سلام خانوم
من از اين تفكر و ديدگاهتون خيلي خوشم اومد:
ولي در مقابل :برای من هم خب ظاهر مهم هست اما نه به حدی که بخوام به این خاطر به ایشون جواب رد بدم و پیش خودم می گم یه آدم هیکلی هم با یه بیماری در عرض 1ماه میتونه لاغر بشه !
خود خدا مقرر كرده كه با هر كي دلتون نشست ازدواج كنيد و از همه مهمتر براي هر شخصي جفتي افريدم. پس تا جفت خودتون رو پيدا نكردين از جواب رد دادن نترسيد.در واقع به خاطر این موضوع از خدا می ترسم.
-------------------
خانوم به جز قضيه ازدواج، در موارد ديگه، عقلانيت شخص شما در خانواده چقدر وجاهت داره؟
تصميم هاي شخصي زندگي تون چقدر بر عهده خودتون هست؟
يكي از مهمترين تصميم هاي زندگي كه تا كنون بدون نظر خانواده گرفتين چي بود؟ موفقيت آميز هم بوده؟
در كل در تصميم گير مستقل هستين و خانواده به انتخاب و عقل شما ايمان دارند يا خير؟
------------------
خوب وقتي كه متوجه بشويم خانواده شما به تصميم هاتون اعتماد دارن، ميشه مسئله رو از ايده آلگرايي مادرتون بررسي كرد. ولي اگر شما در تصميم گيري هاتون وابسته عمل ميكردين، بايد اول رو خودتون كار كنيد.
اگر از موضوع تصميم گيري كه بگذريم، شما واقعا فارغ از احساس و مقابل گرايي با خانواده كلاهتون رو قاضي كنيد كه اين شخص واقعا جفت شما هست يا نه؟ چون بعضي وقت ها ما جوانان براي اينكه حرفمون رو در مقابل خانواده پيروز كنيم نسبت به بولد كردن خصوصيات مثبت و ناديده گرفتن خصوصيات منفي در اينجور مواقع روي مي آوريم. ولي با توجه به نوشته هاي شما بعيد ميدونم چنين اخلاقي داشته باشين.
پس اول بشينيد واقعا مطمئن شويد كه اين شخص جفت شماست.
در مرحله بعد بايد به اين موضوع واقف بشيد كه ازدواج وصلت خانواده هاست ( بيشتر منظورم خانواده در جه 1 هست نه عمه و خاله) پس بايد نظرات خانواده ها رو هم داشته باشيم.
در نتيجه اينجا ايجاب ميكنه كه موافقت خانواده خودتون رو بگيريد و بعد براي جلسات بعدي اقدام كنيد. در اين راه به هيچ عنون وارد فاز كودكانه نشويد و از موضع بالغانه با پدر و مادري كه موضع والدانه دارند، صحبت كنيد.
مثلا موضع بالغانه چه طوري ميشه؟ به مادرتون بگيد كه من پس از فكر و بررسي هاي مختلف به اين نتيجه رسيدم ملاك هاي اوليه من براي ازدواج در آقا وجود داره ( اگر هم كه نام ببريد خيلي عالي هست) ولي براي انتخاب كافي نيست و نيازمند شناخت بيشتر هست ( اين جمله نشون ميده احساسي نيستين و اگر در ادامه شرايط مساعد نبود قدرت نه گفتن را داريد). من خيلي به اين قضيه فكر كردم، متوجه شدم نظر والدينم براي انتخاب خيلي مهم است ولي دوست دارم قبل از هر تصميمي با يكديگر مشورت كنيم و به يك اجماع برسيم. ملاك هاي ظاهري باتوجه به شرايط بد جامعه ما و اينكه پسر اهل زندگي كم شده و از طرفي انسانيت هر فردي به باطن اش هست، من ملاك هاي ظاهري ام رو تعديل كردم به همين نكته كه خواستگارم به دلم بشينه رضايت قلبي دارم( توجه كنيد خودتون رو گول نزنيد، واقعا بايد به دلتون بشينه ها) . تجارب دوستان و اهالي همدردي ( اينكه همدردي رو بگيد نشان از تحقيق و بررسي شما داره) نشون ميده كه زندگي و ازدواج هاي موفق از چه ملاك هايي پيروي كردن و لزوما ظاهر زيباي افراد، متضمن خوشبختي آنها نبوده. و از اين دست مطالب واقع گرايانه و صد البته بالغانه.
--------------------------------
راست يه نكته هم بگم، درسته كه مثلا عموم آقايون بعد از ازدواج چاق ميشوند ولي اگر تلاش كنيد با همون شرايط فعلي آقا تصميم بگيريد بهتره و با خودتون نگيد كه درآينده تغييرميكنه و يا از سياست هاي زنانه پيروي ميكنم كه تغييرش بدم. چون در ادامه زندگي اگر تغيير صورت نگيره، ممكنه دلسردي شما را همراه داشته باشه.
اون خانوم هايي كه مثلا ميگن بعد از ازدواج يه كاري ميكنم طرفم بره مو بكاره تا ايده آل من بشه، خودشوم رو اين طور در نظر بگيرن كه همسرشون بياد بگه مثلا از فردا بايد چادر سر كني.
پس هر چيز رو كه الان ميبينيد قبول كنيد.
-----------
منتظر جوابتون هستم.
با اميد به خداوند سبحان








علاقه مندی ها (Bookmarks)