهمه خستگی بیان خونه زنشون باروی خوش با یه غذای دلخاه ازشون پذیرایی کنه تا خستگی از وجودشون دربره
    تا اونجا که شما سکوت کردی کار خیلی خوبی کردی اما همون لحظه که تحملت تموم شدورق هم به ضرر شما برگشت اینکه شما اون لحظه فقط باید کاملا تا ته سکوت کنی اما بعد اون باید سرسنگین بشی و سرد تا همسرت پی به اشتباهش ببره و اینطوری نه ایشون دست رو شما بلنده کرده و بعدشم خودش میومد نازت میکشید
    همونطور که دیدی فرداش خودش اومد منت کشی اما با این تفوت که دست رو شما بلند کرده بود و جری تر شده بود که به مرور بعدها همین منت کشی را نخاهد کرد اگر تو روش بایستی
    یادت باشه مردها اون زمان کاملا عمدا حرفهایی رو میزنن که زنشون بشکنن چون عصبین اما اگه شما مقبله به مثل کنی بدتر خاهند کرد چون مرد ترس ازدست دادن مردانگیش رو احساس خاهد کرد
    اما اگر به سکوتت ادامه بدی زشتی کار خودش بیشتر برایش واضح میشود
    اما منظور از سکوت این نیست بعدش بیای بگی بخندی بلکه خیلی سرد و سنگین برخورد کن که مردا بشدت ازین حالت زن میترسن و منت کشی میکنن
    اما در موقعیت عشقولانه حتما بهش بگو که اون حرفها اصلا در شان تو نیست بگو من اگر چیزی نگفتم برا این بود که میدونم به حرفات اعتقادی نداری و از عصبانیت گفتی چون خوب میدونم زنت که انتخاب خودته اگه بد بود انتخابش نمیکردی و من بخودم و تواناییهام مطمینم یعنی یه مقدار اعتماد بنفس خودت نشون بده
    نتیجه دیدن داره البته با گذشت زمان پس صبور باش
    یادت باشه تحت هیچ شرایطی خونه رو ترک نکن مگر اینکه قصد جدایی داشته باشی

  2. 3 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    آوای بهشت (پنجشنبه 28 مرداد 95), باغبان (جمعه 29 مرداد 95), شیدا. (جمعه 29 مرداد 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اردیبهشت 98 [ 17:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-04
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    3,969
    سطح
    40
    Points: 3,969, Level: 40
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    165

    تشکرشده 137 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    واقعا جای تعجب داره ! همسر شما از صبح تا نه شب سرکار هست و وقتی می آد خونه خانمش غذایی را که دوست نداره براش درست کرده ، تازه بدمزه هم شده
    ایشون از بی توجهی شما به خودش و نادیده گرفته شدنش ناراحت شده و ..........

    شما چرا نهار که تنها هستی مرغ درست نکردی؟ وقتی ایشون مرغ دوست نداره می خواین بعد از یه روز کاری سخت، عادت غذاییش را تغییر بدین؟
    سلام دوست عزیز مرسی که مطلبمو خوندی و نظرتو گفتی .
    ببینین منم بهش حق میدم که توی ذوقش بخوره و ناراحت شه ولی واقعا اینکه توی یه سال فقط یه بار شامی که دوست نداره رو بخوره میارزه به اینکه من چند ساعت گریه کنم و اونقدر تحقیر شم ؟؟؟؟
    من واقعا زن تنبلی نیستم ، خیلیم بهش میرسم . شنبه ها و چهارشنبه ها باشگاه میرم که اونم به خاطر همسرمه و اینکه همیشه جذبم بشه ، اونروز بعد باشگاه با یکی از دخترایی که همونجا اشنا شده بودیم قرار گذاشته بودم برم خرید ولی به شوهرم نگفتم ، چون اگه میگفتم نمیذاشت و خودمم خیلی دلم میخواست حال و هوام عوض شه ولی به خاطر گیردادنا و زورگوییاش من توی این یه سال شاید فقط دوبار با دوستام بیرون رفته باشم ! من به شوهرم گفتم بعد باشگاه میرم خونه ی مادرم ، اخه اکثر مواقع زنگ میزنه خونه ببینه در چه حالم . اونم گفت باشه برو . تا شیش با دوستم بودم بعدش هم واسه اینکه مامانم لو نده رفتم پیششون و حدودا هشت و نیم رسیدم ، خب من توی یه ساعت و نیم غیر مرغ چی میتونم درست کنم ؟؟ میمرد یه بار به خاطر من مرغ میخورد ؟
    شوهر من خیلی روی خورد و خوراک حساسه و من ناهار رو هم باید به سلیقه ای اون درست کنم ، اخه عالیجناب خوششون نمیاد غذایی که شب خوردنو ظهر سرکار بخورن ، غذای محل کارشونم بد مزست =////// البته امروز براش ناهار نذاشتم ، نگاه کردمم به خودش زحمت نداده بود ظرفشو پر کنه .

    نقل قول نوشته اصلی توسط زندگی بهتر نمایش پست ها
    با سلام واحترام
    ابتدا باید تعریف صحیحی از افراد به اصطلاح عصبی داشته باشیم:
    مشکل شما با همسرتون همونطور که خودتون فرمودید عصعبی بودن ایشون هست. عصبی بودن هم علل مختلفی داره که از شیوه های نادرست تربیتی و محیطی(محیط خانوادگی، کار و ...) تا خصوصیات ژنتیکی و ساختار مغز افراد میتونه گسترش پیدا کنه.
    یکی از بارزترین تفاوت های مردان و زنان چه از لحاظ رفتاری و روانی و چه از لحاظ ژنتیکی در شدت خشم و آستانه تحریکات عصبی خلاصه میشه. شرط بقای انسان ها در طول تاریخ در گرو همین حس خشم بوده. با بروز خشم احساس ترس کمرنگ تر شده و فرد دست به کارهایی میزنه بدون اینکه خطرات جانبی و احتمالی اون کار رو در نظر بگیره. پرداختن کامل به مساله خشم و ریشه شناسی آن از حوصله این بحث خارج است و توضیح و تفصیلی بیش از یک کتاب قطور دارد. اما اینکه چرا اینها رو براتون نوشتم به این دلیل بود که بدونید خشم و عصبانیت یک حس و گاهی موهبت طبیعی است که در مردان به طور عموم بسیار بیشتر از زنان شدت دارد.
    اما مشکل همسر شما در مدیریت این خشم است. اگر با قهر کردن قصد دارید به ایشان بفهمانید که شما شایسته این رفتارها نیستید و حاظر به تحمل اینگونه تحقیر نمیباشد باید بدانید که ایشان در حالت عادی از همه این موارد آگاه است. اما در مواردی که خشمگین میشود همه این داده ها و اطلاعات کنار میرود و فرد از لحاظ مغزی و روانی همه چیز را جور دیگری تفسیر میکند. شما باید همسرتان را متقاعد کنید که اولا مشکل خود را بپزید. دوما برای رفع آن نزد مشاوره رفته و دوره مدیریت و کنترل خشم را بگذراند. و حتی اگر درمان رفتاری به تنهایی کافی نباشد از درمان دارویی در کنار درمان رفتاری استفاده کند. متاسفانه امروزه مشکلاتی از این دست به دلیل فشار های اقتصادی و اجتماعی زیاد است ولی اینکه فرد چگونه فشارهای عصبیو خشم خود را مدیریت کند یا بوسیله نوعی از بلوغ عقلی و فکری حاصل میشود یا از طریق درمان و جلسات مشاوره. همسر شما در زمان خشم به این نمیاندیشد که رفتارش با شما چه پیامدهایی دارد و اندازه موجب تخریب شما میشود. با ایشان به آرامی و با سیاست صحبت کنید و در مورد نگرانی هایتان از رفتار ایشان در هنگام خشم وی آگاهشان کنید. اگر بپزیرند و تن به روند درمان بدهند گامی بسیار بلند برای بهبود زندگیتان برداشته اید.



    شیدای عزیز انتقاد شما درست است. اما فکر میکنم شما هم با من موافقید که هیچ مردی نه تنها به این دلیل بلکه به دلایلی حتی بزرگتر از این هم حق ندارد همسر خود را کتک بزند و اینگونه پرخاشگری کند. مشکل ایشان با همسرشان ناشی از عدم توانایی همسرشان در کنترل خشم و عصبانیت است نه بی توجهی ایشان در همسرداری. در صورت عدم درمان ممکن است در آینده حتی به بهانه های کوچکتر رفتارهایی اینگونه و حتی بدتر از جانب ایشان سر بزند.
    سلام دوست محترم مرسی از وقتی که گذاشتی و مطلب کاملت :
    درباره ی عصبی بودن همسرم : میدونم که بچگی از مادرش کتک میخورده و متاسفانه پدرش هم توی سنین پایین فوت شدن ، از طرفی برادر یا خواهر شوهرام به هیچ عنوان عصبی نیستن ( مادرشون فقط شوهر منو که بچه ی اوله میزده ) ولی مادر شوهرم خودش عصبیه . همچنین پرخاشگریاش فقط مختص به من نیست و حتی توی خیابونم زیاد دعواش میشه که الان کتک کاری نمیکنه ولی قبل ازدواجمون میکرد ( وقتی دوست بودیم و بیرون میرفتیم دوبار پیش اومد ) . من میدونم مردا کلا عصبی ترن ولی خب شوهرم که تنها مردی نیست که من دیدم ، هیچکدوم از مردای اطرافم اینجوری نبودن !
    ما دوران عقدمون رفتیم مشاوره و به همسرم گفت به شدت عصبیه و باید قرص مصرف کنه ولی همسرم بعدش حسابی با من دعوا انداخت که چرا منو بردی بهم توهین کردن گفتن روانیم و دیگه حاضر نشد بریم ، بعد اخرین دعوامون بهش گفتم بیا بریم که دوباره عصبانی شد و گفت کور که نبودی من همینم ، دیگه ام حرف نباشه و اینا . به نظرم میتونم راضیش کنم چون کلا همسرم خیلی سروصدا میکنه ولی اخرش کوتاه میاد . منتها وقت میبره و باید دو سه تا دعوا بگذرونم تا راضی شه.
    دقیقا من هم حس شما رو دارم که اعصابش داره بدتر میشه چون حداقل قبلا سر چیزای گنده تری دعوامون میشد نه مزه ی غذا !

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
    سلام عزیزم متاسفم حرفهای زندگی بهتر خوبه اما بشرطی که همسرت رو راضی کنی پیش مشاوره بره که اکثر مردا بعلت غرورشون و عالم دونستن خودشون زیر بار نمیرن اما در این شرایط چه باید کرد؟؟؟؟
    همونطور که خودت دیدی با تغییرات خودت همسرت رو تغییر دادی اما چی شد که اونطور شد دلیلش ناقص انجام دادن تغییرات بود!!!!!!!!
    دختر خوب مردا بخصوص اونها که کار سنگین انجام میدن شکمشون بسیار مهمه چون دلشون میخاد بعد اونهمه خستگی بیان خونه زنشون باروی خوش با یه غذای دلخاه ازشون پذیرایی کنه تا خستگی از وجودشون دربره
    تا اونجا که شما سکوت کردی کار خیلی خوبی کردی اما همون لحظه که تحملت تموم شدورق هم به ضرر شما برگشت اینکه شما اون لحظه فقط باید کاملا تا ته سکوت کنی اما بعد اون باید سرسنگین بشی و سرد تا همسرت پی به اشتباهش ببره و اینطوری نه ایشون دست رو شما بلنده کرده و بعدشم خودش میومد نازت میکشید
    همونطور که دیدی فرداش خودش اومد منت کشی اما با این تفوت که دست رو شما بلند کرده بود و جری تر شده بود که به مرور بعدها همین منت کشی را نخاهد کرد اگر تو روش بایستی
    یادت باشه مردها اون زمان کاملا عمدا حرفهایی رو میزنن که زنشون بشکنن چون عصبین اما اگه شما مقبله به مثل کنی بدتر خاهند کرد چون مرد ترس ازدست دادن مردانگیش رو احساس خاهد کرد
    اما اگر به سکوتت ادامه بدی زشتی کار خودش بیشتر برایش واضح میشود
    اما منظور از سکوت این نیست بعدش بیای بگی بخندی بلکه خیلی سرد و سنگین برخورد کن که مردا بشدت ازین حالت زن میترسن و منت کشی میکنن
    اما در موقعیت عشقولانه حتما بهش بگو که اون حرفها اصلا در شان تو نیست بگو من اگر چیزی نگفتم برا این بود که میدونم به حرفات اعتقادی نداری و از عصبانیت گفتی چون خوب میدونم زنت که انتخاب خودته اگه بد بود انتخابش نمیکردی و من بخودم و تواناییهام مطمینم یعنی یه مقدار اعتماد بنفس خودت نشون بده
    نتیجه دیدن داره البته با گذشت زمان پس صبور باش
    یادت باشه تحت هیچ شرایطی خونه رو ترک نکن مگر اینکه قصد جدایی داشته باشی
    سلام عزیزم مرسی که وقت گذاشتی و پستمو خوندی و خوشحالم که توی این تاپیک هم میبینمت !
    دقیقا حرف دل منو گفتی البته فکر میکنم شوهرم راضی شه ولی کار خیلی سختیه و حوصله میخواد (تضمینیم نیست اگه بریم مثل دفعه ی پیش نکنه) راستش راهنماییایی که توی اون تاپیک شد همون طور که گفتم واقعا کارساز بود ولی اخه واسه طولانی مدت خیلی سخته من همش هیچی نگم ، هرچند توی این مدت خیلییییی کمتر حرفمون شد و اگه میشد هم مدت دعوا کمتر بود .
    من واقعا بهش میرسم ولی خب دلیلشو گفتم که دیشب چی شد . اخه من جواب بدیم بهش ندادم ، هرچند قبول دارم که قشنگ نفت رو اتیش ریختم با جواب دادنم ، خصوصا که میدونم بیشترین ویژگی من که از اول ازارش میداد حاضرجوابی بود ( به قول خودش خیلیم مصیبت کشید تا زبونم کوتاه شه ، نمیدونه همدردی زبون منو کوتاه کرد نه اون ) دوباره سعی میکنم بهش جواب ندم ، فقط اینجوری خودم از دست نمیرم ؟؟؟؟
    اخه خداییش شما نگاه کنین حرفای من یک صدم حرفای اون میشه که اینجوری کرد ؟؟؟؟؟؟ با این که میگین میترسه مردونگیش از دست بره خیلی موافقم ، دقیقا شوهرم ادمیه که روی جایگاه مرد توی خونه خیلی تاکید داره و کلا خیلی خوشش میاد کنار من جذبه و اقتدار داشته باشه ولی نمیفهمه این شکلی من فقط ازش میترسم . یه بارم راجع به این داشتیم حرف میزدیم من بهش گفتم که بهتره زن ادم به خاطر احترامی که به شوهرش میذاره رو حرفش حرف نزنه نه به خاطر اینکه ازش میترسه . اونم منظورمو گرفت گفت اره ولی تو یکی فرق داری ، اگه از کسی حساب نبری نمیشه کنترلت کرد .
    متاسفانه شوهرم توی حالت عادی به هیچ عنوان حاضر نیست درباره ی مشکلات و اختلافا حرف بزنه و بهم میگه تو باید یاد بگیری انقدر حرف دیروز نزنی ، فقط اگه توی دعوا زده باشتم یا خیلی حرف زده باشه و من جواب نداده باشم تا وقتی که اشتی کنم هر چی بگم میگه اره حق با توئه من تند رفتم ، ببخشین اخرین باره و اینا ولی دفعه ی بعدم همون اش و همون کاسه . من یه مشکلی دارم اینه که شوهرم اصلا قهر نمیکنه و بدش میاد منم قهر کنم ، معمولا هم یک یا دو روز بعد دعوا درخواست رابطه میده که نذاره من قهر باشم واسه همین بخوام قهر کنم بهتره خونه نباشم تا حالا یه بارم قهر کردم رفتم خونه ی داداشم ولی الان نیستش . به نظرت هیچ وقت نباید خونه امو ول کنم ؟ اخه توی خونه خودم نمیذاره قهر باشیم .

    امروز پنج بار زنگ زد به خونه که بار اخر برداشتم ، اصلا هم تحویلش نگرفتم و فقط گفتم الو ، اونم کلی نمک ریخت که به هیچکدوم نخندیدم ، اخرش گفتم شب شام نداریم ، خواستی واسه خودت چیزی بخر ، اونم گفت هیچی دست پخت تو نمیشه ولی رو چشمم .خانوم گلم چی میخوره بگیرم واسش ؟ (درحالیکه میدونه کلا شام نمیخورم) منم لجم گرفت که انقدر راحت وانمود میکنه هیچی نشده گفتم خدافظ قطع کردم . شوهرم پنج شنبه ها زودتر میاد احتمالا تا نیم ساعت دیگه خونه است ، میخوام وقتی اومد اصلااااا تحویلش نگیرم . کارم درسته ؟؟

  4. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1956 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز مرسی که مطلبمو خوندی و نظرتو گفتی .
    ببینین منم بهش حق میدم که توی ذوقش بخوره و ناراحت شه ولی واقعا اینکه توی یه سال فقط یه بار شامی که دوست نداره رو بخوره میارزه به اینکه من چند ساعت گریه کنم و اونقدر تحقیر شم ؟؟؟؟
    من واقعا زن تنبلی نیستم ، خیلیم بهش میرسم . شنبه ها و چهارشنبه ها باشگاه میرم که اونم به خاطر همسرمه و اینکه همیشه جذبم بشه ، اونروز بعد باشگاه با یکی از دخترایی که همونجا اشنا شده بودیم قرار گذاشته بودم برم خرید ولی به شوهرم نگفتم ، چون اگه میگفتم نمیذاشت و خودمم خیلی دلم میخواست حال و هوام عوض شه ولی به خاطر گیردادنا و زورگوییاش من توی این یه سال شاید فقط دوبار با دوستام بیرون رفته باشم ! من به شوهرم گفتم بعد باشگاه میرم خونه ی مادرم ، اخه اکثر مواقع زنگ میزنه خونه ببینه در چه حالم . اونم گفت باشه برو . تا شیش با دوستم بودم بعدش هم واسه اینکه مامانم لو نده رفتم پیششون و حدودا هشت و نیم رسیدم ، خب من توی یه ساعت و نیم غیر مرغ چی میتونم درست کنم ؟؟ میمرد یه بار به خاطر من مرغ میخورد ؟
    شوهر من خیلی روی خورد و خوراک حساسه و من ناهار رو هم باید به سلیقه ای اون درست کنم ، اخه عالیجناب خوششون نمیاد غذایی که شب خوردنو ظهر سرکار بخورن ، غذای محل کارشونم بد مزست =////// البته امروز براش ناهار نذاشتم ، نگاه کردمم به خودش زحمت نداده بود ظرفشو پر کنه .
    مطمئنا کتک زدن و حتی خشونت و آزار کلامی رفتار درستی نیست ...

    ولی به هر حال ایشون (خانم 1956) خودش اونقدر تحت فشار بوده که شرایط را به این سمت هل داده.
    وقتی به همسرت دروغ بگی، بعد در ادامه اش مجبور باشی به مادرت هم دروغ بگی و سعی کنی این همه دروغ را در برنامه فشرده بعد از ظهرت پنهان کنی،
    نتیجه اش می شه تحت فشار بودن و خراب کردن !

    واکنشهای این خانم احتمالا تحت تاثیر اضطراب و شرایط خودشون هم بوده ... مبادا شوهرم بفهمه دروغ گفتم
    کاش زودتر بخوره و بخوابه تا امروز تموم شه

    در واقع خود ایشون هم نتونسته شرایط اضطرابش را کنترل کنه و موضوع را به دعوا نکشونه.
    اگه حالش خوب بود و در شرایط خوبی بود روی موضوع به این سادگی کنترل بهتری داشت.


    اینجا دو تا مساله هست
    1- اون آقا عصبانی و ناراحت شده
    2- عصبانیتش را با کتک زدن و ... بیان کرده

    من در مورد قسمت اول صحبت کردم ... این که چرا اون آقا عصبانی شده و می شد که اینطور نباشه

    چون این خانم می گن من چهار سال با همسرم دوست بودم و می دونستم زود عصبانی می شه و ... با آگاهی به این مسائل باهاش ازدواج کردم و الان هم بعید می دونم به خاطر عصبانیت قصد جدایی داشته باشن.

    اگر این آقا برای کنترل خشم اقدام به درمان کنند که عالیه !!
    و البته رفتارهای بعدش نشون می ده که به شدت پشیمونه ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  5. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    آوای بهشت (شنبه 30 مرداد 95), زندگی بهتر (شنبه 30 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازسکوت و کوتاه اومدن دربرابرعصبانیت های شوهرم خسته شدم
    توسط azalia در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 17:15
  2. چرا اینقدر عصبی؟چرا اینقدر عصبانی؟
    توسط کاربر19 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 24 مرداد 93, 12:06
  3. کبوتر با کبوتر، باز با باز
    توسط lord.hamed در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 فروردین 92, 16:06
  4. قد کوتاه، درد بی‌درمان یا...
    توسط Mehrann در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 بهمن 90, 16:37
  5. علاقه به کبوتر
    توسط jili4000 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 25 شهریور 90, 01:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.