خانم tanin_eshgh خیلی خیلی مواظب زندگی ات باش .... خیلی زیاد
یه سر به تاپیک هایی بزن که شوهر بعد از کلی عشق و علاقه یهو سرد شده و حرف از طلاق زده و دیگه به هیچ وجه راضی به بازگشت به زندگی نشده ، اون وقت قدر لحظه لحظه زندگی ات رو با همسرت خواهی فهمید
یه انگشتر طلا پر از برلیان و زمرد 10 قیراطی ارزشش در برابر خراب شدن زندگی تون خیلی کم هست
اشک های یک زن گرانبها تر از آن هست که در این موارد جاری بشود ، یادت باشه زمانی از قطره های اشکت استفاده کنی که با هر دونه اش دل مردت برایت بریزد و بتپد ...نه اینکه بی حساب این گونه هدرشون بدی
و اینکه اصلا به صورت همسرت نگاه نکردی ، ... این حس رو در همسرت القا می کنه که ارزش به انگشتر از شوهرت برای شما با ارزش تر هست .. آیا به راستی همین جوری هست؟! تداوم این رفتارها باعث میشه همسرت واقعا خودش رو در برابر شما بی ارزش ببینه و کم کم ازتون دلسرد بشه
====
نکته دیگر این هست که شما نمی خواهی وارد مسائل اقتصادی خانه بشوی ، باشه بسیار هم نیکو هست ، ولی روش برخورد شما با این مقوله صحیح نیست
وقتی شوهرتون قبول کرده ، دیگه مطرح کردنش پیش دیگران خصوصا خانواده شوهر ، فقط برای شما بد می شود ... هرچی باشه خانواده شوهرتون ، همون طوری که خودتون بیان کردید ، روی شما به عنوان کمک خرج حساب کرده اند ، وقتی شما اینقدر مستقیم تصمیمات زندگی خصوصی تون را علنی می کنید ، یعنی آنها رو هم دارید در تصمیم گیری دخیل می کنید ... و این کار باعث میشه که حرف ها وصحبت هایی زده بشود که روی زندگی شما تاثیر بگذارد
...










علاقه مندی ها (Bookmarks)