به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 95 [ 08:38]
    تاریخ عضویت
    1395-4-27
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    912
    سطح
    16
    Points: 912, Level: 16
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    49

    تشکرشده 21 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    من یک بار دیگه تاییپیک وپاسخهات رو از اول خوندم.در ظاهر پاسخهات تناقضات زیادی به نظر میرسه اما دلیلش عدم صداقت شما نیست دلیلش جدالیه که بین عقل واحساست درگرفته.والان سردرگم وبلاتکلیف شده ای.


    متاسفانه نگرش وبرداشتهای شما از زندگی قبلیت در سرنوشت الانت بسیار موثر بوده.بدون دلایل کافی ومحکم برداشتت این بوده که شوهرت بهت خیانت کرده.شاید نشانه های زیادی به ضررش داشته باشی ولی تصور کن جلوی قاضی نشسته ای ومیخواهی ثابت کنی خیانت کرده آیا قاضی از تو میپذیره یا دلایل محکمه پسند ازت میخاد؟من قصد تجزیه وتحلیل و ورود به زندگی گذشته ت رو ندارم تو در حال حاضر هیچ نسبتی با شوهر سابقت نداری بنابراین بحثی در مورد او نداریم .صحبت من در مورد نگرشهای توست که از گذشته جمع شده و الان در احساساسات وتصمیماتت موثره.

    همین الان نگاه کن فقط تصور صیغه شدن با اون مرد چه آشوبی در تو ایجاد کرده حالا فرض کن صیغه شدی آیا به آرامش میرسی یا این اشوب وبلوای درونی بیشتر میشه.

    هدفت آرامشه ولی این اصل مهم رو فراموش نکن که دلیل اصلی آرامش خودت هستی آرامش منشا درونی دارد وبه افراد بیرون وابسته نیست.افراد دیگر در کم یا زیاد شدن آرامش موثر هستند ولی مبنا وفونداسیون اصلی ان در وجود خود انسان شکل میگیرد.وکاملا به خودت ونگرشت وافکارت مربوط میشود.

    یک اصل دیگر رو هم فراموش نکن در هر کاری که شک وتردید داشتی وبه نتیجه نرسیدی انجامش نده(به جز کارهای خیر واعمال عبادی که بحث وتجزیه وتحلیلش جداست)

    به هر حال به دلیل اینکه در حال حاضر سردگم هستی من بازم توصیه میکنم هیچ تصمیم مهمی برای زندگیت در این شرایط نگیر.سعی کن چند روزی مرخصی بگیری واز اون محل کار خارج یشی با خودت خلوت کن و سعی کن اول خودت را پیدا کنی نه به تصمیم صیغه فکر کن نه به ازدواج مجدد نه هیچکدام .فعلا از تمام این افکار خالی شو تا ریکاوری بشی.

    وقتی به اینجا رسیدی روی عزت نفس خودت کار کن تو هم برای خودت‌ارزشمندی هم برای پدر ومادرت مطمئنا خواستی تصمیمی بگیری که درست باشه وگرنه اینجا تایپیک نمیزدی واین بسیار قابل تحسینه نشانه اینکه که توان غلبه بر احساسات نامطمئن رو داری.

    یکبار دیگر تعریفهایی که دوستانت فامیلت خانوادت و آشناهات از رفتار وکردار وشخصیتت داشتن رو به یاد خودت بیار ببین کجاها ازت تعریف کردن چه کارهای خوبی در زندگیت انجام داده ای چه کمکهایی به بقیه کرده ای.وقتی پس از این مرحله تونستی عزت نفس خودت رو بازیابی کنی اونوقت ببین جایگاه حقیقی تو در زندگی چیه لایق چه زندگی و چه شآنی هستی وتصمیماتی که تو رو به اون شان وجایگاه میرساند چی هستند.

    سلام خیلی ممنون از پاسخ تون
    من یک موضوع جدید ارسال کردم می خوام تو اون موضوع در مورد این سوالاتی که گفتید فکر کنم در مورد اینکه چطوری عزت نفس داشته باشم یا کارهای خوبی که در زندگیم کردم یا تعریف هایی که دیگران از من داشتن:)
    همون جا میگم دیگه نمی خوام اینجا ادامه بدم فکر می کنم اینجا بهتره:)
    لینکش رو گذاشتم.

    http://www.hamdardi.net/thread-42584.html#post416016

    در مورد اینکه بخوام پیش قاضی ثابت کنم بهم خیانت شده حق باشماست چون اگر با چشم خودمم ببینم باید دو تا شاهدم بیارم ولی این چیزی هست که هر زنی می تونه متوجه بشه
    همین بی تفاوتی که داشت نشون دهنده همه چیز بود و من چت های همسرم رو با همون خانم خوندم
    عکسشون رو دیدم
    من در شرایطی متوجه این موضوع شدم که اعتماد کامل بهش داشتم و قصد کنکاش و جستجو نداشتم خیلی تصادفی متوجه شدم
    و مشاورم بهم گفت ببین تصادفی اینارو دیدی اگه زیرنظرش بگیری چه چیزایی پیدا میکنی.
    بعدهم دو سال پیشش من یه پیام مشکوک دو گوشیش دیدم و دو سال بعد دیدم این خانمه همون خانم بود دو سال پیش اون اس ام اس داده بود:(
    یعنی حداقل دو سال تمام به من خیایت کرد.

    در مورد اینکه گفتید اینجوری به آرامش نمی رسم واقعا درست می گید چون تو زندگی همکارم مشکل به وجود میارم عذاب وجدان می گیرم و این آرامشم رو می گیره
    چون خودمو می زارم جای همسرش و می دونم چقدر زجرآوره که یکی بخواد عشقت رو ازت بگیره:(
    اصلا اگر اینقدر بهش نزدیک بشم شاید بدتر بشه یعنی خیلی وابسته شم نتونم دوریش رو تحمل کنم.
    من حرفاتون رو قبول دارم.
    ویرایش توسط carameli : یکشنبه 03 مرداد 95 در ساعت 19:07

  2. کاربر روبرو از پست مفید carameli تشکرکرده است .

    ammin (یکشنبه 03 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.