سلام دوست عزیز.
منم هم سن خانم شمام وهمسرمم هم سن شماست.مام باهم اختلاف داریم ولی برعکس شما،همسرمن منوخیلی محدودمیکنه نمیذارخ دانشگاه برم وکارکنم،اهل تفریح ورفت وامدنیس.وهمیشه خیلی بی پروا دس روم بلندمیکنه وذره ای رحم تودلش نیس.
میخوام خواهرانه بهتون توصیه ای بکنم وامیدوارم ک ب کارببندین ونتیجه بگیرین،ببینین آقاحسین برای طلاق دیرنمیشه ولی اگرجدابشین وبعدپشیمون بشین شایدراه برگشت یاجبران خیلی چیزاوجودنداشته باشه.پس یه تصمیم سنجیده وقطعی بگیرین.
منم چن وقت پیش مث خانم شمابخاطراسترس وافسردگی ک داشتم نمیخواسم نمیتونسم مث همسرشما زودبیدارشدم ودنبال کاری روبگیرم پس اینوبدونین این رفتارهمسرتون تهدیدهاش به خودکشی وفرارش نشان ازضعف ومشکلی داره ک بایدحتما جدی گرفته بشه ودرمان بشه.حسین عزیز بجای اقدام واسهطلاق وصرف وقت وانگیزه روی جدایی.ازت خواهرانه خواهش میکنم بخاطرزندگیت یکبارهم ک شده ببرش پیش ی روانپزشک نه مشاور.چون مشکل ایشون ی مشکل عمیقه ک بایدبادارودرمان بشه.آدمی ک مدام حرف ازخودکشی میزنه وبی پرواچاقورومیکشه رودستشازلحاظ روانی آدم نرمالی نیس.ولی مطمئن باش بادکتررفتن وصحبت کردنت باهاش حتمامشکلتون حل میشه بهت قول میدم.
الان بهتره ک مدتی ازهم دورباشین وتوجهی بهش نکن تاقدرتوزندگیشوبدونه وبخودش بیادوبعدازمدتی شرط بذار ک بایدبیادباهم برین پیش روانپزشک.
ببین آقاحسین من چون درموردمسائلی ک گفتی اطلاعات وسررشته داشتم وتجربه هم داشتم ایناروبهت گفتم وامیدوارم اینکاروبکنی وزندگیتوراحت ازدس ندی چون مشکلاتتون قابل حله....
خدایارتون....








علاقه مندی ها (Bookmarks)