به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 64
  1. #41
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    با سلام مجدد
    پاپیون عزیز در نظر داشته باشید که اولا شما کامل پیشینه این منت گذاشتن ها رو توضیح نداده بودید
    توی پستهای قبلی نوشته بودید همسرتون گفتن دوری از شما خیلی اذیتشون میکنه و به خاطر گرفتن عروسی داره به شدت کار می کنه
    توی این پست هم به شما گفته بود که من که بیشتر از این برای شما هزینه می کنم این دویست چیزی نیست

    خوب شما از خواننده های تاپیکت که توقع نداری چیزهایی که نگفتی رو هم بدونن

    من به عنوان یه آدم بی طرف که اطلاعاتش در حد همین نوشته هاست نسبت به مکالمه منجر به قهر توی پست آخر میگم که توی اون 70 درصد شما مقصر هستی

    اگر منت گذاشتن های از قبل هم وجود داشته اون موقع یه خرده قضیه فرق می کنه
    ولی بازهم شما اولش میگی وای همش به خاطر من بود و حتی معذرت خواهی هم می کنی
    بعدا ایشون میگه من که بیشتر از این برای شما خرج می کنم و شما یکهو میگی منت نذار
    خوب فکر کنم هر کس دیگه ای هم بود ناراحت می شد

    شما درست میگی شوهر شما کمی بد قلق هست ولی شما میتونی قلقش رو به دست بیاری

    خوب ایشون به نظر خودش داره برای شما سنگ تمام میذاره حالا شایدم اشتباه فکر می کنه ولی خیلی ظاهرا براش مهم هست که شما قدردان همین یه ذره کاری که انجام میده باشی اینجوری احساس غرور می کنه و احساس اینکه از کسی که دوستش داشته به خوبی حمایت کرده وقتی این رو به اندازه کافی دریافت نمی کنه سعی می کنه با منت گذاشتن یادآوری کنه این سیستم رفتاری ایشون شاید بچه گانه باشه ولی به هر حال یکی از قلق های ایشون همینه

    یک مثال در مورد همسر خودم برات می زنم مثلا اگر یکی از شیرآلات خونه خرابی داشته باشه بعد از مثلا یه هفته که بهشون بگم دست به کار میشن و مثلا درستش می کنن خوب من هم قاعدتا تشکر می کنم البته واقعیتش اینه که من یه هفته عذاب کشیدم تا این کار انجام شده و ضمنا اینکه وظیفه ایشون بوده حالا تا اینجای کارو داشته باش بعدش مثلا فردای اون روز دوباره ازم می پرسن راستی اون شیر آب رو که درست کردم چطوره و مدل پرسیدن طوریه که معلومه انتظار تشکر داره چون خودش با اون شیر آب همین الان کار کرده و میدونه که مشکلی نداره ولی من قاعدتا باز هم تشکر می کنم و شاید چند دفعه مجبور باشم به خاطر این موضوع تشکر کنم

    واقعیت اینه که اگر من به خاطر یه شیر آب قرار باشه ده دفعه تشکر کنم متقابلا ایشون برای غذا پختن نگه داری بچه و هر کاری که من انجام میدم علاوه بر کار بیرون از منزلی که دارم باید چندین بار تشکر کنه
    ولی من می دونم که این قلق همسر من هست نمیتونم ازش توقع داشته باشم متقابلا رعایت کنه و نمیتونم یه دفعه بهش بگم حالا بعد یه هفته اومدی این شیر آبو درست کردی ده دفعه منت نذار هر چند شاید این صحبتها توی ذهنم هم بیاد ولی نیازی نیست به زبون بیارم

    همسر شما خیلی حساس هست بیشتر از میانگین سایر مردها

    خوب کمی ناسزا گفتن براش راحته اینا همشون ایراد شخصیتی هستن ولی شما میتونی حساسیتهای ایشون رو کشف کنی و سعی کنی موقعیتهایی که اون حساسیتها رو ایجاد می کنه ایجاد نکنی

    مثلا الان کشف کردی که همسر شما از اینکه شما قیافه ناراحت به خودت بگیری خیلی بدش میاد و بحث پیش میاد خوب میتونی با شوخی و طنز ناراحتیت رو از عدم انتخاب اون لباس عنوان کنی نه با قیافه ناراحت گرفتن این مدل عکس العمل در مورد ایشون جواب نمیده روشهای دیگه رو امتحان کن


    اینا صرفا نظریات شخصی من هست که شاید با توجه به عدم آگاهی از همه مسائل زندگی شما برات کاربردی نباشه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  2. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    پاپیون (چهارشنبه 20 مرداد 95), شیدا. (چهارشنبه 20 مرداد 95)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    با سلام مجدد
    پاپیون عزیز در نظر داشته باشید که اولا شما کامل پیشینه این منت گذاشتن ها رو توضیح نداده بودید
    توی پستهای قبلی نوشته بودید همسرتون گفتن دوری از شما خیلی اذیتشون میکنه و به خاطر گرفتن عروسی داره به شدت کار می کنه
    توی این پست هم به شما گفته بود که من که بیشتر از این برای شما هزینه می کنم این دویست چیزی نیست

    خوب شما از خواننده های تاپیکت که توقع نداری چیزهایی که نگفتی رو هم بدونن

    من به عنوان یه آدم بی طرف که اطلاعاتش در حد همین نوشته هاست نسبت به مکالمه منجر به قهر توی پست آخر میگم که توی اون 70 درصد شما مقصر هستی

    اگر منت گذاشتن های از قبل هم وجود داشته اون موقع یه خرده قضیه فرق می کنه
    ولی بازهم شما اولش میگی وای همش به خاطر من بود و حتی معذرت خواهی هم می کنی
    بعدا ایشون میگه من که بیشتر از این برای شما خرج می کنم و شما یکهو میگی منت نذار
    خوب فکر کنم هر کس دیگه ای هم بود ناراحت می شد

    شما درست میگی شوهر شما کمی بد قلق هست ولی شما میتونی قلقش رو به دست بیاری

    خوب ایشون به نظر خودش داره برای شما سنگ تمام میذاره حالا شایدم اشتباه فکر می کنه ولی خیلی ظاهرا براش مهم هست که شما قدردان همین یه ذره کاری که انجام میده باشی اینجوری احساس غرور می کنه و احساس اینکه از کسی که دوستش داشته به خوبی حمایت کرده وقتی این رو به اندازه کافی دریافت نمی کنه سعی می کنه با منت گذاشتن یادآوری کنه این سیستم رفتاری ایشون شاید بچه گانه باشه ولی به هر حال یکی از قلق های ایشون همینه

    یک مثال در مورد همسر خودم برات می زنم مثلا اگر یکی از شیرآلات خونه خرابی داشته باشه بعد از مثلا یه هفته که بهشون بگم دست به کار میشن و مثلا درستش می کنن خوب من هم قاعدتا تشکر می کنم البته واقعیتش اینه که من یه هفته عذاب کشیدم تا این کار انجام شده و ضمنا اینکه وظیفه ایشون بوده حالا تا اینجای کارو داشته باش بعدش مثلا فردای اون روز دوباره ازم می پرسن راستی اون شیر آب رو که درست کردم چطوره و مدل پرسیدن طوریه که معلومه انتظار تشکر داره چون خودش با اون شیر آب همین الان کار کرده و میدونه که مشکلی نداره ولی من قاعدتا باز هم تشکر می کنم و شاید چند دفعه مجبور باشم به خاطر این موضوع تشکر کنم

    واقعیت اینه که اگر من به خاطر یه شیر آب قرار باشه ده دفعه تشکر کنم متقابلا ایشون برای غذا پختن نگه داری بچه و هر کاری که من انجام میدم علاوه بر کار بیرون از منزلی که دارم باید چندین بار تشکر کنه
    ولی من می دونم که این قلق همسر من هست نمیتونم ازش توقع داشته باشم متقابلا رعایت کنه و نمیتونم یه دفعه بهش بگم حالا بعد یه هفته اومدی این شیر آبو درست کردی ده دفعه منت نذار هر چند شاید این صحبتها توی ذهنم هم بیاد ولی نیازی نیست به زبون بیارم

    همسر شما خیلی حساس هست بیشتر از میانگین سایر مردها

    خوب کمی ناسزا گفتن براش راحته اینا همشون ایراد شخصیتی هستن ولی شما میتونی حساسیتهای ایشون رو کشف کنی و سعی کنی موقعیتهایی که اون حساسیتها رو ایجاد می کنه ایجاد نکنی

    مثلا الان کشف کردی که همسر شما از اینکه شما قیافه ناراحت به خودت بگیری خیلی بدش میاد و بحث پیش میاد خوب میتونی با شوخی و طنز ناراحتیت رو از عدم انتخاب اون لباس عنوان کنی نه با قیافه ناراحت گرفتن این مدل عکس العمل در مورد ایشون جواب نمیده روشهای دیگه رو امتحان کن


    اینا صرفا نظریات شخصی من هست که شاید با توجه به عدم آگاهی از همه مسائل زندگی شما برات کاربردی نباشه
    بله عذر می خوام از شما خیلی تند برخورد کردم حق با شماست منو ببخشید
    درسته ایشون تو همچی برای من سنگ تموم گذاشته خیلی وقتها خودش مثلا نیاز به لباس داشته نخریده اما بهترین چیزهارو برای من خریده منو بهترین رستورانها برده بهترین هدیه هارو برای من خریده
    من همیشه هزاران بار ازش تشکر میکنم حتی جلو خانوادم با ذوق کادوهاشو نشون میدم
    غرق خوشحالی میشه حتی بهم میگه چقدر تشکر میکنی دیووونه خجالتم نده
    من کتاب زن بودن و خوندم میدونم مردها نیاز تایید تشکر تحسین دارن واقعا دراین مورد اغناش میکنم
    بله دوشیفت کار میکرد و همه سعی و تلاشش این بود زودتر عروسی رو بگیره
    اما چند ماهیه سرد شده باهام و دیگه حرفی از برنامه های عروسی نمیزنه
    من مادرم میگه هی ازش سوال نکن بزار با ارامش پس انداز کنه
    منم واقعا سوال نمیکنم هی اما چندماهه میبینم از پول پس اندازش حدود 8 میلیون برای خودش سیستم بازی و گوشی و...خریده..
    واقعا اگر چیزی بود که نیاز داشت انقدر تعجب نمیکردم ولی میبینم داره خرجهای بیخودی میکنه درصورتی که همیشه میگفت دوست دارم زودتر بریم خونه خودمون
    من صبوری کردم هیچی نگفتم
    نمیدونم چرا سرداه چرا تاریخ عقب میندازه
    سعی کردم اروم باشم
    اما اینکه اخه به همچی گیر میده واقعا عذاب اوره
    بخدا روی همچی حساسه
    میگم خب اینمورد یاد گرفتم دیگه نمیکنم اما باز مورد جدید پیدا میکنه
    دیشب بهم پیامک داد حال احوال پرسی کرد خیلی سرد منم خوب جوابشو دادم اما بازم سرد بود
    خسته شدم ازین کاراش
    مشکلم اینه نمیدونم وقتی سر هر چیز کوچکی انقدر داغ میکنه چیکار کنم ؟؟!!
    اوایل پرخاش میکردم بدتر میشد کامل ترک کردم
    به گفته دوستان سعی کردم به ارامش دعوتش کنم
    مثلا وقتی داغ میکرد میگفتم باشه عزیزم اروم باش اروم شدی صحبت میکنیم بدتر میکرد میگفتم باشه حق باتو اما بدتر میکرد
    روش دیگه سکوت بود گفتن سکوت کن ، سکوت میکردم میگه مگه لالی باتو دارم حرف میزنم و بازم بدوبیراه
    اخرین روشم ترک کردن صحنه بود که حداقلش اینه بدوبیرا نمیشنوم
    اگر بعد یه مدت برم سراغش بخوام اوضاع رو درست کنم این میشه که خوندید میزنه تو ذوقم
    خیلی سردی میکنه ممکنه تا چند هفته طول بکشه

    حساب کنید هرهفته یه داستان پیدا میکنه اونقدر قهر میکنه که من نمیکنم من ناراحت بشم بیان میکنم باورتون نمیشه خودش قهر میکنه که حق نداری از من ناراحت بشی!!!!!!

    خسته شدم خیلی خسته ام
    تمام وقتم صرف یادگیری و شناخت مردا میکنم اما باز همچی رو خراب میکنه
    وقتی اینهمه قهر میمونه و بعد یه مدت طولانی اشتباه میکنیم میگه ببخشید دیگه قهر نمیکنمو دوباره از اول خسته شدم دیگه

  4. کاربر روبرو از پست مفید پاپیون تشکرکرده است .

    فکور (چهارشنبه 20 مرداد 95)

  5. #43
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    تجسین و تشکر و اغنا کردن این حس سر جاش هست ولی اینکه یکهو به همسرت بگی چقدر منت میذاری مگه من خواستم اون خرجها رو تقریبا همه اون تحسین و تشکر ها رو خراب می کنه

    در مورد پیشقدم نشدن برای آشتی، هم من تقریبا هر مردی رو دیدم همینجوری بوده خیلی احتمالش کمه که حتی اگر مقصر باشن معذرت بخوان

    توی این مورد خاص که شاید زیاد هم مقصر نبوده فکر نمی کنم هیچ موقع بیاد جلو

    ای کاش تشویقش میکردی برای عروسی گرفتن
    آدم وقتی دوره دیرتر کدورتها کنار میره وقتی حتی دیدارهای حضوری هم در حضور افراد دیگر هست

    با بردنش به فاز احساسات تشویقش کن نه با گفتن اینکه دیگران میپرسن

    لطفا کمی صبر رو هم در خودت تقویت کن هرچیزی که برات ناخوشایند بود رو فورا جواب نده
    از این موارد ناخوشایند توی زندگی همه آدمها هست باید واکنش درست نشون بدی

    سکوت میتونه راه حل بهتری باشه که متاسفانه تلفی نمیشه سکوت کرد و از طرفی همسر شما به این موضوع حساسه

    میتونی بهش بگی فعلا کمی عصبی شدم و ترجیح میدم بحث رو برای موقع دیگه ای بذارم

    ولی اون پاسخ ناخوشایندی که توی ذهنت میاد رو به ربون نیار

    مثلا در مورد همون پست قبلی من که وقتی خوندی خیلی زود واکنش نشون دادی
    شاید من درست قضاوت نکرده باشم ولی به نظرم کمی صبر میکردی از هیجاناتت کم می شد بعد جواب میدادی

    توی پست قبلیت عذرخواهی کرده بودی
    البته اینایی که میگم موضوعاتی نیست که برای من مهم باشه دارم به عنوان مثال برات میگم

    اگر کمی صبر کرده بودی و به نحوی زمان میدادی بعد جواب میدادی دیگه توی پست بعدیت خودت رو ملزم نمیدیدی عذر خواهی کنی

    در مورد شوهرت هم همینطور

    موارد ناخوشایند زیاد ممکنه پیش بیاد به نحوی زمان بده بعد از فکر کردن جواب بده یا به خودت تلقین کن که الزاما باید جوابی بدی که هیچ دلخوری پیش نیاد به خودت اجازه نده فوری ناراحتیت رو بیان کنی اونم تلفنی که سو تفاهم چند برابر ممکنه ایجاد بشه

    همسر شما رفتارهای اشتباه شاید زیاد داشته باشه ولی سعی کن روابط رو خودت مدیریت کنی و تحت تاثیر واکنش اشتباه ایشون شما یه واکنش اشتباه تر نشون ندی که بعدش یک هفته اوقات خودت تلخ نشه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  6. کاربر روبرو از پست مفید فکور تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 20 مرداد 95)

  7. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    تجسین و تشکر و اغنا کردن این حس سر جاش هست ولی اینکه یکهو به همسرت بگی چقدر منت میذاری مگه من خواستم اون خرجها رو تقریبا همه اون تحسین و تشکر ها رو خراب می کنه

    در مورد پیشقدم نشدن برای آشتی، هم من تقریبا هر مردی رو دیدم همینجوری بوده خیلی احتمالش کمه که حتی اگر مقصر باشن معذرت بخوان

    توی این مورد خاص که شاید زیاد هم مقصر نبوده فکر نمی کنم هیچ موقع بیاد جلو

    ای کاش تشویقش میکردی برای عروسی گرفتن
    آدم وقتی دوره دیرتر کدورتها کنار میره وقتی حتی دیدارهای حضوری هم در حضور افراد دیگر هست

    با بردنش به فاز احساسات تشویقش کن نه با گفتن اینکه دیگران میپرسن

    لطفا کمی صبر رو هم در خودت تقویت کن هرچیزی که برات ناخوشایند بود رو فورا جواب نده
    از این موارد ناخوشایند توی زندگی همه آدمها هست باید واکنش درست نشون بدی

    سکوت میتونه راه حل بهتری باشه که متاسفانه تلفی نمیشه سکوت کرد و از طرفی همسر شما به این موضوع حساسه

    میتونی بهش بگی فعلا کمی عصبی شدم و ترجیح میدم بحث رو برای موقع دیگه ای بذارم

    ولی اون پاسخ ناخوشایندی که توی ذهنت میاد رو به ربون نیار

    مثلا در مورد همون پست قبلی من که وقتی خوندی خیلی زود واکنش نشون دادی
    شاید من درست قضاوت نکرده باشم ولی به نظرم کمی صبر میکردی از هیجاناتت کم می شد بعد جواب میدادی

    توی پست قبلیت عذرخواهی کرده بودی
    البته اینایی که میگم موضوعاتی نیست که برای من مهم باشه دارم به عنوان مثال برات میگم

    اگر کمی صبر کرده بودی و به نحوی زمان میدادی بعد جواب میدادی دیگه توی پست بعدیت خودت رو ملزم نمیدیدی عذر خواهی کنی

    در مورد شوهرت هم همینطور

    موارد ناخوشایند زیاد ممکنه پیش بیاد به نحوی زمان بده بعد از فکر کردن جواب بده یا به خودت تلقین کن که الزاما باید جوابی بدی که هیچ دلخوری پیش نیاد به خودت اجازه نده فوری ناراحتیت رو بیان کنی اونم تلفنی که سو تفاهم چند برابر ممکنه ایجاد بشه

    همسر شما رفتارهای اشتباه شاید زیاد داشته باشه ولی سعی کن روابط رو خودت مدیریت کنی و تحت تاثیر واکنش اشتباه ایشون شما یه واکنش اشتباه تر نشون ندی که بعدش یک هفته اوقات خودت تلخ نشه
    اره دیگه نباید حرفهای خانوادم بهش بگم اما تحت فشارم از سمتشون واقعا ناراحت میشم و همسر هی میگه دلیل ناراحتیت چیه مجبور میشم بگم که دیگه نمیگم درست میگید

    باور کنید تشویقش میکنم گاهی از سرکار میاد خونه ما کلی ازش تشکر میکنم میگم مرسی که واس ایندمون انقدر تلاش میکنی میگم من جشن انچنانی نمی خوام مهم خودتی خیلی برای اینکه دوشیفت کار میکنه با اینکه کارش خیلی سخته ازش تشکر میکنم
    و اینکه همیشه وقتی پیشم نیست ( من پدرم نمیزاره زیاد خونه ما بمونه فوقش شاید یک شب بزاره باهم باشیم)
    میگم کاش پیشم بودی دلتنگتم...
    همیشه دلداریم میده میگه اینروزها تموم میشه صبر داشته باش و...
    دیگه نمیدونم چی بگم

    اره به شدت صبرم کمه واسه همین سکوت میکنم تا بتونم جواب درست بدم ولی خب گاهی از دستم درمیره مثل اون که گفتم منت نزار ( واقعا ازین اخلاق منت گذاشتنش عاصی ام از کوره درمیرم وقتی به رخم میکشه چیزی رو )

    سعی خودم میکنم تو لحظه جواب ندم
    البته خیلی وقتها وقتی جواب ندادمم قهرشو کرده من نمیدونم واقعا چطوری باهاش اشتی کنم؟
    روش دیگه ای ندارید که من نزارم انقدددددر تلخی کنه انقدر دورشه ازشم ؟
    ولی میترسم وقتی ازدواج کردیم از 30 روز ماه 29 روزش تو قهر باشه

  8. کاربر روبرو از پست مفید پاپیون تشکرکرده است .

    فکور (چهارشنبه 20 مرداد 95)

  9. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    میتونی همون موقع که عصبی میشی موضوع رو کلا عوض کنی مثلا اگر شهر دیگه کار میکنه بگو چه خبر آب و هوا اونجا چطوره؟ یا از اتفاقات عادی روزمره بپرس بحث رو عوض کن که مجبور نشی جوابای توی ذهنت رو بگی اگر فکر کردی و دیدی باید حتما در این زمینه صحبت کنی به یه موقع موکولش کن که حضورا می بینیش ولی پیش خودت جملاتی رو تمرین کن که هم موضوع رو توضیح بدی و هم ناراحت کننده نباشه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  10. کاربر روبرو از پست مفید فکور تشکرکرده است .

    پاپیون (جمعه 22 مرداد 95)

  11. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    میتونی همون موقع که عصبی میشی موضوع رو کلا عوض کنی مثلا اگر شهر دیگه کار میکنه بگو چه خبر آب و هوا اونجا چطوره؟ یا از اتفاقات عادی روزمره بپرس بحث رو عوض کن که مجبور نشی جوابای توی ذهنت رو بگی اگر فکر کردی و دیدی باید حتما در این زمینه صحبت کنی به یه موقع موکولش کن که حضورا می بینیش ولی پیش خودت جملاتی رو تمرین کن که هم موضوع رو توضیح بدی و هم ناراحت کننده نباشه
    اینکاارو کردم اما اون ول کن ماجرا نیست میگه حرف و عوض نکن
    بعد اون قهرش خودش پیام دادو عادی برخورد کرد انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده
    خیلی سردو معمولی رفتار میکرد و از هر صحبتی استفاده میکرد بهم تیکه بندازه بهم بخنده انگار دارم با یه دوست معمولی حسود که تاز باهاش اشنا میشدم صحبت میکنم نه شوهرم که تمام حرفهاش رمانتیک و با مهربونی بود
    مثل چند هفته قبل که گفتم خیلی سرد شده
    امروز صبح خونشون بودم بهش خیلی اروم و با محبت در حالی که دستاشو گرفته بودم گفتم رفتارت داره منو ازار میده میگی چیزیت نیست اما سرد برخورد میکنی اگه چیزیت نیست چرا اینطوری شدی من واقعا دارم اذیت میشم
    گفت باز شروع کردی می خوای گند بزنی به روز من بلند شد از اتاق رفت بیرون من چیزی نگفتم بغض فشار میداد گلومو...
    منم خواستم ازانس بگیرم بیام خونه که گفت لازم نکرده منو رسوند
    تو راه بهش گفتم اگه داری اینکارارو میکنی که ازت خسته شمو برم خیلی بی رحمیه
    اگر بیزاری از رابطمون بگو مجبوری نیستی ادامه بدی (اون تو تمام دعواها حرف طلاق پیش میکشه چندین بار اخر قسمش دادم که این حرفو نگه )
    نگفت نه نمیخام ازت جدا شم
    نگفت میخام جدا شم فقط گفت بس کن بابا...
    یه ماهی شده که انقدر سردو بداخلاقه دیگه حرف عروسی رو نمیزنه و داره از پس انداز عروسیمون خرجای الکی میکنه..
    یه ماهی شده دیگه ابراز علاقه بهم نکرده کسی که نشده بود تو این مدت طولانی یروز بم نگه دوستت دارم..
    خسته شدم از دستش..

    خیلی خسته ام..
    اون همیشه دوست داره پیش بقیه ادم خوبی بنظر بیاد فکر میکنم قصدش اینه ازش خسته بشم بگم طلاق یخام که جلو خانواده هامون بشه ادم خوبه..
    میشناسمش ک دارم اینو میگم
    وگرنه این همه وقته میشناسمش هیچوقت نمیتونس سردی بینمون تحمل کنه
    حتما اگر طلاق نمیخاست میگفت ه نمیخام
    الان باید چیکار کنم ؟
    اون همیشه دلتنگ من بودو دنبال وقتی ک بیاد پیشم تو این یه ماه یکبار ابراز دلتنگی نکرده و هرچی فکر میکنم میبینم من هرفعه خاستم بیاد پیشم یا خودم رفتم اون هیچ اقدامی نکرده

    دارم میمیرم از فکرو خیال و اون خونسرد فقط هروز بهم پیام میده که خوبی چه خبر؟ همین...
    چیکار باید بکم دهنشو باز کنه بگه چشه
    بگه طلاق یه لحظه ام صبر نمیکنم و توافقی جدا میشم

  12. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    برای ازدواج "دو" عدد انسان لازمه. نه اینطور که شما در هم فنا شدید و شدین یه نفر. واقعا این شکلی تا کجا می شه ادامه داد؟؟

    تو منهای اون = هیــــــــــــچ

    تشکیل خانواده یه وسیله هست برای اینکه انسان رو به یه اهدافی برسونه. نه اینکه خودِ همسر زندگی آدم رو اشباع کنه و بشه همه چیز.

    ببین می تونی خودت رو احیا کنی؟

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : جمعه 22 مرداد 95 در ساعت 16:53

  13. #48
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    سلام

    http://www.hamdardi.net/thread-42450.html

    اینو بخون

    بعدش هم می تونی تاپیک یکی از اعضای این تالارو بخونی. اگر دوستان یادشونه بگن فکر کنم سوده soodeh بود اسم کاربریشون البته اگر عوض نشده باشه

    شوهر شما خوبه. مهربونه و خیلی خیلی حساس. خودش هم می دونه که حساسه و 1 اگر بدونه چه کار باید بکنه (راه حل هایی که مشاور به شما گفت و شما هم اروم و ملایم بهش گفتی) انجام میده که هم خودش خوشحال باشه هم شما و 2 اگر شما بدونی چه رفتارایی بکنی (خودت برو مشاور به مشاور بگو همینارو که اینجا نوشتی و مشاور بهت بگه قلق شوهرت جیه. شوهرت قلق داره. همون مشاور که رفتی شاید خوب باشه. ) اینطوری درست میشه اوضاعتون.

    شوهرت از اون مرداییه که قلق داره. اگر قلقش رو پیدا کنی و درست بتونی باهاش رفتار کنی ایده ال ترین شوهر هر زنی می تونه باشه. خیلی احساساتیه منفی هاش رو دیدی. درست بدونی چی کار کنی مثبت هاش هم میبینی و رو آسمون پرواز می کنی. چون دوستت داره. می دونه حساسه. کاملا انعطاف پذیره. فقط باید تو بدونی که چطور رفتار کنی.

    توی عصبانیت حرف نزن. اگه نمی دونی چی بگی نه بگو نه بنویس. بعضی حرفا زده که بشه به این راحتی نمی شه جمعش کرد.

    اون بدبخت هم انقدر آزار نده. دوستت داره تو هم پدرشو درآوردی. درکش کن. بخون این لینکو که گذاشتم. مشاور هم برو که با توجه به شخصیت شوهرت بهت بگه چی کار کنی. بعد بیا اینجا بنویس مشاور چی گفته چه راهکار داده روی اون راهکار بچه ها نظر بدن خودت هم فکر کنی و بعدا یه رفتار و عملکردت درست برای اینکه با شوهرت چه رفتاری داشته باشی پیدا می کنی. فعلا هم انقدر بحث نکن باهاش.

    این مدل آدم قلقش هم خیلی بزرگ نیست ساده ی ساده است. نمی دونم جیه. مشاور برو. اما یه چیزی در حد بوس و بغل ملایم و یا چایی ریختن براشه. یعنی خواسته هاش خیلی کوچیک و ساده ان که باید خودت پیدا کنی خودش هم نمی دونه. اما اگه براش انجام بدی در عوض برات از جون و دل کارهای خیلی بزرگ می کنه.

    مثلا وقتی مادرش درباره لوبیا در غذا انقدر اشتباه می کنه معلومه که نباید طرف مادرش رو بگیری. قلق اینجاست که باید پیدا کنی. شاید بوس یه بغل اروم. یا شاید یه لبخند گرم مهربون. هر جی. اما غیر از اینکه طرف اون مادرو بگیری.

    برو مشاور بخون لینک مطالعه کن و اول ببین چی کنی بعد رفتار کن. آزمون خطا هات رو صاف نرو روی رابطه ات با اون بیچاره بکن. هر بار صد برابر تو دل اون زیر و رو میشه. در کل باید یک کمی درکش کنی

    موفق باشی
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 22 مرداد 95 در ساعت 20:12

  14. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    پاپیون (یکشنبه 24 مرداد 95)

  15. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    سلام

    http://www.hamdardi.net/thread-42450.html

    اینو بخون

    بعدش هم می تونی تاپیک یکی از اعضای این تالارو بخونی. اگر دوستان یادشونه بگن فکر کنم سوده soodeh بود اسم کاربریشون البته اگر عوض نشده باشه

    شوهر شما خوبه. مهربونه و خیلی خیلی حساس. خودش هم می دونه که حساسه و 1 اگر بدونه چه کار باید بکنه (راه حل هایی که مشاور به شما گفت و شما هم اروم و ملایم بهش گفتی) انجام میده که هم خودش خوشحال باشه هم شما و 2 اگر شما بدونی چه رفتارایی بکنی (خودت برو مشاور به مشاور بگو همینارو که اینجا نوشتی و مشاور بهت بگه قلق شوهرت جیه. شوهرت قلق داره. همون مشاور که رفتی شاید خوب باشه. ) اینطوری درست میشه اوضاعتون.

    شوهرت از اون مرداییه که قلق داره. اگر قلقش رو پیدا کنی و درست بتونی باهاش رفتار کنی ایده ال ترین شوهر هر زنی می تونه باشه. خیلی احساساتیه منفی هاش رو دیدی. درست بدونی چی کار کنی مثبت هاش هم میبینی و رو آسمون پرواز می کنی. چون دوستت داره. می دونه حساسه. کاملا انعطاف پذیره. فقط باید تو بدونی که چطور رفتار کنی.

    توی عصبانیت حرف نزن. اگه نمی دونی چی بگی نه بگو نه بنویس. بعضی حرفا زده که بشه به این راحتی نمی شه جمعش کرد.

    اون بدبخت هم انقدر آزار نده. دوستت داره تو هم پدرشو درآوردی. درکش کن. بخون این لینکو که گذاشتم. مشاور هم برو که با توجه به شخصیت شوهرت بهت بگه چی کار کنی. بعد بیا اینجا بنویس مشاور چی گفته چه راهکار داده روی اون راهکار بچه ها نظر بدن خودت هم فکر کنی و بعدا یه رفتار و عملکردت درست برای اینکه با شوهرت چه رفتاری داشته باشی پیدا می کنی. فعلا هم انقدر بحث نکن باهاش.

    این مدل آدم قلقش هم خیلی بزرگ نیست ساده ی ساده است. نمی دونم جیه. مشاور برو. اما یه چیزی در حد بوس و بغل ملایم و یا چایی ریختن براشه. یعنی خواسته هاش خیلی کوچیک و ساده ان که باید خودت پیدا کنی خودش هم نمی دونه. اما اگه براش انجام بدی در عوض برات از جون و دل کارهای خیلی بزرگ می کنه.

    مثلا وقتی مادرش درباره لوبیا در غذا انقدر اشتباه می کنه معلومه که نباید طرف مادرش رو بگیری. قلق اینجاست که باید پیدا کنی. شاید بوس یه بغل اروم. یا شاید یه لبخند گرم مهربون. هر جی. اما غیر از اینکه طرف اون مادرو بگیری.

    برو مشاور بخون لینک مطالعه کن و اول ببین چی کنی بعد رفتار کن. آزمون خطا هات رو صاف نرو روی رابطه ات با اون بیچاره بکن. هر بار صد برابر تو دل اون زیر و رو میشه. در کل باید یک کمی درکش کنی

    موفق باشی

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    سلام

    http://www.hamdardi.net/thread-42450.html

    اینو بخون

    بعدش هم می تونی تاپیک یکی از اعضای این تالارو بخونی. اگر دوستان یادشونه بگن فکر کنم سوده soodeh بود اسم کاربریشون البته اگر عوض نشده باشه

    شوهر شما خوبه. مهربونه و خیلی خیلی حساس. خودش هم می دونه که حساسه و 1 اگر بدونه چه کار باید بکنه (راه حل هایی که مشاور به شما گفت و شما هم اروم و ملایم بهش گفتی) انجام میده که هم خودش خوشحال باشه هم شما و 2 اگر شما بدونی چه رفتارایی بکنی (خودت برو مشاور به مشاور بگو همینارو که اینجا نوشتی و مشاور بهت بگه قلق شوهرت جیه. شوهرت قلق داره. همون مشاور که رفتی شاید خوب باشه. ) اینطوری درست میشه اوضاعتون.

    شوهرت از اون مرداییه که قلق داره. اگر قلقش رو پیدا کنی و درست بتونی باهاش رفتار کنی ایده ال ترین شوهر هر زنی می تونه باشه. خیلی احساساتیه منفی هاش رو دیدی. درست بدونی چی کار کنی مثبت هاش هم میبینی و رو آسمون پرواز می کنی. چون دوستت داره. می دونه حساسه. کاملا انعطاف پذیره. فقط باید تو بدونی که چطور رفتار کنی.

    توی عصبانیت حرف نزن. اگه نمی دونی چی بگی نه بگو نه بنویس. بعضی حرفا زده که بشه به این راحتی نمی شه جمعش کرد.

    اون بدبخت هم انقدر آزار نده. دوستت داره تو هم پدرشو درآوردی. درکش کن. بخون این لینکو که گذاشتم. مشاور هم برو که با توجه به شخصیت شوهرت بهت بگه چی کار کنی. بعد بیا اینجا بنویس مشاور چی گفته چه راهکار داده روی اون راهکار بچه ها نظر بدن خودت هم فکر کنی و بعدا یه رفتار و عملکردت درست برای اینکه با شوهرت چه رفتاری داشته باشی پیدا می کنی. فعلا هم انقدر بحث نکن باهاش.

    این مدل آدم قلقش هم خیلی بزرگ نیست ساده ی ساده است. نمی دونم جیه. مشاور برو. اما یه چیزی در حد بوس و بغل ملایم و یا چایی ریختن براشه. یعنی خواسته هاش خیلی کوچیک و ساده ان که باید خودت پیدا کنی خودش هم نمی دونه. اما اگه براش انجام بدی در عوض برات از جون و دل کارهای خیلی بزرگ می کنه.

    مثلا وقتی مادرش درباره لوبیا در غذا انقدر اشتباه می کنه معلومه که نباید طرف مادرش رو بگیری. قلق اینجاست که باید پیدا کنی. شاید بوس یه بغل اروم. یا شاید یه لبخند گرم مهربون. هر جی. اما غیر از اینکه طرف اون مادرو بگیری.

    برو مشاور بخون لینک مطالعه کن و اول ببین چی کنی بعد رفتار کن. آزمون خطا هات رو صاف نرو روی رابطه ات با اون بیچاره بکن. هر بار صد برابر تو دل اون زیر و رو میشه. در کل باید یک کمی درکش کنی

    موفق باشی
    سلام ممنون از راهنماییتون
    این تایپیک رو خوندم تا حدودی امازون بودم قبلنها اما الان نیستم
    پرخاشگر بودم که به کل گذاشتم کنار
    مشاوره که شوهرم نمیاد ولی خودم تنهایی رفتم طی صحبتهایی که باهم داشتیم مشاوره گفته این ارتباط دورادور شما همش توش دعوا و سوتفاهمه نمیشه کنترلش کرد
    باید زودتر برید سر خونه زندگیتون که شوهرم داره مدام عقب میندازه
    با توصیف خصوصیتهای اخلاقیش گفت که هیچوقت نباید باهاش پرخاش کنم و باهاش دهن به دهن بشم نباید وقت عصبانیت سمتش برم و اگر سمتم اومد قبولش کنم ولی ناراحتیمو نشون بدم و ...
    کلا راهکارایی که داد واسه وقتیه که پیش هم باشیم الان نمیشه اجراش کرد
    من نیم ساعت پیش رفتم پیشش
    گفتم که اوضاع اینجوری شده
    گفتم که شاید 6-7 تا زوج از فامیلامون ازدواج کردن که حتی مدت عقدشون کمتر از ما بود منم جهازم امادست خیلی وقته گفت شاید فشار روشه
    گفتم اخه چه فشاری تازه وام گرفته تازه حقوقشو اضافه کردن تازه زمینشو فروخته من میدونم همچی محیاست
    اما اون یه دوستی داره که خیلی ادم نابابیه اهل همجور خلافی هست دختربازی مشروب دودودم و....
    و اینکه یبار در حالی که اوضامون پیچیده بود دیدم تو اینترنت با یه دختر قرار گذاشت
    بعد اون قضیه من خواستم درخواست طلاق بدم که به واسته بزگترا و قولی که داد نزاشت جدابشیم....
    مشاور
    گفت یه مدت دیگه حرف عروسی پیش نکش و نپرس چیزی
    گفت یه مدت هرجوری رفتار کرد فقط محبت کن
    تو راه اومدنی بهش زنگ زدم صبح بخیر بگم
    همیشه اون اینکارو میکنه اینبار من زدم جواب نداد دوباره گرفتم دیگه دیدم جواب نداد زنگ نزدم
    بعدش اس مس اس داد : چه خبره؟باشه باشه باشه سرم شلوغه زنگ میزنم...
    بغض گلومو فشار داد ولی هیچی نگفتم...
    همیشه تو اوج شلوغیشم جوابمو میداد با مهربونی میگفت خودم بهت زنگ میزنم..
    منتظرم زنگ بزنه
    باهاش صحبت کنم
    تاحالا انقدر بد نبوده باهام خیلی سخته همه غرورمو بزارم زیر پا خوبه خوب بشم براش
    اخه تا کی؟
    مشاوره گفت چند هفته خوبه خوب باش تغییری نکرد بدون یه مشکل جدی هست
    چون اگر تحت فشار باشه
    با مهربونیت زبون باز میکنه...

    درسته واقعا ؟؟؟این پیشنهاد ؟

  16. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یچیز دیگه اینکه
    من وقتی دیدم همسرم با اون خانوم برای یک هفته بعد تو اینترنت قرار گذاشته با مشاوره صحبت کردم بدون اینکه چیزی به همسرم بگم مشاوره گفت بهش محبت کن و چیزی نگو که فهمیدی!!
    و من اجرا کردم محبت کردم بهش
    اونم جواب محبتمو میداد اما ازونور کار خودشو میکرد...
    حتی قرار دکتری که قرار بود با من بیادو به بهانه دروغ نیومد که به قرارش به خانوم برسه..
    درست بود این روشش؟
    دیگه وقتی فهمیدیم قراره بره اونجا اون خانوم خودش فهمید شوهرم متاهله و قضیه رو به من گفت چون صفحه منو پیدا کرده بود
    من میخاستم درخواست طلاق بدم اما نزاشت و تمام مسیرهای اینترنتیشو بست خطش عوض کرد
    گریه کرد بزرگترا فرستاد..
    که طلاق نگرفتم و الان داره این بازیا در میاره
    واقعا محبت کارسازه ؟
    اوندفه بهم ثابت کرد میتونه پشت سرم خیانت کنه و وقیحانه تو روم محبت کنه
    ایا درسته واقعا من دوباره محبت کنم بی حدو مرز با وجود اینکه یه ماهه داره عذابم میده ؟


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهر دهن لقم همه چیزو برای خانوادش تعریف میکنه
    توسط golehamishebahar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 فروردین 95, 10:28
  2. چیکار کنم که همسرم همه چیزو به خانواده اش نگه؟
    توسط پری. در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 بهمن 94, 21:35
  3. +شوهرم همه چیزو ساده میگیره!چکار کنم؟
    توسط فروغ در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 87, 01:09
  4. شوهرم همه چیزو ساده میگیره!چکار کنم؟
    توسط فروغ در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 تیر 87, 13:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.