سلام به همگی. اول از همه خیلی خیلی ممنونم بابت کمک ها و راهنمایی هاتون. استفاده کردم. کاملا هم درست گفتین.
من دو روز پیش ارتباطمو کامل قطع کردم. با اینکه واقعاااا سخت بود. ولی اینسری تصمیم گرفتم و پای تصمیمم وای میستم. یه زندگی جدیدو از نو میسازم. از اول شروع میکنم. تجربه شد.
ته دلم خیلی خوشحالم. به خودم افتخار میکنم که رها کردم خودمو. از این باتلاق بیرون کشیدم خودمو. کاملا درست گفتین.
ولی الان به یه مشکل برخوردم. تو این دو روزه حالم خیلی خیلی بده. اعصابم خورده. همش دارم گریه میکنم. افسرده شدم. قبلشم از لحاظ روحی داغون بودم و خسته بودم. خسته ی روحی ذهنی جسمی... این دو روزه که واقعا نمیتونم توصیفش کنم! میدونم کار درستو انجام دادم... ولی حتی نمیتونم توصیف کنم چقدر حالم بده!
من نیما رو واقعا دوست داشتم. خیلی خیلی زیاد. با اینکه زمین تا آسمون فرقمون بود.
من دیگه نمیخوام پشیمون بشم. پیشمون نمیشم! پشیمون نیستم از این کارم! فقط میخوام اگه ممکنه یه راهکار بهم نشون بدین. که بتونم دوباره وایستم! خیلی حالم بده. دیگه هیچی برام مهم نیست. در این حد که سر جلسه امتحان نرفتم و صفر شدم! یکی دیگه رو هم سفید دادم! منی که تو یکی از بهترین دانشگاه های تهران دارم درس میخونم و جزو رتبه های برتر ورودیمون بودم همیشه! یعنی دو تا از درسام الکی الکی موند... ولی خیلی گم شدم! اصلا حالم خوب نیست! هیچی دیگه برام مهم نیست!
میشه کمکم کنین؟ چیکار باید بکنم؟ میخوام خوب بشم! خسته شدم دیگه از این حال و هوای این چند ساله. دیگه میخوام خوب بشم! یه راه بهم نشون بدین.... حوصله ی هیچکاریو ندارم. هیچی








علاقه مندی ها (Bookmarks)