به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Threaded View

  1. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 95 [ 08:38]
    تاریخ عضویت
    1395-4-27
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    912
    سطح
    16
    Points: 912, Level: 16
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    49

    تشکرشده 21 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ممنون از اینکه به سوالاتم جواب دادید
    راستش من احساس می کنم کلا عقلم رو از دست دادم کلا آدم سابق نیستم آدم قبل ازدواجم نیستم مدام خیال پردازی میکنم و خودم رو توجیه میکنم
    وگرنه همه این چیزارو خودم قبول دارم
    دوست دارم شرافت مندانه زندگی کنم
    من چهره پدر و مادرمو می بینم قلبم درد می گیره اونا انسان های شریفی هستند آبرومندانه زندگی کردن و حلال و حروم سرشون میشده
    با خودم فکر می کنم اگر پدرم از ذهنیت من باخبر بشه چه حالی میشه یا اگر مادرم بفهمه احتمالا منو می کشه
    فکر نکنید من خیلی خودم رو محق می دونم و عذاب وجدان نمیگیرم
    همیشه در حال مبارزه با خودم هستم ولی کنترل ندارم رو خودم و افکارم
    من در مورد زندگی با همسرم کوتاهی نکردم اطرافیان و کسانی که من رو می شناسند می گن اتفاقا زیادی لی لی به لای همسرم گذاشتم و زیادی پروش کردم
    در مورد سوالی که یکی از دوستان پرسیده بود
    من هر موقع به همسر اون آقا فکر می کنم از خودم متنفر میشم ولی نمی دونم چرا تااین حد بهش محبت دارم
    در ضمن من اصلا علاقه ای به ازدواج دائم ندارم همون یکبار ازدواجم برای هفت پشتم بسه
    اگر بخوام ازدواج دائم کنم ترجیه میدم با همسر خودم باشه

    ولی الان در شرایط فعلی نمی تونم خودم رو راضی به برگشتن کنم چون چندین بار این اتفاق افتاد و ایشون هیچ تغییری نکرد و اصلا هدف من اینکه ایشون تا ابد در حسرت من بمونه.
    من نمی تونم خیلی از مسائل رو اینجا عنوان کنم من بارها تلاش کردم موقعیت این نوع ارتباط رو تو خونه ایجاد کنم
    البته دروغ نگم اوایل برام مهم نبود ولی از وقتی برام مهم شدسعیم رو کردم ولی بی فایده بود
    یعنی این همه مدت ایشون می خواسته من تنبیه شم؟
    من نظرم اینکه به دلیل ارتباط با زن دیگه ای نسبت به من سرد شده بودو احتمالا اون زن هم فکر و هم نظر با همسرم بوده.
    من تو زندگی مشترکم خیلی تحقیر شدم
    شاید فقط خانم ها بتونن این حس رو درک کنن که چقدر زجر اوره که ببینی هرچه قدر که خودت رو آراسته می کنی اصلا نمی بینتت.

    من بعدا سوالاتی که جواب داده نشده را پاسخ میدم

  2. کاربر روبرو از پست مفید carameli تشکرکرده است .

    همراهی (جمعه 01 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.