
نوشته اصلی توسط
[FONT="
عشق آفرین;414597]سلام و عرض ادب[/FONT].
جوونی دو دیدگاه داره:
یک دیدگاه مغلطه ی جامعه است و دیگری هدف زندگی:
دیدگاه اول که مغلطه و سفسطه ی رایج شده در جامعه هست، به معنای هنجار شکنی در پی لذت های آنی هست. یک هیجان کاذب جهت تسکین بیهودگی ها و پوچی ها. مثال هایی از این دست شامل: ارتباط با جنس مخالف خارج از چارچوب تعهدی به اسم ازدواج هست، نوعی جو گیری به اسم سیگار و قلیون در راستای به قولا بچه ننه نبودن هست، یک مسکن پر عوارض به اسم مشروب به جای درمان پریشانی هست، ویراژ دادن عقده های انباشه در خیابان های شهر. یا به عبارتی همان که سنتوری میگه: "نمونده از جوونی هام نشونی، پیر شدم پیر تو ای جوونی" این جوونی دومی اشاره به همین نوع جوونی داره
اما دیدگاه دیگر که هدف و معنای زندگیست یعنی: "دریاب کنون که دولتت هست به دست، کین دولت و ملک میرود دست به دست" . یعنی زیبه اندیش باش که زیبه اندیشان به زیبایی رسند، یعنی زندگی رو جشن بگیر و پاس بدار که "حیف اوقات که یک سر به بطالت گذرد" ، یعنی " تا توانی دلی به دست آور" یعنی از دروغ ها و فریب های ظاهری رها شو و به حقیقت هستی بپیوند، یعنی قلب سپاسگزار داشته باش و جای بیهودگی ها قدر دان نعمت هات باش. اینم خودش رو در قالب ازدواج و تشکیل یک خانواده هدفمند، لذت ناشی از خدمت به خلق و رضایت خداوند ، عبور از وابستگی و رها شدن از تعلقات دنیوی ، مهار افسار حرص و ولع، آسان گرفتن زندگی، جهان بینی، معنا یابی و گذر از خودخواهی نشون میده. جایی که انسان به جای تلاش برای زنده مانی، کوششی جهت زندگانی میکنه.
موفق باشید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)