سلام ساراي عزيز
ميدونم كه از من و پست هام خوشت نمياد!
ولي برات مي نويسم شايد به دردت خورد و دعاي خيري برام كردي كه باعث گشايش در زندگيم بشه
اول اينكه، افرين به وجدان بيدار تو و حساسيتت در دروغ نگفتن.
به عنوان مردي با حساسيت هاي مشابه خواستگار تو ميتوانم بگويم مهم نيست دلايل او براي اين حساسيت چيست بلكه مهم شرايط فعلي تو هست.
تو از نظر عاطفي هنوز درگير فرد ديگري هستي. و اگر اينطور نبود شايد جنس توصيه من متفاوت مي بود.
اما براي رد كردن او همين كافي هست كه با توجه به بررسي ها، عقايدتان متفاوت از يكديگر هست و با توجه به حساسيت هاي او نگران هستي كه بعد از ازدواج بددل باشد، تو را محدود كند و ...
البته اين دلايل را سعي كن صرفا با خانواده مطرح كني و تا حد امكان اينطور به خواستگار منتقل نشود بلكه تنها در حد عدم تفاهم روحي و نوع نگاه به زندگي در موارد متعدد (اگر لازم شد) مطرح شود. و البته سعي كن در اين مورد وارد بحث با خواستگار نشوي كه او بخواهد موضوع را روشن كند تا در نگاه خود سوء تفاهمي را رفع كند. تنها به همين دليل عدم تفاهم در عقايد بسنده كن.
با ارزوي بهترينها براي تو
كامران
پينوشت: البته راه حل دوم هم راه حل كايا هست. البته اگر بتواني بسته به شرايط با ترس از برملا شدن يا عذاب وجدان اين دروغ يك عمر كنار بيايي.










علاقه مندی ها (Bookmarks)