تاپیک های قبلیتون رو مطالعه کردم و یادم اومد همه چیز رو. پیرو فرمایشات دوستان با پیشنهادات بانوی آفتاب کاملا موافقم
اینکه گفتین از زندگی دوم مطمعنن نیستین که بتونین راحت جدا شین.خب بنظر من تنها بودن و عزت نفس داشتن خیلی بهتر از با کسی بودن و تحقیر و تنهایی و نداشتن اعتماد بنفسو ناراحتیه
خداروشکر که رابطه ندارین حالا یک قدم جلویین و دستتون بازه که هر کاری که به صلاحتونه انجام بدین
اگر مدت زیادی از ارتباط همسرتون با اون خانم میگذره و در این حد پیش رفتن که نیاز جنسیشون رو اونجا برطرف میکنن و با یه تلنگر ایشون از شما روی برمیگردونن و این خیانت کردن هم جزوی از شخصیت ایشون باشه زندگی با همچین ادمی به هیچ وجه به صلاح نیست
درمورد ویژگی های مثبتشون هم,اون مواردی که عنوان کردین بیشر جنبه شخصی داره و درمورد شما ویژگی مثبتی نداشتن.
خب گفتین که به مشاور هم مراجعه کردین پس کاری که میکنید این باشه که از خونه ایشون برگردید خونه پدریتون درست همونیکه شیدا خانم عنوان کردن,یکمی از همسرتون فاصله بگیرین تا هردو نفس بکشید و به همسرتون فرصت بدین که دلتنگتون شن,شما روی عزت نفستون کار کنین روی اعتماد به نفستون.چه همسرتون با شما رفتار درستی داشته باشن و چه نداشته باشن شما یک خانم تحصیلکرده با موقعیت شغلی خوب و ظاهری زیبا و ... هستین.بعد از ازینکه خودتون رو بدست آوردید خیلی جدی با همسرتون صحبت کنین و خواسته هاتون رو بیان کنین
این مدل زندگی اصلا منطقی و به صلاح نیست البته اگر بشه اسمش رو زندگی گذاشت
فقط امیدوارم این تاپیکتون هم مثل قبلی طولانی و کم بازده نباشه انشاا.. مشکلتون زودتر حل شه








علاقه مندی ها (Bookmarks)