به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 66
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    سلام سلام

    خرسندیم ،،، برای اینکه قابل دونستید و درد دل خودتان را ،،،، براي بچه های همدردی نوشتید .

    میگن آدما باید ناراحتی های خودشون را یه جا ، یه مکانی خالی کنند – بالاخره این غم و غصه ها باید به بیرون ریخته بشه

    نوشتن و درد و دل کردن یکی از اون راه هاست - چون باعث میشه هیجانات ما تخلیه بشه

    ناراحتی ، تو قلم شما موج میزنه – اون هم به حق !

    همدلی منو بپذیرید

    متشکرم .



    ازدواج درسته مهمه ! ولی همه زندگی نیست !

    اجازه ندید نگرانی از این مسئله ،، باعث بشه تمام زندگی شما را مختل کنه

    دختران خوب و پاکی همچون شما ،،، هستند که ازدواج نکرده اند ،

    کم نیستند افرادی که دیرتر از بقیه ازدواج کردند و ازدواج موفقی هم داشتند

    اینقدر نگید سنتون رفته بالا !!! رفته بالا دیگه حقیقته من هیچ وقت ازدواج تو سن خیلی بالا رو دوست نداشتم اونم تا این سن .میگن از هر چی بترسی به سرت میاد

    برای هر مردی زنی هست و برای هر زنی یه مردی. من قبول ندارم دختر و پسراهای مجرد زیادی دیدم هیچ وقت ازدواج نکردن تو تنهایی خودشون مردن.پس خدا همه رو زوج نیافریده!


    .................................

    اين مشكل متاسفانه در جامعه هست و شاهد هستیم دخترهاي بسيار شايسته‌اي ( از هر لحاظ )

    به هر دليلي خواستگار نداشته‌اند و یا مثلا خواستگار داشتند ولی حداقل معیارها براشون فراهم نبوده ......

    سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته و طبيعتاً دخترها هم ديرتر ازدواج مي كنند.

    قدیما مثلا دختر می رسید به 25 سال، دیگه امید به ازدواج نداشت - الان این جوری نیست که !

    من خودم چه مرد و چه زن در سن های 38 سالگی و حتی بالاتر دیدم ، تازه به گمشده ی خودشون رسیدند - و الان هم زندگی خوبی دارنند

    چرا ؟

    چون :

    خداوند بهتر مي دونه صلاح هر فردي در ازدواج در چه سني ست. بی ترديد خداوندى كه شما را آفريده ، كفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نيز در نظر گرفته

    و به موقع شما ها را به هم میرسونه ، به گونه اي كه هيچ چيزى نخواهد توانست مانع ايجاد پيوند و ازدواج شما بشه

    "" البته من کلی خدمتتون میگم : برای شخصی که خواستگار نداشته و یا سختی گیری آنچانی نداره ولی به هر طریقی تا حالا قسمتش نشده ""


    متاسفانه در جامعه ما قانون نانوشته اي در ميان مردم باب شده كه ، میگه دختر خوب را ميشه از تعداد خواستگارانش فهميد.

    يعني هر دختري كه تعداد خواستگارانش زياد باشد معلوم مي شه كه دختر خوبيست و اصل و نسب دار است

    اما اگر دختري در زمان متعارف جامعه ازدواج نكنه يا خواستگار زيادي نداشته باشه اين طور تعبير مي شه كه حتماً مشكلي داره كه كسي سراغش نمي رود ( متاسفانه )

    آن وقت است كه دختران و خانواده هايشان روز به روز نا اميدتر، نگران تر مي شند و اعتماد به نفس خود را در زمينه ازدواج از دست مي دهند.
    اینجا ایرانه دیگه تو کشور مثلا مردمی ومسلمان وبا فرهنگ وپر مدعای ما.... ارزش دختر رو با یه عدد میسنجن هر چی سن یه دختر میره بالاتر به همون اندازه از ارزشش میاد پایینتر
    حالا هر چی بگی ین دختر از هر نظر کامله نجیب با شخصیت با شعور میگن نه سنش زیاده چرا؟ چون به زن فقط به عنوان وسیله برای لذت جویی زاد و ولد نگاه میکنن همین!
    آقای باغبان من دلم از این مردم با این افکار پوچ وباورهای غلط خیلی پره اونقدر که اگه امکانش داشتم یه روز تو ایران نمیموندم! خیلی چیزا مثل این منو آزار میده


    .....................................


    به نظرم اون دختر خانم یا اون آقا پسر باید به خودش بگه :

    همسر آینده من یه جا تو این دنیاست ! ما یه روزی همدیگر را پیدا می کنیم ( به قول یه بنده خدایی )

    من یه شخصی را می شناسم که جمله بالا را توسعه داده بود و می گفت :

    " من یه روزی به همسر آینده ام می رسم یا در این دنیا یا در اون دنیا ! "


    به نظرم این جمله یعنی رهایی ! یعنی اون شخص به خودش میگه اگر باز هم بهش نرسم باز شادم و زندگی خودم را ادامه میدم

    ادامه میدم اون هم با قدرت و امید ! – چون شادی من وابسته به عامل بیرونی نیست !

    اگر به این باور ، باور واقعی داشته باشیم ،،،،، دیگه آزادیم !

    در این موقع کائنات هم یه جور دیگه به کمک انسان می یان!


    شما دلتون برای همسر آیندتون تنگ شده !
    خب می تونی بری وضو بگیری و برای سلامتیش نماز هدیه بدی اتفاقا دعا میکنم زمین بخوره ودیگه بلند نشه به احتمال زیاد هم یه طوریش شده از بس نفرینش کردم یه جای افتاده و دست پاش شکسته وعلیل شده اگه سالم بود تا حالا پیداش شده بود

    .......................................


    در مفهوم رهایی از وابستگی ها میتونیم به یه پرنده و قفس و زندان بان دقت کنیم !


    در حکایت قفس و پرنده ، هم زندان بان ناراحت هست و هم پرنده !

    وقتی صاحب قفس ، اون پرنده را در آسمان رها کنه ، وقتی بذاره تو آسمون خودش پرواز کنه ،

    وقتی اجازه بده آزاد باشه و نفس بکشه ! - اون موقع صاحب قفس هم آزاد میشه !

    آزاد میشه از دلواپسی های اون پرنده - آزاد میشه از نگاه گریون پرنده !


    وقتی رویاهیمان را به خداوند بسپاریم و برای اون تلاش کنیم و به آن دل نبندیم !

    اون رویا از قفس دل ما رها پیدا میکنه و در آسمان خدا پرواز میکنه ،

    وقتی اون آزاد شد، ما هم آزاد میشیم - و با همدیگه در آسمان پرواز می کنیم !!

    پرنده : همسر آینده
    صاحب قفس : خودمان
    .............................................



    خانم آبی بیکران من اگر یه دختر بودم . و مثلا این شرایط داشتم سعی می کردم علاوه بر موارد بالا (رهایی از وابستگی ها + سپردن به خداوند ) کارهای زیر در مورد خودم توسعه تر بدم !


    البته منظورم این نیست که شما این کارها را نکردید – منظورم اینکه چیزی که از توانم بر می یاد به عنوان یه عامل فردی ،، به عنوان چیزی که به خدا بگم تمام تلاشمم را کردم - خودم را بهتر تر کنم - انجام بدم.

    و اگر هم نشد – ازدواج هم نکردم ...به خودم میگم بی خیال بابا – خدا را فقط عشقه !

    (دیگه مدیون خودم نیستم - و میگم یه پسر گور به گور نشده اصلا نخواد بیاد خواستگاریم ، خلایق هر چه لایق )

    اقای باغبان حرفاتون همش قشنگ وتاثیر گذاره ولی قبول کنید زندگی یک روز ویک ساعت نیست که بشینم خودم گول بزنم بگم گور بابای ازدواج گور بابای غم غصه شاد باش بیخال زندگی کن برای یه مدت کوتاه میشه خودت گول بزنی ولی برای عمری که نمیدونی چقدر طولانیه نمیشه!!همش بگی حال به چسب به گذشته واینده کاری نداشته باش من وقتی در حالم شاد نباشم حال زندگی من پر از مشکلات و سرخوردگی من الانم دارم میبینم الانِ من میخواد خوب باشه میخواد خوشبخت باشه
    میخواد دیگه تنها نباشه. الانِ من یه دختر تنهاست تو یه جامعه کوچیک که بد نگاش میکنن خیلی بد چون بد شانسی اورده تحصیلات بالا داره قیافه خوبی داره یه دختر سخت کوش بوده به سختی تا اینجا خودش کشونده ولی زندگیش بلاتکلیف میگن پس چرا؟ چطور این زندگی رو داره؟اگه اینقدر خوبیا داره چرا تنهاست؟ نکنه...؟نکنه...؟ نکنه...؟همیناست که منو ازار میده اگه مشکل دار بودم اگه تنبل وبی خاصیت بودم اگه بی وجدان وسنگدل بودم اگه دنبال عشق و حال لذتهای زودگذر بودم اگه دختر سطحی و مادینگری بودم اگه حسود بودم اگه زندگی رو فقط در لباسای خوشگل پوشیدن وزر زیور میدیدم اگه درکم از دنیا وزندگی اینقدر بالا نبود خوب حق میدادم که حقمه الان این وضعیتم باشه . گر چه الان گاهی میگم دخترای که این خصوصیات دارن الان خوشبخت تر هستن وسهم خودشون از زندگی گرفتن این بی عدالتیهاست که هر روز میبینم و ازارم میده!
    (هیچ وقت دوست ندارم در مورد این مسائل ودغدغه هام حرف بزنم چون بهم این حس انتقال میده انگار ادم ضعیفی هستم
    واینکه گفتنش سودی نداره ومشکلی رو حل نمیکنه فقط الان برای شما در جواب حرفای قشنگتون گفتم که من واقعیت اینجوری دارم مبینم)



    خب بریم سراغ کارها :


    - سعی می کردم اگر درون گرا هستم ! خودم را بیرون گرا تر کنم کم رویی را کم رنگ تر می کردم - و تو جمع های خانوادگی – اقوام دوستان و .... پررنگ تر و شاد تر ظاهر می شدم ( چه دختر بلایی می شدم )

    - اگر خانواده منزوی داشتم ، کمک می کردم که اونها هم مثل خودم بشن و روابط اجتماعی بهتری داشته باشند ( در حد توانم ) اتفاقا فامیل و خانواده من بسیار گسترده با روابط اجتماعی خیلی بالا . من بین اونا یخورده عجیب وغریبم


    - سعی می کردم در مکان های زیارتی – مجالس زنانه مانند روضه - هیات های مذهبی و ......(با خانواده بهتره ) حضور پیدا کنم ( بالاخره این هم یه جور معاشرت هست برای آشنایی )
    من یه بنده خدایی را می شناسم خودش 40 سالش بود تو هممون مجالس مادرش یه دختر 38 ساله را می بینه و اتفاقا باب آشنایی باز میشه و ازدواج می کنند
    و الان بسیار خوشبخت هستند و دیگران حسرت اون ها می خورنند.


    - در جمع های جدید شرکت می کردم مثلا سمینارها – دانشگاه و ....... عقايد خودم، شخصيت و ظرفيت اداره يك زندگي را به ديگران نشان می دادم – در زمینه درسی و تحصیلی سعی میکردم خدمتتم را بیشتر کنم

    - مهارت خودم را به عنوان یه دختر بیشتر می کردم : آشپزی بهتر - خیاطی و..... من از 5 دبستان همچی بلدم دلم از همین به بیشتر به درد میاد

    - سه صدر و مهربانی خودم را بیشتر می کردم ( البته نه بر خواستگار بلکه برای خدا )

    - توقع ها و معیارهای خودم را سبک تر می کردم – یعنی بین عقل و احساسم تعادل مناسبی ایجاد می کردم فکر کنم اگه یه دختر واقعا و راست و حسینی کم توقع تو ایران باشه خودم اولین نفرم!


    - بعضی موقع ها هجرت ! - مثلا مثلا مثلا : باغبان به عنوان یه دختر شاید در شهر یا روستا خودش همتایی نداشته باشه
    دلیل نمیشه اونجا بمونه بهتره با خانواه هجرت کنه بلکه جای دیکه بتونند این جواهر را پیدا کنند ! اقای باغبان شما خبر ندارین من بین خانواده ودوستان به عنوان خانم مارکوپولو شهرت دارممن تا دبیرستان بیشتر کنار خانواده نبودم تمام دوران تحصیل وچند سال تدریس دانشگاه همش شهرهای دیگه بودم


    کلا اگر دختر میشدم دختر شیطونی میشدم .

    ولی باغبان چه داند از حکمت تو
    ای خدای دانه های انار


    ..........................................


    خب در مورد کار یه خورده با شما صحبت کنم .

    نمی دونم چیزی به نام استارتاپ ویکند شنیدید یا نه !

    تو استارتاپ ویکند افراد می تونند ایده های خودشن را بگند – و سرمایه دار پیدا کنند و کاریشون را توسعه بدند !

    این برای افرادی خوبه که ایده دارنند یا اصلا ایده ندارنند ولی می خوان با یه مهارتی کار را گروهی انجام بدند .

    اونجور که دوستان تعریف می کردند یه گروهی بود به نام " مامان پز " چند تا جوون جمع شدن یه ایده دادند سرمایه دار جذب کردند و کاریشون را توسعه دادند و الان هم موفق اند
    میتونید سرچ کنید و پیدا کنید .

    ایم سایتش :
    https://www.mamanpaz.ir/


    شما هم میتونید همچنین کارهایی را انجام بدید و یا در تخصص تحصیلی خودتون این کار را کنید !


    خانم آبی بیکران : اندکی صبر ، سحر نزدیک است فکر کنم شبهای زندگی من مثل قطب هر 6ماه یه بار سحر میبینه به خاطر همین اینقدر دیر میگذره
    باور داری به جمله بالا!

    امیدتو از دست نده چون امید چیز خوبیه
    و چیزهای خوب همیشه میمونه


    خودت را رها کن و شادی واقعی را وابسته عامل بیرون ندون ( به خودم هم میگم )

    ازدواج کنیم و چه نکنیم باید شاد باشیم اگه دختر بودین عمرا همچین حرفی میزدین!

    تو برنامه زندگیتان تفریح بذار- سینما برو – کوه برو و ......... من شنا میکنم تنها دلخوشی من همینه. عاشق کوه نوردی هستم ولی جایی که من زندگی میکنم امکانش نیست

    نذار فکر منفی بیا سراغت - به حرف مردم هم توجه نکن ! خودتون میدونید که نمیشه بین این مردم داری زندگی میکنی نمیتونی چیزی که هست نادیده بگیری!
    با خدا باش و پادشاهی کن .


    به قول به بنده خدایی :

    آهان آهان ......یادم رفت یه جیزی بگم :

    باد با شمع هاي خاموش كاري ندارد، اگر بر تو سخت مي گذرد ،،،،، بدان كه روشني


    همیشه روشن باش ،،،، همیشه و گرما و امید خودت را هم به دیگران هدیه کن



    .................................


    پ.ن :

    حامد جان سلام
    چند وقته نیستی
    منم ، فدای مهربانی و مهربونی تو

    راستی بوی الرحمن میدی !

    ( تو تاپیک خانم بی نهایت )

    به قول بچه های دانشکده : اللهم صلی علی محمد و آل محمد



    ممنون اقای باغبان خیلی وقت گذاشتین تشکر از حرفای قشنگتون چند بار خوندمشون
    راستی منم عاشق طبیعت وباغبانی هستم تو فامیل بهم دست سبز هم میگن چون هر چی بکارم عجیب خوب سبز میشه به خاطر همین یکی از رویاهام اینه برم یه جای سر سبز زندگی کنم فقط گل وگیاه پرورش بدم چیکار کنم که امکانش برام راهم نمیشه
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  2. 5 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), m.reza91 (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (یکشنبه 03 مرداد 95), هلیاجون (یکشنبه 03 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    سلام

    من تنها چیزی که از حرفاتون به ذهنم خطور کرد اینه که واقعا چرا مهاجرت نمی کنید به یه روستای کوچیک و سبز و بی دغدغه و زندگی سبز رو تجربه کنید.
    شاید به نظرتون راهکارم خنده دار باشه. ولی من اصلا تمایل ندارم بگم نگران نباش و منتظر باش و بالاخره ازدواج میکنی و اوضاع مالیت خوب میشه و ... شاید اینطوری شد ولی شایدم نشد. در راستای نشدنش باید به راهکار اندیشید و چرا این راهکار چیزی نباشه که ازش لذت ببرید.

  4. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (یکشنبه 03 مرداد 95), she (یکشنبه 03 مرداد 95), هلیاجون (یکشنبه 03 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها
    سلام

    من تنها چیزی که از حرفاتون به ذهنم خطور کرد اینه که واقعا چرا مهاجرت نمی کنید به یه روستای کوچیک و سبز و بی دغدغه و زندگی سبز رو تجربه کنید.
    شاید به نظرتون راهکارم خنده دار باشه. ولی من اصلا تمایل ندارم بگم نگران نباش و منتظر باش و بالاخره ازدواج میکنی و اوضاع مالیت خوب میشه و ... شاید اینطوری شد ولی شایدم نشد. در راستای نشدنش باید به راهکار اندیشید و چرا این راهکار چیزی نباشه که ازش لذت ببرید.

    صبا تو فوق العاده ای !

    چقدر من این نگاهت رو دوست دارم

  6. 4 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95), صبا_2009 (یکشنبه 03 مرداد 95)

  7. #14
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام


    خانم آبی بیکران از لطف شما ممنونم

    از تاپیک شما و دل نوشته هایتان بهره می بریم

    و از طرفی تشکر می کنم از اینکه شما هم وقت می گذارید و پای در و دل بچه های همدردی می شینید

    متشکرم.




    پاسختون را مطالعه کردم – درکتون می کنم – حق با شماست .



    تو نوشتنتون میشه هم آرامش را دید و هم لبخند و هم بعضی موقع ها ناراحتی

    یعنی می تونید احساسات خودتون را تو نوشتن انتقال بدید - یعنی طنزش کنید – هندیش کنید و ....

    کاشکی بشه همیشه شاد بنویسی و همیشه لبخند داشته باشی- یه جورایی فهمیدم با این همه درد ودل باز خانم قوی و با اراده ای هستید.


    خلاصه خانم مارکوپولو ، ما بچه های همدردی : دلی داریمو ،،،، دریای غم تو

    .................................


    خداوند در قرآن سوره مبارکه نور آیات 32 و 33 قضیه را روشن کرده :

    آیه‏ اول دستور به مؤمنان، خانواده ها و متولیان جامعه اسلامی ست که میگه سزاوار نیست، جوانان را به دلیل فقر و تهی‌دستی مجرد رها کنید،
    بلکه باید خوف از فقر را به وعده وسعت رزق مرتفع گردانید. ( توکل و ازدواج )

    اما آیه دوّم خطاب به خود مجردها و جوانان بی‌بضاعت است؛ یعنی اگر به هر دلیلی امکان ازدواج برایتان فراهم نیست، شما عفت پیشه کنید، صبر نمایید و بر خدا توکل داشته باشید


    یعنی حکمت خداوند اینو میگه که بنابر مسائل مختلف امکان داره عده ای زودتر ازدواج کنند و عده ای دیر تر ازدواج کنند و عده ای شاید ازدواج نکنند .


    این آخری ( ازذواج نکنند ) مورد خاصی هست مثلا :

    حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع) - حضرت معصومه (س) و .... هم ازدواج نکردند

    دلیل ازدواج نکردن بانو حضرت معصومه (س) این بود که در زمان هارون الرشید سخت گیری های زیادی بر امامان انجام دادند

    حتی اجازه نمی دادند سئولات شرعی بپرسند – چه برسه اینکه دادماد داشته باشند !


    ارتباط امام موسی بن جعفر(ع) کنترل می شد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را کاهش می داد

    که این باعث شد تمام 23 دختر امام ( تعداد بنابر روایات ) ازدواج نکنند ! ( البته به جز ام سلمه که در مصر ازدواج کرد)



    وقتی قم میرم دلم خیلی میگیره -به خودم میگم این اتفاق در تاریخ اسلام می خواد به ما چی بگه و چه چیزی یاد بده ؟

    اگر ما تمام تلاشمان را برای ازدواج کردیم باز نشد چی !
    اونجاست یادم این می افتم که امام موسی (ع) و فرزندانش هم این سختی ها را داشتند .

    ...........................................


    ازدواج معمولا از جنبه های مختلف بررسی میشه :

    خود ِ دختر و پسر – خانواده هاشون - محل زندگی شهر یا روستا – جامعه و ......


    احکام اسلامی ما میگه برای ازدواج جوانان همه باید بسیج بشند و کمک کنند - مثلا مسجد فقط برای نماز خوندن نیست که !

    باید هر محله و هر منطقه یه گروه هایی تشکیل بدند – شورا هایی را انتخاب کنند که تو اون شوراء مسئولین زن و مردی باشند که حقوق بگیرند !!

    اون هم حقوق خوب برای اینکه شناسایی کنند افراد مجرد را و به خانواده هاشون کمک کنند - واسط بشند معرف بشند !

    اون افراد باید برنند افراد خییر را پیدا کنند – برای دختران کم بضاعت جهیزیه بگیرند و......



    طرف سالی 40 بار میره حج ! - خدا نزنه تو کمرت برو کمک کن به یه پسر – یه دختر بتونند ازدواج کنند

    دولت و نهاد های بالاتر هم هم باید مشکل بیکاری و تورم و ..... حل کنند -امنیت شغلی ایجاد کنند


    متاسفانه این مشکلات و عدم آموزش درست در خانواده ها ! و نبود بسیج همه جانبه کافی ! و از طرفی عوض شدن سلیقه ها و باورها در بین جوانان باعث میشه سن ازدواج بره بالا.



    .................................................. ................


    شما فرمودید که تو ایران ارزش دختر رو با یه عدد میسنجن هر چی سن یه دختر میره بالاتر به همون اندازه از ارزشش میاد پایینتر


    شاید عده ای این جوری فکر کنند،،، که اصلا مهم نیست - ولی مطمئن باش خیلی ها هم این جوری فکر نمی کنند

    و مهم اینکه خودتان اینجوری فکر نکنید



    من به شما گفتم برای همسر آینده تون دعا کنید و براش سلامتی طلب کنید – به خاطر اینکه این یه دلیل علمی هست !

    وقتی با کائنات دوست باشیم - و انرژی مثبت به دنیا بفرستیم و تمام وجودمان آرامش باشه ،،،، چیزهای بهتری را از دنیا جذب می کنیم .

    میدونید که صدا هم خودش یه نیرو هست و انرژی ای داره - مثلا اگر ذکر خدا را در آب بگید – مولکول ها ی آب تغییر می کنند و قشنگ تر میشند

    و ثاثیر مثبت دارنند ولی اگر آب را با نفرت و خشم بخوریم ثاثیر عکس می گذارد .



    من شما را در ک می کنم - می دونم واقعا سخته که در زمان حال بااین همه دغدغه باز شاد باشیم !

    ولی راز شاد زیستن واقعی ،،، همینه !

    راز شاد زیستن واقعی اینکه از تمام وجود ، شاد زیستن خودمون را از درونمان پیدا کنیم و نیازمند عامل بیرونی نباشیم .

    مثلا شما الان باید بگید که خب هدف اول من ازدواجه ، چی کار باید بکنم !

    شما باید قضیه را اول به خداوند بسپارید و به این باور ، اعتقاد قلبی داشه باشید و بگید ان شالله درست میشه.

    مثلا یه شخصی دعا میکنه ولی به دعا خودش باور نداره هی میگه نمیشه !

    بیام خدا را واقعا باور کنیم و رها کنیم خودمون را از نتیجه - یه ورزشکار حرفه ای که می خواد بره تو المپیک قهرمان بشه مربی رواشناسش بهش میگه :

    اول باید خوت را رها کنی از نتیجه ! با این کار بهش میگه اصلا مهم نیست چی میشه ، برو تمام تلاشت را بکن !

    این حرف باعث آرامش میشه و کمک میکنه نتیجه ای بهتری بگیره در مسابقه .



    وقتی هدفمون را به خدا سپردیم ، دیگه نباید غصه بخوریم بلکه باید به زندگی خومون ادامه بدهیم و خودمون را در این مسیر رشد دهیم .

    چه جوری ؟

    دنبال یه هدفی باشید !



    خانم آبی بیکران ( الیته قرمز بی کران هم به شما می یاد - آخه چرا آبی ! - نکنه استقلالی هستید - می دونستید بیشتر آقایون پرسپولیسی هستند )


    به شما پیشنهاد می کنم یه جوری اعتماد به نفس خودتون را بالاتر ببرید!


    مثلا شما به نظر می یاد طبق فرمایشاتتون در ورزش شنا خوب کار کردید – می تونید برید مربی حرفه ای شنا بشید
    می تونید کتاب بنویسید – به شهر های دیگه سفر کنید و در این زمینه کمک کنید
    این جوری به نظرم هم شاد ترید و هم هدفی دارید برای شادی در زندگی .


    خانم مارکوپولو ، واقعا از 5 دبستان مهارت هایی مانند اشپزی – خیاطی و .. بلتید.

    بابا خیلی خوبه - مهارت باغبانی هم که دارید – تقریبا از هر انگشتتان یه هنره

    می تونید ازهمین مهارت استفاده بکنید مثلا برید تو کار گلخانه !!


    اینکه فرمودید دوست دارید برید یه جای سرسبز ،،، خیلی هدف قشنگیه !

    مثلا می تونی بری یه روستای سرسبز و اونجا معلم بشی ( اگر اشتباه نکنم مدرس دانشگاه هستید و مدرک ارشد دارید )



    می خوام به شما بگم یه هدف بذارید برای خودتون و اون اینکه ، اول ازدواج را با ایمان واقعی به خداوند بسپارید - سپس سعی کنید برای روحیه خودتون هم که شده شادتر باشید

    سپس زندگی کنید ! دنبال هدف هایتان باشید و شادی را در وجود خودتان و خداوند بدانید ( به خودم هم میگم )



    غصه نخورید به جاش آب مبوه بخورید

    مرثیه سرایی را رها کنیم و در مسیر زندگی : محکم و با امید باشیم .


    چه چیزی مانع توست !

    ...........................


    خب خواهر گلم یه شعر برای شما بذارم :


    آمد آمد ،،،
    با دلجویی

    گفتا با من ،،،،
    تنها منشین ،،،،

    برخیز و ببین ،،،
    گلهای خندان صحرایی را

    از صحرا دریاب این زیبایی را




    ​​

  8. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (دوشنبه 04 مرداد 95), Shadi2 (دوشنبه 04 مرداد 95), هلیاجون (دوشنبه 04 مرداد 95)

  9. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    چرا من گزینه ویرایش ندارم؟ نکنه باید برای ویراش هم هزینه پرداخت کنیم؟
    سلام بر آبی بیکاران سابق و بی کران فعلی
    احوال شما؟
    نوشته ی نقل قول شده رو یکم دقت کنید.
    این طوری آسیب میزنید به خودتون؛ واضحه که اینجا و این سایت منظورم نیست اینکه هر چیزی که مانع ما بشه رو تبدیل به یک سد بزرگ کنیم و اینکه انگار همه میخواند ما رو اذیت کنند یه جور حس نفرت در ما نسبت به دنیای اطرافمون به وجود میاره. دیگران هم آینه ی خود ماند وقتی بهشون نفرت بدیم همونو بهمون بر می گردونند؛ پس شاید در وهله ی اول لازم باشه سازگاری خودتو با محیط زیاد کنی و شرایط رو بپذیری تا اینکه بخوای همه چیز طبق ایده ال باشه. و بعد قدم به قدم در راستای هدفت جلو بری و براش تلاش کنی.
    توجه به حرف دیگران هم اشتباهه. بذار اونا هر چی دلشون میخواد بگند. آدما معمولا وقتی یکی رو می کوبونند که دقیقا از همون نقطه به شدت احساس ضعف می کنند پس دیگری رو تحقیر می کنند تا ضعف خودشونو بپوشونند. سعی کن درکشون کنی و ببخششون. بیشتر به خاطر خودت ازشون بگذر.
    بیشتر غرضم یه احوال پرسی بود و یه همراهی.
    ناراحت نباشید
    خدا هست.
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  10. 6 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (دوشنبه 04 مرداد 95), هلیاجون (دوشنبه 04 مرداد 95), آنیتا123 (دوشنبه 04 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 دی 95 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1394-11-21
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    2,480
    سطح
    30
    Points: 2,480, Level: 30
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    111

    تشکرشده 224 در 94 پست

    Rep Power
    33
    Array
    تاپیکتون و جوابها برام جالبه.

    من برای اداره ای که کار میکنم همکارانم وضعیت مشابه شما رو دارند و دختران بالای 35 ساله مجرد در همکاران زیاد داریم. پای حرفهاشون که میشینم هر کدوم یک نگاهی به این قضیه داره. یکی خیلی ناراحته یکی براش مهم نیست، یکی که کلا سرخوش هست و تو فاز دیگه ای هست و همه دخترهای اکتیو و اجتماعی هستند.

    عزیزم اینکه میگی وضعیت شغلیت ثابت نیست، اینکه دیگه حداقل نصف جوانها آینده کاری مشخصی ندارند.

    من خیلی تو خط ازدواج نیستم و ترجیح میدم برای ازدواج هیچ قدمی بر ندارم. چند مورد آشنایی که داشتم تعجب میکردند و با تعجب میپرسیدند که چطور من تا حالا ازدواج نکردم؟ انگار دختری که سی سال رو رد کنه حتما یه عیبی داشته که ازدواج نکرده. جامعه دید جالبی به دخترهای بالای سی نداره و کوچکترین حرکتی از سمت تو به معنی تلاش برای ازدواج با طرف مقابل هست.

    با اینکه من اصلا همچین دختری نیستم اما امروز این حرف رو به صورت غیرمستقیم از کسی شنیدم که قبلا قصد ازدواج با من رو داشت. خلاصه خیلی ناراحت شدم درحالیکه من اصلا و ابدا منظوری برای ازدواج نداشتم.

    من بهت توصیه میکنم خودت رو سرکوب نکن، حرف دلت رو گوش کن. ببین اگه دلت با زندگی مستقل راضیه همون کار رو انجام بده.
    من تا الان تو زندگیم تقریبا موفق بودم، اما از الان به بعد میخوام برای دل خودم زندگی کنم، با تنهایی هام خیلی راحتم و تنهایی برای من رفیق صمیمی است، من تنهاییم رو قبول کردم.

    به نظر من امید دادن باید منطقی باشه و امید واهی خیلی تاثیرات بدی داره. شما شاید ازدواج کنی شاید هم ازدواج نکنی. ولی زندگی همیشه در جریانه. زندگی باید کرد.... گاه با یک گل سرخ.... گاه با یک دل تنگ

    عزیزم، تو دختر صاف و صادقی هستی درست مثل اسم کاربریت و این از نوشته هات مشخصه.

  12. 4 کاربر از پست مفید مهرآیین تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (دوشنبه 04 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام و شب بخیر

    شاید خیلی از حرف هایی رو که میخواستم بزنم دوستان در قالب دیگه ای گفتن ، ولی خب گفتن شاید از یه منظر دیگه هم بد نباشه .

    این حرف ها رو توی یه تاپیک دیگه یه جور دیگه هم گفتم و در آخر این تاپیک هم آدرسش رو میدم که فکر می کنم خوب هست حتما به اونجا هم یه سری بزنین.

    حرف های آقای باغبان هر کدومش به نوعی سرفصل یه موضوع تفکری هست که ایشون این قدر ساده بیانش می کنن آدم فکر می کنه خیلی هم مهم نیست! ولی ...

    نمی دونم چقدر توفیق پیدا کنم ولی تصمیم دارم اگر خدا بخواد شما رو حالا حالاها ول نکنم!!! مقدمات و مولفه ها رو با هم توی این تاپیک بررسی می کنیم ولی بعدش من از شما گزارش کار و عمل خواهم خواست (مثلا یه تاپیک درست میکنین مثل" آبی بیکران در روزی که گذشت 1 " بعد یه گزارش از روز تون میدین ،من هم میام تشویق یا تنبیه تون می کنمتا ان شاء الله به جایی برسین که خودتون روی دور بیوفتین)، به هر حال در آخر این تاپیک انتظار این هست که ان شاء الله شما به یه بینش ، افق پیش رو ،هدف و برنامه برسین و بعد دست به کار بشین تا اون چیزی که از شما برمیاد رو به صحنه عمل بیارین (توی موضوع برنامه ریزی و هدف گذاری آقای باغبان ان شاء الله با مهارت هاشون به ما کمک میکنن).

    -توی این پست و پست بعدی بیشتر میخوام به نوعی هم جواب این سئوال تون رو بدم

    " پس چرا من حس میکنم از من خیلی دوره؟ وهر روز هم داره برام غریبه تر میشه؟ "

    و هم یه نوع رویکرد جدید رو متذکر بشم ،یه سری توضیحات بیشتر هم به همون تاپیکی که گفتم رجوع کنید.


    ...این جور شروع کنم ،ادراک ما از عالم بر پایه دو جنس متفاوت از ادراک هست :

    -ادراکی که در اون موضوع مورد ادراک را می یابیم

    -ادراکی که در اون موضوع مورد ادراک رو می فهمیم

    عادت شدید ما مخصوصا در عصر امروز (که به مدرنیته مشهور هست) بر ادراک نوع دوم حجاب بسیار ضخیمی رو برای ادراک نوع اول که مرتبه عالی تر ادراک هست رو ایجاد کرده (و اصلاً به خاطر اصالت دادن بیش از حد به علم تجربی ادراک مورد اول به گونه تقبیح هم شده!!!)

    خب باید چند تامثال بزنم :

    اول ادراکی هست که شما از وجود خودتون دارین ، شما باید در مورد خودتون فکر کنید تا خودتون رو ادراک کنین یا شما خودتون رو پیش خودتون بدون فکر کردن ادراک می کنین (به اصطلاح پیش خودتون حاضر هستید)

    خب یه کم مثال سطح پایین تری بزنم تا برگردیم روی همین موضوع

    شما ادراکاتی که از بدن تون دارید ،ادراکات یافتنی هست یا فهمیدنی ، مثلاً وقتی گشنه می شید باید اول فکر کنید که مفهوم گرسنگی به ذهن شما بیاد بعد احساس گرسنگی می کنید ، یا نه حتی اگر یه لحظه هم به مفهوم گرسنگی فکر نکنید ،این موضوع رو در جسم تون احساس می کنید .

    حالا در مورد خودتون هم این موضوع رو گسترش بدیم ،شما باید در مورد خودتون فکر کنید تا وجود خودتون رو ادراک کنید یا بدون فکر به خودتون هم وجود خودتون رو ادراک می کنید ؟

    -حالا تفاوت این دو نوع ادراک رو خوبه بررسی کنیم

    ما به واسطه توانایی و ابزاری در وجود مون به فهمیدن که یک نوع ادراک هست می رسیم ،ولی سطح این ادراک در مقابل ظرفیت های اساسی وجود ما بسیار کم هست ،این ابزار اسمش ذهن هست چیزی که داره خودش رو تمام وجود ما معرفی می کنه و به خاطر غلبه فرهنگ و تفکری که به شدت ما رو شرطی کرده که ادراک دارای اصالت یک موضوع ادراک ذهنی هست!!!

    این موضوع مخصوصا در مفاهیم انتزاعی که ما به ازای مادی ندارن به شکل فاجعه باری ما رو از ادراک نوع اول محروم کرده و این که حضرت رسول (ص) می فرمایند العلمُ حجابُ الاکبر به همین نوع غلبه علم و ادراک ذهنی اشاره دارن.

    ان شاء الله در پست بعدی بیشتر توضیح خواهم داد.

    اگر خواستین به این دوتا پستی که توی این تاپیک که گفتم هم سر بزنین:

    http://www.hamdardi.net/thread-38291.html

    موفق باشین.

  14. 3 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), mohamad.reza164 (دوشنبه 04 مرداد 95), باغبان (دوشنبه 04 مرداد 95)

  15. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 تیر 98 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1393-4-14
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    5,852
    سطح
    49
    Points: 5,852, Level: 49
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    161

    تشکرشده 223 در 103 پست

    Rep Power
    36
    Array
    بیکران عزیز
    وضعیت شغلی خیلی از ما جوونا مثل شماست. فعلا که شما مشغول به کار هستید. حالا حقوقش کم یا زیاد. فعلا سرگرمتون میکنه و میتونید با درآمدی که دارید نیازهاتون رو رفع کنید. پوشاک و تفریحات کوچیک و ...
    در ضمن مشکل مسکن و خوراک و ... رو ندارید. چون پیش پدرتون زندگی میکنید . و همینطور بیمه درمانی . انشالله سالهای سال سلامت باشن
    ولی اگر نگران زندگی بعد از پدرتون هستید ( امیدوارم با این فرض ناراحتتون نکرده باشم) ، از آنجایی که شما مجرد هستید ، حقوق بازنشستگی پدر، بهتون تعلق میگیره. مشکل مسکن هم که نخواهید داشت ، توی همین خونه زندگی میکنید .
    بجای زندگی تو روستای سرسبز ( که مشکلات خودش رو داره ) رانندگی یاد بگیرید و آخر هفته به جاهای سرسبز و دیدنی خارج از شهرتون برید. پیک نیک با پدر و مادر خیلی لذتبخشه.
    حتی میتونید سفر چند روزه بهمراه پدر و مادر به یکی از شهرهای اطراف داشته باشید
    بیکران عزیز درکت میکنم. منم از اینکه مجردم دلم میگیره و گاهی از آینده وحشت میکنم ولی قبول کن اونقدرهم سخت نیست زندگی مجردی. آینده هم تیره و تار نیست.
    اصلا از کجا معلوم چند سال عمر میکنیم. من هر چند وقت یکبار خبر سرطان آشناها رو میشنوم و پدرم رو هم بهمین خاطر از دست دادم.
    شاید تا چهل سالگی عمر کنم. حیف نیست این چند سال که تندرستم، به خودم سخت بگیرم؟

  16. 4 کاربر از پست مفید nahid-111 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 04 مرداد 95), hamed-kr (سه شنبه 05 مرداد 95), mohamad.reza164 (دوشنبه 04 مرداد 95), باغبان (سه شنبه 05 مرداد 95)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahid-111 نمایش پست ها
    بیکران عزیز
    وضعیت شغلی خیلی از ما جوونا مثل شماست. فعلا که شما مشغول به کار هستید. حالا حقوقش کم یا زیاد. فعلا سرگرمتون میکنه و میتونید با درآمدی که دارید نیازهاتون رو رفع کنید. پوشاک و تفریحات کوچیک و ...
    در ضمن مشکل مسکن و خوراک و ... رو ندارید. چون پیش پدرتون زندگی میکنید . و همینطور بیمه درمانی . انشالله سالهای سال سلامت باشن
    ولی اگر نگران زندگی بعد از پدرتون هستید ( امیدوارم با این فرض ناراحتتون نکرده باشم) ، از آنجایی که شما مجرد هستید ، حقوق بازنشستگی پدر، بهتون تعلق میگیره. مشکل مسکن هم که نخواهید داشت ، توی همین خونه زندگی میکنید .
    بجای زندگی تو روستای سرسبز ( که مشکلات خودش رو داره ) رانندگی یاد بگیرید و آخر هفته به جاهای سرسبز و دیدنی خارج از شهرتون برید. پیک نیک با پدر و مادر خیلی لذتبخشه.
    حتی میتونید سفر چند روزه بهمراه پدر و مادر به یکی از شهرهای اطراف داشته باشید
    بیکران عزیز درکت میکنم. منم از اینکه مجردم دلم میگیره و گاهی از آینده وحشت میکنم ولی قبول کن اونقدرهم سخت نیست زندگی مجردی. آینده هم تیره و تار نیست.
    اصلا از کجا معلوم چند سال عمر میکنیم. من هر چند وقت یکبار خبر سرطان آشناها رو میشنوم و پدرم رو هم بهمین خاطر از دست دادم.
    شاید تا چهل سالگی عمر کنم. حیف نیست این چند سال که تندرستم، به خودم سخت بگیرم؟
    سلام دوست عزیز فکر کنم من رو با فرد دیگه ای اشتباه گرفتین من 4ساله بودم پدرم از دست دادم که اون هم کشاورز بود هیچ بیمه ای هم نداشت .
    اتفاقا بزرگترین مشکل من نداشتن مسکن وجا ومکان ثابته. من یه مادر پیر دارم که اون هم خودش با برادرم زندگی میکنه من نمیتونم با این سن وسال سر بار زندگی دیگران باشم میخوام مستقل بشم ولی با این وضعیت کاری وبدون سرمایه امکانش نیست. الان زندگی بلاتکلیفی دارم که این خیلی اذیت میکنه والان جدای مسئله تجرد این مشکل بزرگترین دغدغه ودرگیری ذهنی روانی من شده.
    .................................................. ...................................

    صبا_2009
    اما صبای عزیز گفتن این حرفا مثل نوشتنش خیلی راحته ولی به نظرت همینقدر راحت میشه بهش جامه عمل بپوشینم ؟ یعنی فکر میکنید زندگی کردن تو یه روستای سرسبز وخوش اب هوا واقعا به همین راحتیه؟ مثلا من الان برم همچین مکانی پیدا کنم یه دختر تنها با دست خالی کی میاد به من یه خونه تکه زمینی بده بگه حالا بیا راحت زندگیت بکن....

    .................................................. ...................................
    از همه دوستانی که برام پست گذاشتن ممنونم شرمنده نمیتونم به تک تک جواب بدم ولی تمام نظراتتون چند بار میخونم وحتما استفاده میکنم.

    .................................................. ......................................

    اقا حامد باز هم از اینکه وقت میزارین و پیگیر تایپیک من هستین ازتون تشکر میکنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed-kr نمایش پست ها

    نمی دونم چقدر توفیق پیدا کنم ولی تصمیم دارم اگر خدا بخواد شما رو حالا حالاها ول نکنم!!! مقدمات و مولفه ها رو با هم توی این تاپیک بررسی می کنیم ولی بعدش من از شما گزارش کار و عمل خواهم خواست (مثلا یه تاپیک درست میکنین مثل" آبی بیکران در روزی که گذشت 1 " بعد یه گزارش از روز تون میدین ،من هم میام تشویق یا تنبیه تون می کنمتا ان شاء الله به جایی برسین که خودتون روی دور بیوفتین)، به هر حال در آخر این تاپیک انتظار این هست که ان شاء الله شما به یه بینش ، افق پیش رو ،هدف و برنامه برسین و بعد دست به کار بشین تا اون چیزی که از شما برمیاد رو به صحنه عمل بیارین (توی موضوع برنامه ریزی و هدف گذاری آقای باغبان ان شاء الله با مهارت هاشون به ما کمک میکنن).

    موفق باشین.
    امیدوارم با عمل کردن به این توصیه ها وراهکارهای مفید شما دوستان بتونم بر این مشکلات غلبه کنم یعنی بفهمم گره کور زندگی من واقعا کجاست؟ راه حلش چی هست چطوری باز میشه؟ من واقعا قدرت تشخیص الان ندارم که چیکار باید بکنم چی درسته چی غلطه ومهتر از کجا باید شروع کنم؟ به خاطر همین گفتم الان منتظرم یکی باشه راه درست بهم نشون بده قدم به قدم همراهیم کنه وبگه چیکار کن! الان یه جایی از زندگی قرار گرفتم که همش انتظار معجزه دارم
    نمیدونم در توان من هست یا نه امیدوارم اون زره انرژی و پس مانده امیدی واعتقادی که برام مونده بتونه در این مسیر کمکم کنه تا لااقل زحمات شما رو هدر نداده باشم!
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  18. 3 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 05 مرداد 95), mohamad.reza164 (سه شنبه 05 مرداد 95), باغبان (سه شنبه 05 مرداد 95)

  19. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1394-7-06
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    3,017
    سطح
    33
    Points: 3,017, Level: 33
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 127 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    بادرود

    شمارو میتونم درک کنم، و باهاتون همدردی میکنم، فکر نکنید که تنها هستید، خیلیا مشکلات شمارو دارن
    منم خیلی اتفاقی برام مورد ازدواج پیش اومد،وگرنه اصلا تو فکر ازدواج نبودم شاید برای شما هم همینطور باشه
    ،شما اگه تواناییشو دارید، یه مدت رو باخودتون ازدواج کنید و با خودتون خوش بگذرونید، با خودتون برید ماه عسل، برای خودتون کادو بخرید خلاصه حسابی به خودتون برسید
    وقتی ازدواج کنید دیگه این فرصتها پیش نمیاد
    فکرتونو از مسائل و مشکلات دورکنید و یه رفرش بدین به روحتون

  20. 4 کاربر از پست مفید delkhaste تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 مرداد 95), hamed-kr (سه شنبه 05 مرداد 95), mohamad.reza164 (سه شنبه 05 مرداد 95), باغبان (سه شنبه 05 مرداد 95)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.